نقد حدیث چهارم مهدیین | تحلیل قومی از شیعیان

فهرست محتوا
مقدمه
همانطور که در مقاله اول تا سوم عرض شد، ناظم العقیلی در مقدمه کتاب «چهل حدیث مهدیین» ادعاهایی را مطرح نموده و برای اثبات آنها به 40 حدیث اشاره مینماید. او مدعی است:
- امامت در 12 امام محصور نیست.
- مهدیین بعد از امام زمان علیه السلام مقام وصایت و امامت دارند.
- مهدیین همان عترت و فرزندان امام زمان علیه السلام هستند.
اما دلایل قبلی کتاب او -با صرف نظر از ضعف سندی و پذیرش صدور آنها- ادعاهای سه گانه فوق را ثابت ننموده بلکه دروغین بودن احمد اسماعیل بصری را رقم میزد.
لازم به ذکر است کتاب 40 حدیث مهدیین مورد تایید احمد اسماعیل همبوشی بوده لذا هر اشکالی که بر این کتاب وارد شود، حکایت از بیسوادی احمد داشته و مهر بطلانی است بر پیشانی فرقه همبوشی.
با این که ضمن بخشهای گذشته ایرادات فراوانی بر کتاب 40 حدیث مهدیین ناظم العقیلی بیان نمودیم و دیگر نیازی به نقد مابقی کتاب نمیباشد، اما به جهت بیان رسواییهای بیشتر این فرقه، چهارمین حدیث کتاب را در مقاله نقد حدیث چهارم مهدیین، از نظر گذرانده و ارتباط آن را با ادعاهای سه گانه فوق مورد بررسی قرار میدهیم.
حدیث چهارم از نگاه ناظم العقیلی
عنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ: قُلْتُ لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّی سَمِعْتُ مِنْ أَبِیکَ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ یَکُونُ بَعْدَ الْقَائِمِ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِیّاً فَقَالَ إِنَّمَا قَالَ اثْنَا عَشَرَ مَهْدِیّاً وَ لَمْ یَقُلْ اثْنَا عَشَرَ إِمَاماً وَ لَکِنَّهُمْ قَوْمٌ مِنْ شِیعَتِنَا یَدْعُونَ النَّاسَ إِلَى مُوَالاتِنَا وَ مَعْرِفَهِ حَقِّنَا.
ترجمه: ابوبصیر میگوید که به امام صادق علیه السلام گفتم: ای پسر رسول خدا، همانا من از پدرت علیه السلام شنیدم که فرمود «بعد از قائم، 12 مهدی میباشد». امام صادق علیه السلام فرمودند: جز این نیست که [پدرم] فرمود 12 مهدی و نگفت 12 امام، ولکن آنها قومی از شیعیان ما هستند که مردم را به موالات ما و معرفت حق ما دعوت میکنند.
(کمال الدین، ج2، ص358)
نقد و بررسی
با صرف نظر از بحث سندی حدیث، نکاتی خدمت عزیزان تقدیم میگردد:
نکته اول: ادعا، فراتر از دلیل است.
بنا بر نقل ابابصیر از امام باقر علیه السلام پس از قائم، 12 مهدی وجود داشته و امام صادق علیه السلام هم نقل قول ابابصیر را مورد تایید قرار میدهند لذا آنچه از این حدیث فهمیده میشود فقط وجود 12 مهدی بعد از قائم علیه السلام میباشد.
اما ادعاهای ناظم العقیلی مبنی بر این که:
- امامت در 12 امام محصور نیست.
- مهدیین بعد از امام زمان علیه السلام مقام وصایت و امامت دارند.
- مهدیین همان عترت و فرزندان امام زمان علیه السلام هستند.
از این حدیث اثبات نمیشود.
نکته دوم: توجه به تاکید امام.
وقتی ابابصیر سخن امام باقر علیه السلام -مبنی بر وجود 12 مهدی بعد از قائم- را برای امام صادق علیه السلام نقل میکند حضرتش علاوه بر تایید این گفتار، تاکید دارند که پدر بزرگوارشان نفرمودند 12 امام.
با توجه به این که در گفتار ابابصیر هیچ حرفی از امامت مهدیین در میان نیست، این سوال در ذهن ایجاد میشود که این سخن تاکیدی حضرت صادق علیه السلام چه معنایی میتواند داشته باشد؟
و اما پاسخ:
از آنجا که امامان معصومین علیهم السلام در برخی احادیث، خویش را به عنوان «مهدی» و هدایت شده معرفی نمودهاند1 ممکن است در ذهن این معنا تداعی شود که هر کس «مهدی» باشد2، مقام امامت را هم دارا است لذا شاید برای دفع این توهم، حضرتش فرمودند: «پدرم فرمود 12 مهدی و نگفت 12 امام».
بنابراین تاکید امام صادق علیه السلام بر این مطلب با توجه به این که ابابصیر هیچ سخنی از امامت مهدیین نمیزند، خود بهترین دلیل بر نفی امامت از مهدیین مورد ذکر است.
پس این حدیث نه تنها سخنی از امامت مهدیین نمیزند بلکه با توجه به تاکید امام صادق علیه السلام، نفی مقام امامت از مهدیین مذکور را مینماید.
ناظم العقیلی این حدیث را نافی مقام امامت مهدیین ندانسته و پس از نقل حدیث 4 میگوید:
«این که امام باقر علیه السلام نفرمودند دوازده امام، به معنای نفی امامت از مهدیین نیست».
و اما پاسخ:
علی فرض پذیرش ادعای او -که سخن امام باقر علیه السلام به معنای نفی امامت مهدیین نیست- و بطلان آنچه در نکته دوم گفته شد، عرض میکنیم که اگر این حدیث دلالت بر نفی مقام امامت از مهدیین ندارد، مثبِت این مقام هم نمیباشد لذا همانطور که در نکته اول ذکر شد این حدیث هیچ ارتباطی با ادعاهای ناظم العقیلی نداشته و آنها را ثابت نمینماید.
نکته سوم: توجه به ظهور کلام امام.
امام صادق علیه السلام در ادامه به توضیح مهدیین پرداخته و میفرمایند:
«… ولکن آنها قومی از شیعیان ما هستند که مردم را به موالات ما و معرفت حق ما دعوت میکنند».
با توجه به این که در حدیث هیچ سخنی از امامت مهدیین در میان نیست -و اگر از آنچه در نکته قبل مبنی بر نفی مقام امامت از مهدیین گفته شد هم صرف نظر کنیم- ظهور کلام امام صادق علیه السلام در این است که مهدیین امام و حجت الهی نیستند بلکه گروهی از شیعیان هستند که مردم را به موالات و معرفت اهل بیت علیهم السلام دعوت میکنند.
ناظم العقیلی با اشکالی عوام فریبانه سعی بر این دارد تا با ظهور این حدیث بازی کرده و امامت مهدیین را از آن ثابت نماید. او در این راستا میگوید:
«تعبیر شیعه به این معنا نیست که مهدیین امام نیستند بلکه عنوان شیعه، صفتی بسیار عظیم است که پیامبر خدا ابراهیم علیه السلام با آن وصف شده است [تاویل الآیات، ص485] … و نیز حسن علیه السلام و حسین علیه السلام [بحارالانوار، ج65ص158 ] … و این توصیف هرگز با امام بودن آنان تعارضی ندارد…»
در پاسخ به این اشکال عوام فریبانه عرض میکنیم:
توصیف امام صادق علیه السلام از مهدیین به عنوان «قومی از شیعیان ما» ظهور در این دارد که مهدیین امام نیستند و این که بین میلیاردها شیعه در طول تاریخ، افراد انگشت شماری به مقام امامت دست یافتهاند نمیتواند دلیلی بر بطلان این ظهور باشد.
پس ظهور لفظ «شیعه» دلالت بر عدم امامت دارد الا مواردی که با دلیل از این ظهور خارج شده و امامتشان با دلیل ثابت گردد مثل حضرت ابراهیم علیه السلام و اهل بیت علیهم السلام.
نکته چهارم: ترجمه غلط
جالب اینجاست که همبوشیان در ترجمه حدیث 4 عامدانه مرتکب خطای بزرگی شده و متن حدیث را این گونه ترجمه نمودهاند:
… قُلْتُ لِلصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ إِنِّی سَمِعْتُ مِنْ أَبِیکَ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ یکُونُ بَعْدَ الْقَائِمِ اثْنَا عَشَرَ مَهْدیّاً …
ترجمه: به امام جعفر بن محمد صادق علیه السلام عرض کردم: ای فرزند رسول الله من از پدرتان شنیدم که فرمودند: بعد از قائم، 12 امام است.
همانطور که مشاهده فرمودید، متاسفانه عبارت «اثنا عشر مهدیا» را به «12 امام» ترجمه کردهاند. البته از این ترجمههای اشتباه عمدی در این فرقه پوشالین فراوان به چشم میخورد که به نمونهای از آن ضمن حدیث سوم کتاب ناظم العقیلی نیز اشاره شد.
خلاصه این که ناظم العقیلی برای بهره بردای از این حدیث در جهت اثبات فرقه خویش از هیچ تلاشی دریغ نکرده اما همانطور که شاهد بودید این حدیث شریف هیچ ارتباطی با ادعاهای او -که در نکته اول به آن اشاره نمودیم- نداشته و آنها را ثابت نمینماید.
پاسخ به شبهه تقیه
او در ادامه سخنانش میگوید:
«امام صادق علیه السلام همواره در حضور برخی، به صورت تقیه از امر مهدیین سخن میفرمودند زیرا ائمه علیهم السلام همواره در کتمان و راز ماندن امر مهدیین کوشا بودند و هرگز از آن سخن نمیگفتند مگر به دلایل خاص برای مومنان به این امر، و مقصود از این سخن امام صادق علیه السلام [که پدرم فرمود 12 مهدی و نفرمود 12 امام] در معنای کاملتر آن است که مقام امامت ائمه 12گانه علیهم السلام برتر از مقام امامت مهدیین 12گانه است… زیرا هنوز زمان آن نرسیده بود و ممکن بود که عقلها قدرت درک و تحمل آن را نداشته باشند. ائمه علیهم السلام در اخبار و دعاهای خویش از امامت مهدیین سخن به میان میآوردند و مهدیین را تحت تکفل خود قرار داده بودند…»
نقد و بررسی:
1. تقیه، ادعای بدون دلیل است
وی ادعا مینماید «با این که امر مهدیین راز بوده و هموار ائمه تقیه میکردهاند الا در موارد خاص… اما در اخبار و دعاها سخن از امامت مهدیین به میان آمده است» اما همانطور که شاهد بودید او تاکنون نتوانست ادعاهای خویش را از روایات و ادعیه ثابت نماید و البته تا آخر کتاب هم از اثبات ادعاهایش ناتوان میماند.
بنابراین زمانی که در مورد امامت مهدیین از فرزندان امام زمان علیه السلام نص معتبر روایی وجود ندارد ادعای تقیه و راز بودن آن، عوام فریبی بوده و سخن گزافی بیش نمیباشد.
2. تفاوت مقام امامت، برداشتی غلط است
در این حدیث هیچ سخنی از مهدیین و مقام امامت آنان در میان نیست، چه رسد به این که سخن از پایینتر بودن مقام امامت آنان نسبت به ائمه اطهار علیهم السلام باشد و ادعای این که مقصود امام صادق علیه السلام تفاوت در مقام امامت میباشد، سخنی گزاف و بدون دلیل است.
3. مغالطه درمورد قدرت درک عقلها
او در ادامه میگوید: «ممکن بود که عقلها قدرت درک و تحمل آن را نداشته باشند»، اما سوال اینجاست که چگونه میشود عقلها قدرت تحمل مقام بالای امامت ائمه علیهم السلام را دارا هستند ولی از درک و تحمل مقامات پایینتر امامت نسبت به مهدیین ناتوان هستند؟!
پاسخ به شبهه خاتم الاوصیاء بودن
او که در مقام اثبات استمرار سلسله امامت بعد از 12 امام میباشد، برای حل تعارض «استمرار امامت بعد از امام زمان علیه السلام» با «خاتم الاوصیاء بودن امام زمان علیه السلام» این چنین میگوید:
«از آنچه ذکر شد [که مقام امامت مهدیین پایینتر از ائمه علیهم السلام میباشد] روشن میشود که معنای روایاتی که دلالت میکند امام [زمان علیه السلام] خاتم وآخرین ائمه یا خلفاء یا اوصیاء است به معنای این است که ایشان خاتم مقام امامت و خلافت و وصایت مخصوص به ائمه 12گانه علیهم السلام است، همانطور که امیرالمومنین علیه السلام در روایات به عنوان «خاتم اوصیاء» وصف شدهاند [اما میبینیم بعد از ایشان، اوصیای دیگری نیز وجود دارند]… اگر گفته شود ختم امیرالمومنین علیه السلام بر اوصیاء به این معنا است که ایشان خاتم اوصیائی است که بلافاصله بعد از انبیاء میآیند، میگویم: روایاتی که دلالت میکنند امیرالمومنین علیه السلام خاتم اوصیاء هستند، ختم را به طور عام برای تمام اوصیاء قبل از ایشان ذکر میکنند که شامل اوصیاء غیر مستقیم انبیاء ـ مانند اوصیاء حضرت عیسی علیه السلام ـ نیز هست. پس آیا حضرت علی علیه السلام خاتم این اوصیاء نمیباشند؟»
نقد و بررسی:
1. امیرالمومنین، خاتم اوصیاء مباشر است
وقتی همبوشیان سخن از مقام امامت برای مهدیین به میان میآورند، با اشکالات عدیدهای مواجه میشوند که باید به آنها پاسخ گویند. یکی از آن اشکالات اساسی این است که:
«امام زمان علیه السلام در روایات با عنوان خاتم اوصیاء و ائمه یاد شدهاند لذا سلسله وصایت و امامت پایان یافته و امام جدید دیگری بعد از ایشان وجود ندارد بلکه همان امامان قبلی رجعت میکنند».
آنان برای حل این اشکال و تعارض به احادیثی استدلال میکنند که از امیرالمومنین علیه السلام به عنوان «خاتم الاوصیاء» یاد شده است در حالی که پس از ایشان نیز، همچنان امر وصایت و امامت جریان دارد.
در پاسخ به این استدلال میگوییم:
این که از امیرالمومنین علیه السلام به عنوان خاتم اوصیاء یاد میشود منظور، خاتم اوصیاء مباشر و بلاواسطه انبیاء میباشد. یعنی امیرالمومنین علیه السلام پایان بخش اوصیاء بدون واسطه انبیاء الهی بوده و دیگر پیامبری وجود ندارد تا بخواهد وصی مباشر و بلاواسطهای داشته باشد.
ناظم العقیلی در جواب ما میگوید:
«روایاتی که دلالت میکنند امیرالمومنین علیه السلام خاتم اوصیاء هستند ختم را به طور عام برای تمام اوصیاء قبل از ایشان ذکر میکنند که شامل اوصیاء غیر مستقیم انبیاء نیز هست».
در پاسخ به این سخن میگوییم:
با در نظر گرفتن همه روایات، این سخن ناظم العقیلی -مبنی بر عام بودن ختم نسبت به امیرالمومنین علیه السلام- اشتباه بوده و به تصریح روایت ختم به طور عام نبوده بلکه منظور، ختم اوصیاء مباشر و بلاواسطه انبیاء میباشد. به روایت زیر دقت کنید:
قالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله خَتَمَ مِائَهَ أَلْفِ نَبِیٍّ وَ أَرْبَعَهً وَ عِشْرِینَ أَلْفَ نَبِیٍّ وَ خَتَمْتُ أَنَا مِائَهَ أَلْفِ وَصِیٍّ وَ أَرْبَعَهً وَ عِشْرِینَ أَلْفَ وَصِی….
ترجمه: امیرالمومنین علیه السلام فرمودند همانا رسول خدا صلی الله علیه و آله 124 هزار نبی را ختم نمود و پایان داد و من 124 هزار وصی را ختم نمودم.
(بصائرالدرجات، ج1، ص121)
پس عنوان «خاتم الاوصیاء» نسبت به امیرالمومنین علیه السلام عام نبوده تا با وجود ائمه 11گانه بعد از ایشان در تعارض باشد بلکه منظور «ختم کننده اوصیاء بدون واسطه انبیاء الهی» میباشد.
2. خاتم الاوصیاء چه کسی است؟
معنی پایانبخش بودن چیست؟ چرا پیامبر خاتم النبیین و امام مهدی خاتم الاوصیاء است؟ برای آگاهی از معنای واقعی این دو عنوان و پاسخ به شبهات جریان یمانی به مقاله «معنی خاتم النبیین و خاتم الاوصیا چیست؟ پاسخ به شبهات جریان یمانی» در وبسایت یمانی پژوهی رجوع نمایید.
پاسخ به شبهه ائمهی روز و شب
اما اینک ما همان سخن ناظم عقیلی را ادعا نموده و میگوییم:
روایاتی که امام زمان علیه السلام را به عنوان «خاتم اوصیاء» معرفی مینماید، ختم را به طور عام و مطلق برای تمام اوصیاء قبل از ایشان ذکر میکنند لذا نمیتوان به امامت و وصایت مهدیین از فرزندان امام زمان علیه السلام معتقد شد.
البته مجددا یادآور میشویم که هیچ حدیثی مبنی بر امامت مهدیین از فرزندان امام زمان علیه السلام وجود نداشته لذا بیان برخی از مباحث کاملا فرضی بوده و به جهت نشان دادن ضعف علمی رهبران این فرقه پوشالین میباشد.
ناظم در ادامه میگوید:
«و همچنین ائمه 12گانه علیهم السلام به سبب زندگی در زمان ظلم، آنان به عنوان «شب» وصف شدهاند اما مهدیین که در دولت عدل الهی زندگی خواهند کرد، در قرآن از آنان به عنوان «روز» یاد شده است و در این مورد روایاتی در باب ائمه علیهم السلام و مهدیین وارد شده است: مفضل بن عمر گوید که از امام صادق علیه السلام در مورد این سخن خدا پرسیدم (بَلْ کَذَّبُوا بِالسَّاعَهِ وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ کَذَّبَ بِالسَّاعَهِ سَعیرا: بلکه تکذیب کردند ساعت را و آتش افروخته را برای کسی که ساعت را دروغ شمارد آماده کردهایم، سوره فرقان،11) حضرتش فرمودند: همانا خدا سال را [از] 12 ماه خلق کرد و شب را 12 ساعت قرار داد و روز را 12 ساعت قرار داد و از ما 12 محدث هست و امیرالمومنین علیه السلام ساعتی از آن ساعات بود. غیبت نعمانی، ص85. امام صادق علیه السلام فرمودند: شب 12 ساعت است و روز 12 ساعت است و ماهها 12 ماه هستند و ائمه 12 امام هستند و نقباء 12 نقیب هستند و همانا علی علیه السلام ساعتی از آن 12 ساعت است و آن سخن خداست که فرمود (بَلْ کَذَّبُوا بِالسَّاعَهِ وَ أَعْتَدْنا لِمَنْ کَذَّبَ بِالسَّاعَهِ سَعیرا) همان، ص86»
نقد و بررسی
1. در روایات صحبت مهدیین نشده.
در این دو روایت هیچ سخنی از مهدیین به میان نیامده است چه رسد به مقام امامت آنان و یا فرزندیشان نسبت به امام زمان علیه السلام. مجددا دو حدیث فوق را از نظر بگذرانید تا گفتار ما را تصدیق نمایید.
همچنین، وقتی که در این دو روایتی که هیچ سخنی از مهدیین به میان نیامده است، ناظم العقیلی از کجا به این نتیجه رسید که وصف «روز» مربوط به مهدیین میباشد؟!
2. توجه به کلام خدا
مضافا این که بر خلاف گفته ناظم العقیلی، از ائمه 12گانه علیهم السلام در قرآن به عنوان «روز» تعبیر شده است. به روایات زیر دقت کنید:
الْبَاقِرُ وَالصَّادِقُ علیه السلام … «وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها» الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ آلُ مُحَمَّد علیه السلام.
ترجمه: امام باقر علیه السلام و امام صادق علیه السلام در مورد آیه «قسم به روز زمانی که آن را هویدا سازد» فرمودند: [روز] یعنی حسن و حسین و آل محمد علیهم السلام.
(مناقب ابن شهر آشوب، ج1، ص283)
عنْ جَعْفَرِبْنِ مُحَمَّدٍ علیه السلام … «وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها» یَعْنِی الْأَئِمَّهَ أَهْلَ الْبَیْتِ یَمْلِکُونَ الْأَرْضَ فِی آخِرِ الزَّمَانِ فَیَمْلَئُونَهَا عَدْلًا وَ قِسْطا…
ترجمه: امام صادق علیه السلام در مورد آیه «قسم به روز زمانی که آن را هویدا سازد» فرمودند: [روز] یعنی ائمه اهل بیت که زمین را در آخرالزمان مالک میشوند و آن را از عدل و داد پر میکنند.
(تفسیر فرات کوفی، ص563)
لازم به ذکر است که این وعده الهی ـ یعنی پر شدن زمین از عدل و داد ـ توسط امام زمان علیه السلام عملی خواهد شد و پس از ایشان توسط امامان رجعت کننده ادامه پیدا میکند.
عنْ أَبِی عَبْدِاللَّهِ علیه السلام … «وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها» قَالَ ذَلِکَ الْإِمَامُ مِنْ ذُرِّیَّهِ فَاطِمَهَ علیها السلام یُسْأَلُ عَنْ دِینِ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَیُجَلِّیهِ لِمَنْ سَأَلَهُ….
ترجمه: امام صادق علیه السلام در مورد آیه «قسم به روز زمانی که آن را هویدا سازد» فرمودند: آن امام از ذریه فاطمه علیها السلام است که از دین رسول خدا صلی الله علیه و آله سوال میشود پس برای کسی که آن را پرسید آشکار میکند.
(کافی، ج8، ص50)
بنابراین ادعای ناظم العقیلی مبنی بر این که مراد از «شب» ائمه علیهم السلام بوده و مراد از «روز» مهدیین هستند، ادعایی گزاف و بدون دلیل است که با روایات فوق در تعارض میباشد.
3. دیدگاه شیخ طوسی
مرحوم شیخ طوسی -که همبوشیان به خاطر نقل روایت وصیت، ارادت خاصی به او دارند- روز را مربوط به ائمه علیهم السلام دانسته و هر یک از ساعات آن را به امامی نسبت داده و برای هر ساعتی، دعایی نقل میکند. (مصباح المتهجد، ج2، ص512)
جمعبندی و نتیجهگیری
آنچه در مقاله نقد حدیث چهارم مهدیین ناظم عقیلی، بررسی شد:
- آنچه از حدیث 4 کتاب ناظم العقیلی فهمیده میشود فقط وجود 12 مهدی بعد از قائم علیه السلام میباشد و ادعاهای او ـ مبنی بر امامت مهدیین و فرزندی آنان برای امام زمان علیه السلام ـ ثابت نمیگردد.
- تاکید امام صادق علیه السلام بر این مطلب ـ پدرم فرمود 12 مهدی و نگفت 12 امام ـ با توجه به این که ابابصیر هیچ سخنی از امامت مهدیین نمیزند، خود بهترین دلیل بر نفی امامت از مهدیین مورد ذکر است.
- توصیف امام صادق علیه السلام از مهدیین به عنوان «قومی از شیعیان ما» ظهور در این دارد که مهدیین امام نیستند.
- زمانی که در مورد امامت مهدیین از فرزندان امام زمان علیه السلام نصوص معتبر روایی وجود ندارد ادعای تقیه و راز بودن آن، عوام فریبی بوده و سخن گزافی بیش نمیباشد.
- روایاتی که امام زمان علیه السلام را به عنوان «خاتم اوصیاء» معرفی مینماید، ختم را به طور عام و مطلق برای تمام اوصیاء قبل از ایشان ذکر میکنند لذا نمیتوان به امامت و وصایت مهدیین از فرزندان امام زمان علیه السلام معتقد شد.
- ادعای ناظم العقیلی مبنی بر این که مراد از «روز» مهدیین هستند، ادعایی گزاف و بدون دلیل است که با روایات مذکور در تعارض میباشد.
نکته:
همانطور که در مقالات قبلی هم عرض کردیم کتاب «40 حدیث مهدیین» ناظم العقیلی مورد تایید احمد اسماعیل همبوشی بوده لذا جهالتها و غرض ورزیهای موجود در این کتاب، دروغین بودن احمد اسماعیل را آشکار و بطلان فرقه او را ثابت مینماید.
ادامه مطالب
جهت مشاهده سایر قسمتهای مقاله و همچنین ویدیوها و کتب مرتبط با نقد 40 حدیث مهدیین ناظم العقیلی، کلیک نمایید.
سوالات متداول (FAQ)
۱. حدیث چهارم مهدیین ناظم العقیلی چه میگوید؟
این حدیث به نقل از ابابصیر میگوید که از امام باقر علیه السلام شنیدم فرمودند: «بعد از قائم، ۱۲ مهدی میباشد». اما وقتی ابابصیر این سخن را برای امام صادق علیه السلام نقل میکند، حضرت تاکید میکنند که پدرم فرمود ۱۲ مهدی، نه ۱۲ امام.
۲. چرا حدیث چهارم امامت مهدیین را ثابت نمیکند؟
در این حدیث، خود امام صادق علیه السلام مهدیین را به عنوان «قومی از شیعیان ما که مردم را به موالات ما دعوت میکنند» توصیف میکنند، نه به عنوان امام و حجت الهی. بنابراین این حدیث هیچ دلالتی بر امامت مهدیین ندارد.
۳. پاسخ به شبهه تقیه در مورد حدیث چهارم چیست؟
ادعای تقیه و راز بودن امر مهدیین، ادعایی بدون دلیل است. زمانی که هیچ نص معتبری درباره امامت مهدیین از فرزندان امام زمان علیه السلام وجود ندارد، ادعای تقیه صرفاً عوامفریبی است.
۴. چرا امام زمان علیه السلام خاتمالاوصیاء هستند؟
روایاتی که امام زمان علیه السلام را به عنوان «خاتمالاوصیاء» معرفی میکند، ختم را به طور عام و مطلق برای تمام اوصیاء قبل از ایشان ذکر کرده است؛ بنابراین نمیتوان به امامت و وصایت مهدیین معتقد شد.
۵. منظور از «ائمه روز و شب» در روایات چیست؟
بر اساس روایات معتبر، منظور از «روز» همان ائمه اثنی عشر علیهم السلام هستند که زمین را پر از عدل و داد میکنند، نه مهدیین. ادعای ناظم عقیلی مبنی بر اینکه مراد از «روز» مهدیین است، بیدلیل و با روایات در تعارض است.
- مثلا امام حسین علیه السلام در حدیثی فرمودند: از ما 12 مهدی است، اولین آنان امیرالمومنین علی علیه السلام و آخرین آنها، نهمین از فرزندان من است و او همان قائم به حق است… (کفایه الاثر، ص232). و یا امام صادق علیه السلام فرمودند: از ما 12 مهدی است، 6 تا گذشت و 6 تا باقی است… (کمال الدین، ج2، ص338) و احادیث دیگر. ↩︎
- عنوان «مهدی» مخصوص امامان علیهم السلام نبوده بلکه این عنوان گاه بر افراد دیگر هم اطلاق شده است. مثلا در زیارت نیمه رجب خطاب به اصحاب امام حسین علیه السلام میگوییم: السلام علیکم یا مهدیون. (بحارالانوار، ج98، ص346). و یا در حدیث دیگر از امام باقر علیه السلام سوال میشود: آیا [محمد] بن حنفیه امام بود؟ حضرتش فرمودند: نه، ولکن او مهدی بود. (الامامه والتبصره، ص60). ↩︎







