بررسی روایات مذمت و علماء آخرالزمان (قسمت اول)

فهرست محتوا
مقدمه
بررسی روایات مذمت و علماء آخرالزمان:
همانطور که واقف هستید، احمدالحسن و انصارش درباره علماء آخرالزمان به روایاتی استناد نموده و بر اساس آن احادیث به مذمت علماء پرداخته و شدیدا مردم را از آنها بر حذر میدارند.
بر این اساس کسانی که جذب این جریان شده باشند دیگر اعتمادی به علماء نداشته و به سخنان آنان گوش نمیدهند.
البته بر اساس این مبنا، مریدان احمد باید به هیچ عالمی اعتماد نکنند حتی به مبلغین احمدالحسن، ولی متاسفانه به گفتارهای مبلغین گوش جان میسپارند و به کلمات دیگران هیچ اعتنایی ندارند.
هدف از مذمت علماء آخرالزمان از سوی جریان یمانی چیست؟
توده مردم اهل تحقیق و فهم و دقت نبوده و باید از گفتار علماء و متخصصین بهره ببرند. لذا اگر کسی به کلام علماء و فقهاء اعلام عنایت داشته باشد قطعا دیگر جذب جریان یمانیون نشده و نخواهد شد. در ضمن بحث، ویژگیهای اینگونه علماء مورد گفتگو واقع خواهد شد.
این علماء هستند که از احادیث و روایات، مطالب دینی را استخراج نموده و به مردم تحویل میدهند.
مثلا:
- اینکه پیامبر در وصیتش صحبت از 12 امام تا روز قیامت میکند، نه بیشتر و نه کمتر.
- اینکه سلاح و پرچم چیست؟
- جایگاه احوالات راویان (علم رجال) در کلام اهل بیت چیست؟
- آیا امام زمان دینی غیر از دین پیامبر میآورد؟
- و . . .
و پر واضح است که عوام مردم بعضا حتی قادر به فهم ترجمه فارسی روایات هم نیستند، چه رسد به فهم نکات و دقایق آیات و روایات.
حال اگر کسی بتواند مردم را به علماء بدبین نماید، به راحتی توانسته آنها را فریب داده و هر چه میخواهد به آنها تحویل دهد. زیرا با این بدبینی، منبع مراجعه و تحقیق را از دستان مردم گرفته است و این عوام دیگر قادر به تشخیص حق از باطل نمیباشند.
ضمن مناظرات و گفتگوهایی که با این عزیزان صورت گرفته، بارها دیده شده که همان حدیث تقطیع شده با ترجمه اشتباه مبلغ اصلی را، برای ما کپی پیست میکنند، حتی زحمت رجوع به اصل حدیث و ترجمه صحیح آن را هم به خود نمیدهند.
حتی در مواردی برایشان ثابت نمودیم این مطلبی که به عنوان روایت کپی پیست شده اصلا حدیث نیست بلکه کلام غیر معصوم میباشد.
اگر قرار است که به علماء آخرالزمان اعتماد نشود، پس باید به این طلبههای مبلغ احمدالحسن هم اعتماد نشود مخصوصا اینکه بارها کذب و تعمّد آنها را در تقطیع احادیث و ترجمه اشتباه آنها ذکر کردهایم.
پس خلاصةً باید عرض کنیم که هدف یمانیون از بدبین کردن مردم به علماء آخرالزمان، چیزی جز سوء استفاده و استحمار نمیتواند باشد.
به حول و قوه الهی تک تک روایات آنان را در مورد مذمت علماء آخرالزمان مورد بررسی قرار داده و حق را برای مخاطبین خود آشکار مینماییم.
جالب اینجاست که یمانیون اصلا روایات مدح علماء آخرالزمان را اشاره نمیکنند و فقط روایات مذمت را تحویل مخاطبین خود میدهند. از همین مطلب خواننده منصف باید پی به غرض ورزی اینان برده و خود را از دستان آنان برهاند که حقیقتا یکی از مصادیق بارز علماء سوء آخرالزمان، همینان هستند.

روایات مادحه علماء آخرالزمان
در ابتدا روایات مادحه را ذکر مینماییم و در آخر به بررسی روایات ذامّه میپردازیم. امید که از راه انصاف منحرف نگردیم.
روایت مادحه اول: مقایسه عالم و عابد
«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیهالسلام قَالَ إِذَا كَانَ يَوْمُ الْقِيَامَةِ بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْعَالِمَ وَ الْعَابِدَ فَإِذَا وَقَفَا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ قِيلَ لِلْعَابِدِ انْطَلِقْ إِلَى الْجَنَّةِ وَ قِيلَ لِلْعَالِمِ قِفْ تَشْفَعْ لِلنَّاسِ بِحُسْنِ تَأْدِيبِكَ لَهُم».
ترجمه: امام صادق (علیهالسلام) فرمودند: هر گاه روز قيامت گردد، خداى عزّوجلّ عالم و عابد را برانگيزاند . پس آنگاه که در پيشگاه خداوند ايستادند به عابد گفته مىشود «به سوى بهشت حرکت کن» و به عالم گفته مىشود «بايست و مردم را به خاطر آنکه نيکو ادبشان نمودى، شفاعت کن».
(بحارالانوار، ج2، ص16)
همانطور که میبینید در حدیث فوق، هیچ قیدی وجود ندارد که علماء آخرالزمان را استثناء کرده باشد بلکه حدیث فوق شامل همه علماء در همه زمانها میشود.
- تذکری مهم:
البته مسلماً علمائی که برای رسیدن به مقام و ریاست با روایات و آیات بازی میکنند و بدون وجود آیه و روایت فتوا میدهند و قرآن را تفسیر به رای میکنند و دین پیامبر (صلوات الله علیه وآله) را عوض میکنند و برای خود اصطلاحا دکّان باز نمودهاند شامل این حدیث نمیشوند.
روایت مادحه دوم: علماء در عصر غیبت
«قَالَ عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ علیهالسلام لَوْ لَا مَنْ يَبْقَى بَعْدَ غَيْبَةِ قَائِمِنَا ع مِنَ الْعُلَمَاءِ الدَّاعِينَ إِلَيْهِ وَ الدَّالِّينَ عَلَيْهِ وَ الذَّابِّينَ عَنْ دِينِهِ بِحُجَجِ اللَّهِ وَ الْمُنْقِذِينَ لِضُعَفَاءِ عِبَادِ اللَّهِ مِنْ شِبَاكِ إِبْلِيسَ وَ مَرَدَتِهِ وَ مِنْ فِخَاخِ النَّوَاصِبِ لَمَا بَقِيَ أَحَدٌ إِلَّا ارْتَدَّ عَنْ دِينِ اللَّهِ وَ لَكِنَّهُمُ الَّذِينَ يُمْسِكُونَ أَزِمَّةَ قُلُوبِ ضُعَفَاءِ الشِّيعَةِ كَمَا يُمْسِكُ صَاحِبُ السَّفِينَةِ سُكَّانَهَا أُولَئِكَ هُمُ الْأَفْضَلُونَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ».
ترجمه: امام هادي (عليهالسلام) میفرمايند: اگر بعد از غيبت قائم ما نبود وجود علمايی که به سوی او [مردم را فرا] میخوانند و به وجود او رهنمون میشوند و با حجتهای الهی از دين او دفاع میکنند و بندگان ناتوان خدا را از دام ابليس و پيروان او و نواصب میرهانند، بیگمان همهی مردم از دين خدا بر میگشتند. ولی آنها علماء عنان قلوب شیعیان ضعیف را میگیرند و هدایت میکنند همانطور که صاحب کشتی سکّان کشتی را مهار میکند. آنان علماء حتما افضلون و برترینها در نزد خدا میباشند.
(بحارالانوار، ج2، ص6 )
واقعیت امر هم در طول تاریخ غیبت اینگونه بوده و هست و اگر این علماء نبودند کثیری از مردم از دین خارج میشدند.
- جمع بندی:
متاسفانه احمدالحسن و مریدانش پیوسته به روایات ذامّه در مورد علماء اشاره میکنند و روایات مادحه را نقل نمینمایند.
این شیوه یک جانبه بحث وگفتگو، حکایت از غرض ورزی داشته و از انصاف در مباحث علمی به دور میباشد.
اگر کسی بتواند مردم را به علماء بدبین نماید، به راحتی توانسته آنها را فریب داده و هر چه میخواهد به آنها تحویل دهد.
توده مردم اهل تحقیق وتشخیص و دقت نیستند لذا جدا شدن از علماء و بدبینی به آنان، به معنای جدا شدن از تحقیق و تشخیص میباشد.
خلاصةً باید عرض کنیم که هدف یمانیون از بدبین کردن مردم به علماء آخرالزمان، چیزی جز سوء استفاده و استحمار نمیتواند باشد.
تا کنون دو روایت در تعریف و تمجید علماء ذکر گردید که مربوط به همه زمانها میباشد و علماء آخرالزمان از آن استثناء نیستند.
البته مسلماً علمائی که برای رسیدن به مقام وریاست با روایات و آیات بازی میکنند و بدون وجود آیه و روایت فتوا میدهند و قرآن را تفسیر به رای میکنند و دین پیامبر (صلوات الله علیه وآله) را عوض میکنند و برای خود اصطلاحا دکّان باز نمودهاند شامل این حدیث نمیشوند.
روایت مادحه سوم: بندهای که امر ما را زنده میکند
«عَنِ الْهَرَوِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَى الرِّضَا علیه السلام يَقُولُ رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْيَا أَمْرَنَا فَقُلْتُ لَهُ وَ كَيْفَ يُحْيِي أَمْرَكُمْ قَالَ يَتَعَلَّمُ عُلُومَنَا وَ يُعَلِّمُهَا النَّاسَ فَإِنَّ النَّاسَ لَوْ عَلِمُوا مَحَاسِنَ كَلَامِنَا لَاتَّبَعُونَا الخ».
ترجمه: امام رضا (صلوات الله علیه) فرمودند: رحمت خدا بر بندهاى که امر ما را زنده کند. گفتم: چگونه امر شما را زنده میکند؟ فرمودند: علوم ما را فرا میگيرد و به مردم میآموزد. پس اگر مردم زيبايىهاى سخنان ما را مى دانستند، از ما پيروى میکردند.
(بحارالانوار، ج2، ص30)
روایات فراوانی در کتب روایی وجود دارد که اهمیت علم آموزی و هدایت را بیان میدارد.
آیا صحیح است که اهل بیت صلوات الله علیهم از طرفی ما را تشویق به علم آموزی نموده و از طرفی هم چون در آخرالزمان هستیم به مذمت ما بپردازند؟!
البته تذکری که در ذیل روایت اول خدمتتان عرض شد، همچنان به جای خودش باقی است.
خلاصه اینکه علم آموزی منحصر به زمان خاصی نیست و همه ازمنه را تا روز قیامت شامل میشود.
روایت مادحه چهارم: علم عالم هنگام بدعتها
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلوات الله علیه و آله إِذَا ظَهَرَتِ الْبِدَعُ فِي أُمَّتِي فَلْيُظْهِرِ الْعَالِمُ عِلْمَهُ فَمَنْ لَمْ يَفْعَلْ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ».
ترجمه: رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: هرگاه بدعتها در ميان امت من آشکار شد، بر عالم است که علمش را آشکار کند و هر کس نکند، لعنت خدا بر او باد.
(کافی، ج1، ص54)
آری اگر علماء در طول تاریخ غیبت نبودند، بدعتها همه جا را فرا میگرفت و مردم از دین دسته دسته خارج میشدند.
در روایت دوم هم که سابقا ذکر گردید، امام هادی (صلوات الله علیه) به اهمیت علمای دوران غیبت اشاره نمودند و فرمودند:
«اگر بعد از غيبت قائم ما نبود وجود علمايی که به سوي او [مردم را فرا] میخوانند… وبندگان ناتوان خدا را از دام ابليس و پيروان او و نواصب میرهانند، بیگمان همهی مردم از دين خدا بر میگشتند…»
روایت مادحه پنجم: رفع عذاب از قبرها
«ما مِنْ عالِمٍ اَو مُتَعَلِّمٍ یَمُرُّ بِقَرْیَةٍ مِنْ قُرَى الْمُسْلِمينَ اَو بَلْدَةٍ مِنْ بِلادِ الْمُسْلِمينَ وَ لَمْ یَاْکُلْ مِنْ طَعامِهِمْ وَ لَمْ یَشْرَبْ مِنْ شَرابِهِمْ وَ دَخَلَ مِنْ جانِبٍ وَ خَرَجَ مِنْ جانِبٍ اِلاّ رَفَعَ اللّهُ تَعالى عَذابَ قُبورِهِمْ اَرْبَعينَ یَوْما».
ترجمه: هيچ عالمی يا دانشاندوزى از روستايى از روستاها و يا شهرى از شهرهاى مسلمانان نمىگذرد و از خوراک آنان نمىخورد و از نوشيدنى آنان نمینوشد و از يک طرف وارد نمیشود و از طرف ديگر خارج نمیگردد، جز آنکه خداى متعال عذاب قبرهايشان را تا چهل روز بر میدارد.
(جامع الاخبار، ص179)
واین روایت هم هیچ قید زمانی ندارد، یعنی در دوران آخرالزمان هم این حکم جاری است و خدا به خاطر علماء با اهل قبور اینگونه میکند.
البته تذکری که در ذیل روایت اول خدمتتان عرض شد، همچنان به جای خودش باقی است.
روایت مادحه ششم: سه بلا بخاطر فرار از علماء
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلوات الله علیه و آله سَيَأْتِي زَمَانٌ عَلَى أُمَّتِي يَفِرُّونَ مِنَ الْعُلَمَاءِ كَمَا يَفِرُّ الْغَنَمُ عَنِ الذِّئْبِ ابْتَلَاهُمُ اللَّهُ تَعَالَى بِثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ الْأَوَّلُ يَرْفَعُ الْبَرَكَةَ مِنْ أَمْوَالِهِمْ وَ الثَّانِي سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ سُلْطَاناً جَائِراً وَ الثَّالِثُ يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْيَا بِلَا إِيمَان».
ترجمه: رسول خدا (صلیاللهعلیهوآله) فرمودند: به زودی زمانی بر امت من میرسد که از علماء فرار میکنند همانگونه که گوسفند از گرگ میگریزد [و] خدا آنان را به سه چیز مبتلا میکند:
- اول: برکت از اموالشان میرود.
- دوم: خدا سلطان جائری را بر آنان مسلط میکند.
- سوم: بدون ایمان از دنیا میروند.
(جامع الاخبار، ص130)
انصافا این روایت بسیار عجیب میباشد، مخصوصا مطلب سوّمش.
به خوبی میتوان فرار مردم از علماء را در زمانه خود مشاهده نمود و ثمرهی این عالِم گریزی -یعنی از دست دادن ایمان- هم گریبانگیر خودشان میشود.
از حدیث فوق به خوبی استفاده میشود که علماء آخرالزمان همگی مذموم نیستند و خدا به خاطر فرار مردم از عالمان وارسته در آخرالزمان، آنها را به سه مصیبت گرفتار میکند.
روایت مادحه هفتم: زمانی که خدا خیر کسی را بخواهد
«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه اسلام قَالَ إِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِعَبْدٍ خَيْراً فَقَّهَهُ فِي الدِّينِ».
ترجمه: زمانی که خدا خیر بندهای را بخواهد او را فقیه در دین میکند.
همانطور که مشاهده مینمایید فقیه و دین شناس شدن در همه زمانها مطلوب خدا بوده و آخرالزمان از آن استثناء نشده است.
آیا صحیح است که خداوند به ما فقاهت در دین را عنایت کند و هنگامی که ما فقیه شدیم -به جرم بودن در آخرالزمان- به مذمت ما بپردازد؟
روایت مادحه هشتم: هدایتگرترین راه
حضرت علی (صلوات الله علیه) ضمن حدیثی فرمودند:
«أَهْدَى سَبِيلًا فِيكُمُ الْعُلَمَاءُ وَ الْفُقَهَاء».
ترجمه: علماء و فقهاء هدایتگرترین راه در بین شما هستند.
همانطور که شاهد هستید وجود علمایی راستین -که بر طبق قرآن و احادیث سخن میرانند- در همه زمانها مورد تاکید اهل بیت (صلوات الله علیهم) بوده و آخرالزمان از آن استثناء نگردیده است.
روایت مادحه نهم: قریههای ظاهر
امام باقر (صلوات الله علیه) در ذیل آیه «وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتي بارَكْنا فيها قُرىً ظاهِرَة» فرمودند:
«پس ما آن قریههایی هستیم که خدا در آن برکت داده… و قریههای ظاهر، همان رسولان و ناقلین [روایات] از ما و فقهاء شیعیان ما به سوی شیعیان ما هستند».
(بحارالانوار، ج 24، ص233)
آری عزیزان، عالمان و فقیهان واسطههای بین امامان (صلوات الله علیهم) و شیعیان بوده که خداوند در قرآن از آنها به قریههای ظاهره تعبیر مینماید و در حدیث فوق هیچ قید زمانیای وجود ندارد لذا این واسطهها در آخرالزمان هم موجودند و چه بسا نیاز به آنان در دوره آخرالزمان بسیار شدیدتر هم باشد.
روایت مادحه دهم: علماء قم
حدیثی از امام صادق (علیه السلام) وارد شده که ما برای سادگی و سهولت تطبیق روایت باترجمه، آن را در چند فراز تقدیم عزیزان میکنیم:
عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام أَنَّهُ ذُكِرَ كُوفَةُ وَ قَالَ سَتَخْلُو كُوفَةُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ يأزر [يَأْرِزُ] عَنْهَا الْعِلْمُ كَمَا تأزر [تَأْرِزُ] الْحَيَّةُ فِي جُحْرِهَا
به زودی کوفه از مؤمنان خالی میگردد؛ و علم از آنجا پنهان میشود همچون پنهان شدن مار در سوراخش؛
ثُمَّ يَظْهَرُ الْعِلْمُ بِبَلْدَةٍ يُقَالُ لَهَا قُمُّ وَ تَصِيرُ مَعْدِناً لِلْعِلْمِ وَ الْفَضْلِ حَتَّى لَا يَبْقَى فِي الْأَرْضِ مُسْتَضْعَفٌ فِي الدِّينِ حَتَّى الْمُخَدَّرَاتُ فِي الْحِجَالِ وَ ذَلِكَ عِنْدَ قُرْبِ ظُهُورِ قَائِمِنَا
سپس علم در شهری که قم نامیده میشود ظاهر میشود؛ و قم معدن علم و فضل خواهد شد تا آن جا که بر روی زمین هیچ کس مستضعف در دین باقی نمیماند حتی زنان پرده نشین؛ و این در نزدیکی ظهور قائم ما رخ میدهد.
فَيَجْعَلُ اللَّهُ قُمَّ وَ أَهْلَهُ قَائِمِينَ مَقَامَ الْحُجَّةِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا وَ لَمْ يَبْقَ فِي الْأَرْضِ حُجَّةٌ فَيُفِيضُ الْعِلْمُ مِنْهُ إِلَى سَائِرِ الْبِلَادِ فِي الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ
پس خداوند قم و اهلش را قائم مقام حجت قرار میدهد؛ و اگر این گونه نبود زمین اهلش را فرو میبرد، و بر روی زمین حجتی باقی نمیماند که علم از او به سایر سرزمینها در شرق و غرب برسد.
فَيَتِمُّ حُجَّةُ اللَّهِ عَلَى الْخَلْقِ حَتَّى لَا يَبْقَى أَحَدٌ عَلَى الْأَرْضِ لَمْ يَبْلُغْ إِلَيْهِ الدِّينُ وَ الْعِلْمُ ثُمَّ يَظْهَرُ الْقَائِمُ علیه اسلام وَ يَسِيرُ سَبَباً لِنَقِمَةِ اللَّهِ وَ سَخَطِهِ عَلَى الْعِبَادِ لِأَنَّ اللَّهَ لَا يَنْتَقِمُ مِنَ الْعِبَادِ إِلَّا بَعْدَ إِنْكَارِهِمْ حُجَّةً
پس حجت خدا بر مردم تمام و کامل میشود به طوری که احدی بر روی زمین باقی نمیماند که دین و علم به او نرسد. سپس قائم (علیه السلام) ظهور میکند و سبب خشم و غضب خداوند بر بندگان میشود، چرا که خداوند از بندگان انتقام نمیگیرد مگر بعد از اینکه حجت را انکار کنند.
- بررسی:
آری عزیزان، علماء قم سهم بسزایی در هدایت بشریت داشته تا جایی که در هنگامه ظهور: «لَا يَبْقَى فِي الْأَرْضِ مُسْتَضْعَفٌ فِي الدِّينِ: مستضعف دینی در زمین باقی نمیماند».
علمائی که به فرموده حضرت «فَيَجْعَلُ اللَّهُ قُمَّ وَ أَهْلَهُ قَائِمِينَ مَقَامَ الْحُجَّةِ وَ لَوْ لَا ذَلِكَ لَسَاخَتِ الْأَرْضُ بِأَهْلِهَا: پس خداوند قم و اهلش را قائم مقام حجت قرار میدهد؛ و اگر این گونه نبود زمین اهلش را فرو میبرد».
البته اگر بخواهیم بسان استدلالات پوشالی احمدالحسن همبوشی و اتباع او سخن برانیم باید بر اساس عبارات فوق قائل به عصمت علماء قم شویم، اما ما هیچگاه اینگونه استدلال نمیکنیم و نخواهیم کرد.
احمدالحسن و اتباع او که پیوسته روایات مذمت علماء آخرالزمان را ارسال میکنند، آیا تا بحال روایت فوق را در مدح علماء آخرالزمان ارائه نمودهاند؟
این شیوه یک جانبه گفتگو و ارائه مطالب از سوی این عزیزان، فقط بوی غرض ورزی و عوام فریبی میدهد لذا شدیدا از آشنایی مخاطبین خود با کانالهای منتقد یمانی هراس داشته زیرا کانالهای منتقد پرده از این غرض ورزیها و عوام فریبیها برداشته وموجب هدایت افراد کثیری گشتهاند.
روایت مادحه یازدهم: قیّمون
«وَ رُوِيَ عَنِ الْأَئِمَّةِ علیه السلام لَوْ لَا الْقُمِّيُّونَ لَضَاعَ الدِّين».
ترجمه: اگر قُمّیون نبودند دین نابود و هلاک میشد.
(بحارالانوار، ج57، ص217)
با توجه به دو روایت فوق، نقش علماء قم در هدایت مردم و حفظ دین کاملا مشخص میشود لذا در حدیث داریم کسی که از این علماء گریزان باشد به سه بلا مبتلا میشود:
«الْأَوَّلُ يَرْفَعُ الْبَرَكَةَ مِنْ أَمْوَالِهِمْ وَ الثَّانِي سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ سُلْطَاناً جَائِراً وَ الثَّالِثُ يَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْيَا بِلَا إِيمَان».
- اول: برکت از اموالشان میرود.
- دوم: خدا سلطان جائری را بر آنان مسلط میکند.
- سوم: بدون ایمان از دنیا میروند.
(جامع الاخبار، ص130)
آری، براستی فاصله گرفتن از علمائی که (جلوگیری از نابودی دین کرده و علم را به همه جا گسیل میدهند و اگر آنان نباشند زمین اهلش را فرو میبرد) موجب میشود که از دنیا بدون ایمان رفته و در جهنم جای گیریم. و به همین جهت است که احمدالحسن و اتباعش شدیدا مردم را از علماء بر حذر داشته تا بتوانند از جهل مخاطبینشان سود جسته و به راحتی به مقاصد شوم خود برسند. اما غافل از اینکه این مخالفتهایشان با علماء چیزی جز خروج از ایمان برایشان به ارمغان نمیآورد.
برای مشاهده دیگر روایات قم و اهل آن رجوع فرمایید به بحارالانوار، ج57، ص201 .
- بررسی:
با توجه به دو روایت فوق میفهمیم که علماء قم موجب حفظ دین بوده و علم را به همه جا نشر داده و قائم مقام حجت میباشند واگر آنها نباشند زمین اهلش را فرو میبرد. اگر بخواهیم بسان استدلالات پوشالی احمدالحسن همبوشی و اتباع او سخن برانیم باید بر اساس عبارات فوق قائل به عصمت علماء قم شویم، اما ما هیچگاه اینگونه استدلال نمیکنیم و نخواهیم کرد.
احمدالحسن و اتباع او که پیوسته روایات مذمت علماء آخرالزمان را مطرح میکنند، تا بحال به روایات فوق در مدح علماء آخرالزمان اشارهای ننموده که این امر دلالت بر غرض ورزی این عزیزان دارد. عجیب تر اینکه ادعا دارند هیچ مدحی نسبت به علماء آخرالزمان وجود ندارد.
رسول خدا (صلوات الله علیه وآله) مخالفت با علماء را به عنوان یکی از علل سلب ایمان معرفی نمودند که این مخالفتها به وفور در این فرقه پوشالی مشاهده میشود.
جمعبندی روایات مادحه
احادیث در زمینه علماء و فقهاء و علم آموزی بسیار زیاد بوده و ما فقط به مقدار اندکی از آن احادیث بسنده کردیم. احادیث فوق اختصاص به زمان خاصی نداشته لذا شامل علماء دوران آخرالزمان هم میشود. آنچه مسلّم از احادیث فوق است وجود علمای هدایتگر در همه زمانها میباشد. علمایی که بر اساس قرآن و روایات سخن گفته و با انحرافات مقابله مینمایند.
البته ما منکر و جود علماء سوء در آخرالزمان و یا ازمنهی دیگر نبوده و نیستیم؛ علمایی که بر خلاف قرآن وسنت نبوی سخن رانده و بدعتها در دین وارد نمودهاند و نگرش گزینشی به روایات داشته و احادیث را تقطیع نموده و ترجمه اشتباه تحویل مخاطبین بیاطلاع خود میدهند. اما انصار احمدالحسن هیچ اشارهای به روایات مدح علماء نکرده و فقط روایات مذمت را برای مخاطبین خود نقل مینمایند.
نکته: همانطور که سابقا بیان داشتیم، مباحث سابق سایت مختومه نبوده و پیوسته تکملههایی نسبت به آنها خواهیم داشت.
در بخش آغازین مقاله، به روایاتی اشاره نمودیم که در مدح علماء بوده و بیان داشتیم که همه علماء در آخرالزمان مورد مذمت نمیباشند. اما متاسفانه احمدالحسن و اتباع او مردم را از همه علماء برحذر میدارند و به این طریق مردم را از دامان علم جدا کرده و به سادگی به مقاصد شوم خود نائل میآیند.
همانطور که سابقا عرض کردیم، احمدالحسن و انصارش بارها و بارها روایات مذمت علماء آخرالزمان را در سایتها و کانالهای خود ذکر نموده و اصلا هیچ اشارهای هم به روایات مدح علماء آخرالزمان نمینمایند. اساساً شیوه کار این عزیزان، نقل روایاتی است که آنها را با اهداف خود سازگار میبینند، به عبارت دیگر یعنی نقل گزینشی احادیث. و پر واضح است که این شیوه ارائه مطالب، بوی عوام فریبی داشته و تعدادی از عزیزان عاشق اهل بیت صلوات الله علیهم را از مسیر حق خارج مینماید.
روایات مذمت علماء آخرالزمان
ما در بخش قبلی به تعداد اندکی از روایات مدح علماء آخرالزمان اشاره نموده -هم روایات خاص وهم روایات مطلق- و اینک قصد داریم تا روایات مذمت را مورد نقد و بررسی قرار داده و جمع صحیح بین این دو دسته روایات را تقدیم عزیزان نماییم.
ما تک تک روایات مطرح شده توسط احمد و انصارش را مورد بررسی قرار میدهیم تا ببینیم که همه علماء آخرالزمان مورد مذمت هستند یا اینکه علماء سوء آخرالزمان مورد مذمت هستند. احمد و انصارش قصد دارند تا به مخاطبین خود، مذمت همه علماء آخرالزمان را از این روایات تلقین کنند.
روایت ذامّه اول: شرورترین خلق خدا
عن رسول الله (صلوات الله علیه آله) من وصيته لأبن مسعود:
يَا ابْنَ مَسْعُودٍ يَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ الصَّابِرُ عَلَى دِينِهِ مِثْلُ الْقَابِضِ عَلَى الْجَمْرَةِ بِكَفِّهِ إِنْ كَانَ فِي ذَلِكَ الزَّمَانِ ذِئْباً وَ إِلَّا أَكَلَتْهُ الذِّئَابُ.
رسول الله (صلوات الله علیه و آله) فرمود: ای پسر مسعود زمانی بر مردم بيايد كه صبر كننده بر دينش مانند كسي است كه آتش در دست خود بگيرد. ای پسر مسعود اگر كسی در اين زمان گرگ بود كه هيچ وگرنه او را گرگ صفتان میخورند.
يَا ابْنَ مَسْعُودٍ عُلَمَاؤُهُمْ وَ فُقَهَاؤُهُمْ خَوَنَةٌ فَجَرَةٌ، أَلَا إِنَّهُمْ أَشْرَارُ خَلْقِ اللَّهِ وَ كَذَلِكَ أَتْبَاعُهُمْ وَ مَنْ يَأْتِيهِمْ وَ يَأْخُذُ مِنْهُمْ وَ يُحِبُّهُمْ وَ يُجَالِسُهُمْ وَ يُشَاوِرُهُمْ أَشْرَارُ خَلْقِ اللَّهِ، يُدْخِلُهُمْ نَارَ جَهَنَّم
ای پسر مسعود علما و فقيهان آنها خائن و فاجر هستند. آگاه باشيد كه اينان شرورترين خلق خدايند و هم چنين پيروان ايشان و كسانی كه پيش آنان میروند و از آنان میگيرند و آنها را دوست دارند و با آنان همنشينی میكنند و با آنها مشورت میكنند شرورترين مخلوقات خدا هستند. ايشان را در آتش جهنم وارد میكند.
[سپس پیامبر آیاتی را تلاوت فرمودند: ] «صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ» «وَ نَحْشُرُهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَلى وُجُوهِهِمْ عُمْياً وَ بُكْماً وَ صُمًّا مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ كُلَّما خَبَتْ زِدْناهُمْ سَعِيراً» «كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ» «وَ إِذا أُلْقُوا فِيها سَمِعُوا لَها شَهِيقاً وَ هِيَ تَفُورُ تَكادُ تَمَيَّزُ مِنَ الْغَيْظِ» «كُلَّما أَرادُوا أَنْ يَخْرُجُوا مِنْها مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيها وَ قِيلَ لَهُمْ ذُوقُوا عَذابَ الْحَرِيقِ» «لَهُمْ فِيها زَفِيرٌ وَ هُمْ فِيها لا يَسْمَعُونَ»
كرند لالند كورند پس آنها برنمیگردند (البقرة، 17)، و روز قيامت آنها را كور و لال و كر به روی چهرههايشان در افتاده برخواهيم انگيخت جايگاهشان دوزخ است هر بار كه آتش آن فرو نشيند، شرارهای تازه برايشان میافزاييم (الاسراء، 97)، هر بار پوستشان بسوزد پوستهای ديگری بر جايش نهيم تا عذاب را بچشند (النساء، 55)، چون در آنجا افكنده شوند از آن خروشی میشنوند در حالی كه میجوشد * نزديک است كه از خشم شكافته شود (الملك، 6-7)، هر بار بخواهند از شدت غم از آن بيرون روند در آن باز گردانيده میشوند كه هان بچشيد عذاب آتش سوزان را (الحج، 22)، برای آنها در آنجا نالهای زار است و در آنجا چيزی نمیشنوند (الانبياء، 100).
يَدَّعُونَ أَنَّهُمْ عَلَى دِينِي وَ سُنَّتِي وَ مِنْهَاجِي وَ شَرَائِعِي إِنَّهُمْ مِنِّي بِرَاءٌ وَ أَنَا مِنْهُمْ بَرِيءٌ يَا ابْنَ مَسْعُودٍ لَا تُجَالِسُوهُمْ فِي الْمَلَإِ وَ لَا تُبَايِعُوهُمْ فِي الْأَسْوَاقِ وَ لَا تَهْدُوهُمُ الطَّرِيقَ وَ لَا تَسْقُوهُمُ الْمَاءَ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى «مَنْ كانَ يُرِيدُ الْحَياةَ الدُّنْيا وَ زِينَتَها نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمالَهُمْ فِيها وَ هُمْ فِيها لا يُبْخَسُونَ الْآيَةَ» يَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى «مَنْ كانَ يُرِيدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصِيب».
آنان ادعا میكنند كه بر دين و سنت و راه و روش من هستند. آنان از من به دور و من از آنان بيزارم. ای پسر مسعود با آنان در اجتماع همنشينی ننمائيد. در بازار با ايشان خريد و فروش مكنيد. راه را نشانشان ندهيد. آبشان ندهيد. خدای تعالی فرموده: كسانی كه زندگی دنيا و زيور آن را بخواهند جزای كارهايشان را در آن جا به طور كامل به آنان میدهيم و به آنان در آنجا كم داده نخواهد شد (هود، 15)، و خدای تعالی میفرمايد: و كسی كه كشت اين دنيا را بخواهد به او از آن میدهيم ولی در آخرت او را نصيبی نيست (الشورى، 19).
(بحار الأنوار، ج74، ص101، به نقل از مکارم الاخلاق).
- بررسی:
با صرف نظر از ضعف سندی حدیث ابن مسعود، به بررسی دلالی آن میپردازیم:
اگر کسی با استناد به روایت فوق ادعا نماید که همه علماء آخرالزمان مورد مذمت هستند، ادعای باطلی نموده است زیرا به یقین -با توجه به روایات بخش قبل- علماء وارسته در آخرالزمان موجود بوده و هستند. لذا کلام حضرت در روایت فوق ناظر به علماء سوء آخرالزمان میباشد، نه اینکه بخواهند همه علماء را مذمت کنند.
در روایت ششم بخش قبل، حضرت فرمودند که به علت فرار مردم از علماء در آخرالزمان، خدا آنها را به سه چیز گرفتار مینماید: برکت از اموالشان میرود، خدا سلطان جائری را بر آنان مسلط میکند، بدون ایمان از دنیا میروند. پس با توجه به این روایت، علماء وارسته در آخرالزمان هم وجود دارند.
مضافا اینکه در خود روایت هم شواهدی موجود است که منظور پیامبر، علماء سوء آخرالزمان میباشد، نه اینکه همه علماء آخرالزمان سوء باشند.
به قرائن زیر دقت فرمایید:
1- افراد دیندار در آخرالزمان وجود داشته ولی دینداری بسیار سخت میباشد لذا فرمودند: صبر كننده بر دينش مانند كسی است كه آتش در دست خود بگيرد.
سپس حضرت فرمودند: «علما و فقيهان آنها خائن و فاجر هستند. آگاه باشيد كه اينان شرورترين خلق خدايند و هم چنين پيروان ايشان…»
پر واضح است که افراد دیندار صابر، از چنین علمائی تبعیت نمیکنند و اینکه حضرت فرمودند «عُلَمَاؤُهُمْ وَ فُقَهَاؤُهُمْ خَوَنَةٌ فَجَرَةٌ» ضمیر «هم» در کلمه «علمائهم» به افراد دیندار صابر برنمیگردد بلکه به غیر «افراد دیندار صابر» برمیگردد. در نتیجه منظور حضرت علماء سوء آخرالزمان میباشد که «خائن و فاجر بوده و جزء شرورترین خلق خدایند و همچنین پیروانشان»، نه اینکه همه علماء آخرالزمان و همه مردم سوء باشند.
به عبارت دیگر: «عُلَمَاؤُهُمْ» یعنی علماء انسانهای بد کردار، خائن و فاجر میباشند، نه اینکه همه علماء آخرالزمان فاجر و خائن باشند.
یعنی علمایی که با دین بازی میکنند وفتوای بدون علم میدهند و دین پیامبر (صلوات الله علیه وآله) را نسخ میکنند و آیات قرآن را تفسیر به رای میکنند و بدعت در دین میآورند و رجعت واقعی اهل بیت را منکرند و…
2- در ادامه حضرت اشاره به آیاتی مینمایند که در مورد جهنمیان میباشد. این آیات هم قرینهی دیگری است که حدیث مذکور در مورد علماء سوء جهنمی میباشد، نه اینکه همه علماء آخرالزمان جهنمی باشند.
3- سپس حضرت میفرمایند: «آنان از من به دور و من از آنان بيزارم» و همانطور که میدانیم -با توجه به روایات بخش قبل- پیامبر (صلوات الله علیه وآله) از همه علماء آخرالزمان بیزار نیستند.
و این هم قرینه دیگری است که مراد حضرت، علماء سوء آخرالزمان میباشد، نه اینکه همه علماء آخرالزمان سوء باشند.
جمع بندی:
- روایت پیامبر به ابن مسعود ناظر به علماء سوء آخرالزمان میباشد، نه اینکه همه علماء آخرالزمان سوء میباشند.
- در بخش قبل هم روایاتی ذکر گردید که در مدح علماء آخرالزمان بوده لذا همه علماء آخرالزمان سوء نیستند.
- در حدیث پیامبر به ابن مسعود قرائنی وجود دارد که فهمیده میشود منظور حضرت همه علماء آخرالزمان نبوده، بلکه منظور ایشان علماء سوء آخرالزمان میباشد.
روایت ذامّه دوم: شرترین فقها
«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلوات الله علیه و آله سَيَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ لَا يَبْقَى مِنَ الْقُرْآنِ إِلَّا رَسْمُهُ وَ مِنَ الْإِسْلَامِ إِلَّا اسْمُهُ يُسَمَّوْنَ بِهِ وَ هُمْ أَبْعَدُ النَّاسِ مِنْهُ مَسَاجِدُهُمْ عَامِرَةٌ وَ هِيَ خَرَابٌ مِنَ الْهُدَى فُقَهَاءُ ذَلِكَ الزَّمَانِ شَرُّ فُقَهَاءَ تَحْتَ ظِلِّ السَّمَاءِ مِنْهُمْ خَرَجَتِ الْفِتْنَةُ وَ إِلَيْهِمْ تَعُودُ».
پيامبر (صلوات الله علیه و آله) فرمودند: زمانی بر امتم میآيد كه از قرآن جز نوشتههايش باقی نمیماند و از اسلام جز اسمش باقی نمیماند. خود را مسلمان میخوانند در حالی كه دورترين افراد از آنند، مساجدشان آباد است ولی خبری از هدايت در آن نيست، فقهای آن زمان شرّترين فقهايی هستند كه آسمان بر آنها سايه افكنده است، فتنه از آنها خارج میشود و به سوی خودشان نيز باز میگردد.
(کافی، ج8، ص307)
- بررسی:
پیامبر (صلوات الله علیه و آله) میفرمایند: «سَيَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ».
کلمه «ناس: مردم» شامل همه مردم مسلمان اعم از شیعه و سنی میشود و اختصاص به شیعه ندارد.
البته در بعضی روایات وقتی «ناس» میگویند، فقط سنیان قصد شدهاند اما در اینجا شامل همه مسلمانان میشود.
لذا بعضی فقهاء آن زمان -چه شیعه و چه سنی- که بدترین فقهاء زیر آسمان هستند، فقط شامل فقهاء شیعه نمیباشد بلکه فقهاء سنی را هم شامل میشود.
و پر واضح است که سنیان، اکثر این فقهاء سوء را تشکیل میدهند و بسیاری از فتنهها هم در آخرالزمان از آنها خارج شده است.
قطعا یکی از مصادیق واضح حدیث پیامبر، علمایی هستند که در آخرالزمان با دین بازی میکنند و فتوای بدون علم میدهند و دین پیامبر (صلوات الله علیه و آله) را نسخ میکنند و آیات قرآن را تفسیر به رای میکنند و بدعت در دین میآورند و رجعت واقعی اهل بیت را منکرند و…
آیا واقعا در این زمان، از قرآن خطش باقی مانده و اسمش؟ یعنی در زمانه ما دیگر کسی به قرآن عامل نیست؟ آیا واقعا همه مساجد از هدایت خالی است؟
یا اینکه با این عبارات میخواهند به ما بفهمانند که در آخرالزمان، تعداد زیادی مردم از دین فاصله میگیرند؟
مسلماً پیامبر (صلوات الله علیه و آله) نمیخواستند بگویند در آخرالزمان همه منحرفند و همه مساجد از هدایت خالی هست، بلکه قصدشان این بوده که جدا شدن تعداد زیادی مردم را از دین خبر دهند.
اگر واقعا مراد حضرت احتمال اول باشد پس خود انصاراحمد هم جزو توده منحرف مردم میباشند.
همین دقت ساده در فراز ابتدایی حدیث، معنای عبارت «فُقَهَاءُ ذَلِكَ الزَّمَانِ…» را برای ما مشخص میکند. یعنی حضرت قصد نداشتند که بگویند «همه فقهاء آخرالزمان» بدترین فقهای زیر آسمان میباشند بلکه کلام حضرت ناظر به فقهای سوء آخرالزمان میباشد.
همانطور که در بخش قبل عرض کردیم، روایات فراوانی به طور خاص در مدح علماء آخرالزمان وهم به طور عام، وجود دارد. البته منظور این نیست که همه علماء آخرالزمان ممدوح باشند بلکه منظور این است که در آخرالزمان علماء ممدوح و وارسته هم موجود بوده و همه علماء سوء نیستند.
اما همانطور که شاهد هستیم احمد و انصارش به مخاطبین و مریدانشان تلقین میکنند که مدحی در مورد علماء آخرالزمان وجود ندارد.
پس روایت مذمت فوق ناظر به همه فقهاء نبوده بلکه در مقام بیان علماء سوء آخرالزمان هستند و اینکه آنان بدترین فقیهان هستند.
یعنی کسانی که با دین بازی میکنند و فتوای بدون علم میدهند و دین پیامبر (صلوات الله علیه و آله) را نسخ میکنند و آیات قرآن را تفسیر به رای میکنند و بدعت در دین میآورند و رجعت واقعی اهل بیت را منکرند و…
در آخر روایت پیامبر خدا (صلوات الله علیه و آله) فرمودند:
«مِنْهُمْ خَرَجَتِ الْفِتْنَةُ وَ إِلَيْهِمْ تَعُودُ: فتنه از آنها خارج میشود و به سوی خودشان نيز باز میگردد».
این عبارت هم شاهد و قرینهی دیگری است که مراد از فقهاء در روایت، فقهاء سوء آخرالزمان میباشد زیرا فقهاء سوء هستند که فتنه از آنها خارج میشود و به آنها هم برمیگردد.
یعنی فقهایی که با دین بازی میکنند و فتوای بدون علم میدهند و دین پیامبر (صلوات الله علیه و آله) را نسخ میکنند و آیات قرآن را تفسیر به رای میکنند و بدعت در دین میآورند و رجعت واقعی اهل بیت را منکرند و…
جمع بندی:
- کلمه «ناس» همه مسلمانان، اعم از شیعه و سنی را در برمیگیرد.
- مسلماً پیامبر (صلوات الله علیه وآله) نمیخواستند بگویند در آخرالزمان همه منحرفند و همه مساجد از هدایت خالی هست، بلکه قصدشان این بوده که جدا شدن تعداد زیادی مردم را از دین خبر دهند.
- اگر واقعا مراد حضرت احتمال اول باشد، پس خود انصاراحمد هم جزو توده منحرف مردم میباشند.
- همین دقت ساده در فراز ابتدایی حدیث، معنای عبارت «فُقَهَاءُ ذَلِكَ الزَّمَانِ…» را برای ما مشخص میکند. یعنی حضرت قصد نداشتند که بگویند «همه فقهاء آخرالزمان» بدترین فقهای زیر آسمان میباشند بلکه کلام حضرت ناظر به فقهای سوء آخرالزمان میباشد.
- با توجه به روایات مادحه در بخش قبلی هم میتوان فهمید که مراد پیامبر (صلوات الله علیه وآله) همه فقهاء آخرالزمان نیست.
- عبارت پایانی حدیث هم -مِنْهُمْ خَرَجَتِ الْفِتْنَةُ وَ إِلَيْهِمْ تَعُودُ- قرینهی دیگری است که مراد از فقهاء در روایت، فقهاء سوء آخرالزمان میباشد زیرا فقهاء سوء هستند که فتنه از آنها خارج میشود و به آنها هم برمیگردد.
این روایت هم در اثبات ادعای احمد و انصارش کارگشا نبوده و مذمت همه علماء آخرالزمان را ثابت نمیکند.
روایت ذامّه سوم: مسخ چهره
ادامه بررسی روایاتی که احمدالحسن و اتباعش براساس آن روایات، مردم را از علماء آخرالزمان بر حذر میداشتند:
«يكونُ في أمتي فَزعَةٌ فتصير الناسُ إلى علمائِهم فإذا هم قِرَدَةٌ وخَنازيرُ، قد عُوقِبُوا بِنظيرِ ما فَعَلوا من تغييرِ الحقِّ عن جَهَتِه، وتحريفِ الكلامِ عن مَواضِعِه، مَسَخَ اللهُ صُوَرَهُم وغَيَّرَ خِلقَتَهم كما بَدَّلُوا الحقَّ باطلاً»
ترجمه رسول الله (صلوات الله علیه و آله) فرمود: در آخرالزمان امت من دچار ترس و وحشت میشوند پس مردم به نزد علمايشان میروند با وجود آن كه آنان ميمون و خوک هستند که به مانند آنچه انجام دادهاند عقوبت شدهاند به جهت اینکه حق را از مسيرش تغيير دادند و كلام را از موضعش تحريف كردند وخداوند چهرههايشان را مسخ ودگرگون كند و خلقت آنان را تغيير دهد همان گونه كه آنها حق را به باطل تبديل كردند.
(بشارة الإسلام، ص176 / يوم الخلاص، ص405)
با صرف نظر از ضعف سندی حدیث، نکاتی را خدمت عزیزان تقدیم مینماییم.
- بررسی:
همانطور که در بخش قبل عرض کردیم، روایات فراوانی به طور خاص در مدح علماء آخرالزمان وهم به طور عام، وجود دارد. البته منظور این نیست که همه علماء آخرالزمان ممدوح باشند بلکه منظور این است که در آخرالزمان علماء ممدوح و وارسته هم موجود بوده و همه علماء سوء نیستند.
اما همانطور که شاهد هستیم احمد و اتباعش به مخاطبین و مریدانشان تلقین میکنند که مدحی در مورد علماء آخرالزمان وجود ندارد.
متاسفانه حدیث فوق در کتاب بشارة الاسلام یافت نشد اما در کتاب یوم الخلاص موجود است، البته آن هم بدون سند.
اگر مخاطبین عزیز این حدیث را در کتاب بشارة الاسلام پیدا نمودند لطفا به ما اعلام نمایند تا خط فوق را اصلاح نماییم.
البته اگر این حدیث در کتاب بشارة الاسلام هم موجود باشد، دردی را دوا نمیکند زیرا این کتاب از کتب منبع دست اول و دوم و سوم نبوده و نیست و لذا باید دید که مولف کتاب آن را از کجا نقل نموده است.
شبیه این حدیث در احادیث اهل سنت موجود بوده که در زیر به آن اشاره مینماییم:
«يكونُ في أُمَّتي فَزعَةٌ، فيصيرُ النَّاسُ إلى عُلَمائِهِمْ، فإذا هُمْ قِرَدَةٌ وخَنازيرُ»
(نوادر الاصول ترمذی، ج2، ص196)
به دو حدیث فوق در سایت عربی انصار تحت عنوان «چرا این فقیه مسخ شده است» اشاره شده است.
آری عزیزان! احمد واتباعش به همین راحتی و براساس روایات ضعیف و منقول از اهل سنت به علماء شیعه توهین و بیاحترامی میکنند و فقهاء را مسخره مینمایند.
کسانی که در گروهها و کانالها با آنان معاشرت دارند گفتار ما را تایید میکنند.
پیامبر صلوات الله علیه و آله در حدیث فرمودند: «يكونُ في أمتي فَزعَةٌ فتصير الناسُ إلى علمائِهم».
وهمانطور که میدانید عبارت (امتی) در این حدیث -بر فرض صحت حدیث- همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی را شامل میشود لذا اختصاص دادن این حدیث به علماء شیعیان چیزی جز غرض ورزی و گزافه گویی نیست.
در خود حدیث اشاره گردیده که آن دسته از علمایی مسخ و عقاب میشوند که حق را به باطل تبدیل نمودهاند لذا مراد پیامبر از این علماء در حدیث، علماء سوء میباشد، نه اینکه بخواهند بگویند: همه علماء آخرالزمان، سوء هستند.
و از مصادیق قطعی این علماء سوء، علماء اهل سنت میباشند.
البته وجود اینگونه علماء را در بین شیعیان تکذیب نمیکنیم؛ آنهایی که با دین بازی کرده و پیوسته روایات را توجیح کرده و احادیث جعلی به امامان نسبت میدهند و فتوای بدون علم میدهند و دین پیامبر (صلوات الله علیه و آله) را نسخ میکنند و آیات قرآن را تفسیر به رای میکنند وبدعت در دین آورده و رجعت واقعی اهل بیت را منکرند و…
جمع بندی:
- وجود علماء وارسته در آخرالزمان امری ثابت و مسلم است که در بخش قبل به اندکی از احادیث مربوطه اشاره نمودیم.
- این حدیث در کتاب بشارة الاسلام موجود نیست.
- اگر این حدیث در کتاب بشارة الاسلام هم موجود باشد، دردی را دوا نمیکند زیرا این کتاب از کتب منبع دست اول و دوم و سوم نبوده ونیست ولذا باید دید که مولف کتاب آن را از کجا نقل نموده است.
- شبیه این حدیث در احادیث اهل سنت موجود بوده که به آن اشاره مینماییم: «يكونُ في أُمَّتي فَزعَةٌ ، فيصيرُ النَّاسُ إلى عُلَمائِهِمْ ، فإذا هُمْ قِرَدَةٌ وخَنازيرُ»
- کلمه (امتی) در این حدیث -بر فرض صحت حدیث- همه مسلمانان اعم از شیعه وسنی را میگیرد لذا اختصاص دادن این حدیث به علماء شیعه چیزی جز غرض ورزی وگزافه گویی نیست.
- علمایی مسخ و عقاب میشوند که حق را به باطل تبدیل نمودهاند بنابراین مراد پیامبر از عبارت «علمائهم»، علماء سوء میباشد، نه اینکه بخواهند بگویند که همه علماء آخرالزمان، سوء هستند و حق را به باطل تبدیل میکنند.
نکته: در خصوص این قسمت از مقاله، یکی از مبلغین فرقه مدعی یمانی، جوابیهای صادر کرده که ما در مقاله «بررسی روایات مذمت و علماء آخرالزمان (قسمت دوم: جوابیه فرقه مدعی یمانی)» آن جوابیه را به همراه پاسخهایی مناسب، قرار دادیم.
روایت ذامّه چهارم: نفاق علما
مشغول بررسی روایاتی هستیم که احمدالحسن و اتباعش براساس آن روایات، علماء آخرالزمان را مذمت نموده و مردم را از آنان بر حذر میداشتند. اینک به بررسی ادله و روایات بعدی احمد و اتباعش میپردازیم:
شخصی از رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) در مورد زمان ساعة پرسید و حضرتش در جواب فرمودند:
«أيها السائل عن الساعة! تكون عند خبث الأمراء و مداهنة القراء و نفاق العلماء».
ترجمه: ای کسی که از زمان ساعة پرسیدی! ساعة هنگام خباثت امراء و چاپلوسی قاریان و نفاق علماء میباشد».
- بررسی:
این حدیث فقط در کتاب ارشادالقلوب ذکر گردیده است، آنهم بیسند و مرفوع. البته در کتاب معجم الاحادیث آقای کورانی هم موجود بوده که ایشان هم به کتاب ارشاد القلوب ارجاع دادهاند.
در بسیاری اوقات اتباع احمد، آدرسهای زیادی را برای احادیث خود ذکر میکنند و به مخاطبین اینگونه القاء میکنند که فلان حدیث در این همه کتب ذکر گردیده و حدیث معتبری است، اما با دقت در آدرسها میبینیم که همه آنها به یک کتاب ارجاع دادهاند.
اتباع احمدالحسن کلمه «الساعة» را به «قیام قائم» ترجمه مینمایند و این در حالی است که احتمال میرود مراد از کلمه «الساعة»، زمان قیامت باشد. اما فعلا در این جهت با آنها مناقشه نمیکنیم و بر اساس همان معنای آنان، حدیث را مورد بررسی قرار میدهیم.
ضمنا آن قائمی که در بین رکن و مقام با او بیعت میشود و زمین را پر از عدل و داد میکند، کسی جز امام زمان و فرزند نهمین امام حسین (صلوات الله علیهما) نمیباشد که در آینده به این موضوع پرداخته و ادلهی سست اتباع احمد را مورد بررسی قرار میدهیم. ان شاء الله
آنچه مسلم است هنگام قیام قائم (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) همه امراء خبیث نبوده ونیز همه قاریان چاپلوس نیستند وهمچنین همه علماء منافق نخواهند بود، که اگر همه اینگونه باشند بالنتیجه شامل خود احمدالحسن و اتباع هم میشود. پس پر واضح است مراد از امراء و قاریان و علماء در حدیث مذکور، بعضی از آنها میباشد نه همه آنها.
احادیث بخش قبلی هم قرینهای است بر اینکه مراد از علماء در حدیث مذکور، همه علماء نبوده زیرا در قبل ثابت نمودیم که در آخرالزمان عالمان وارسته و خوب هم داریم.
ناگفته نماند که عدهی زیادی از علماء منافق، علماء اهل سنت میباشند.
در بخش بعدی -روایت ذامه 7- حدیثی ذکر میکنیم که امام زمان 16 هزار از فقهاء سنیان را از میان برمیدارند.
با دقت در نکات فوق به این نتیجه میرسیم که حدیث مذکور، همه علماء آخرالزمان را منافق اعلام نمیکند.
روایت ذامّه پنجم: انتقام از فتوادهندگان
«امير المومنين (علیه السلام) يقول: إذا خرج القائمُ يَنتقمُ من أهلِ الفتوى بما لا يعلمون، فتعساً لهم ولأتباعهم. أوَ كان الدينُ ناقصاً فتمَّمُوه ؟ أم كان به عِوجاً فقَوَّمُوه ؟ أم هَمَّ الناسُ بالخلاف فأطاعوه؟ أم أمرهم بالصواب فَعَصَوه؟ أم هَمَّ المختارُ فيما أوحِيَ إليه فذَكَّرُوه؟ أم الدينُ لم يَكتَمِل على عهدِه فكمَّلُوه؟ أم جاء نبيٌّ بعدَه فاتَّبَعُوه؟»
ترجمه: حضرت علی علیه السلام فرمودند: زمانی که قائم قیام کند از اهل فتوا (فتوا دهندگان) انتقام میگیرد کسانی که ندانسته از خود فتوا میدادند. وای بر آنها و پیروان و تابعانشان. آیا دین ناقص بود که آنها کاملش کنند، یا در آن کجی و ناراستی بود که آنها راستش کنند؟
(بیان الائمة، ج3، ص298 / الزام الناصب، ج2، ص200)
با صرف نظر از ضعف سندی حدیث فوق، نکاتی را خدمت عزیزان عرض مینماییم.
- بررسی:
در حدیث فوق عبارت «يَنتقمُ من أهلِ الفتوى بما لا يعلمون» کاملا مشخص میکند که امام از چه فقهائی انتقام میگیرند، یعنی از فقیهانی که بدون علم فتوا میدهند.
امام علی (صلوات الله علیه) در حدیث فوق نمیفرمایند که همه فقیهان بدون علم فتوا میدهند بلکه میفرمایند انتقام از فقیهانی است که بدون علم فتوا میدهند.
روایت فوق در سایت فارسی انصار ذکر گردیده و ترجمه ارائه شده در بالا هم در همان سایت موجود است.
اما جالب اینکه روایت را به طور کامل ترجمه ننموده و ترجمه نیمه آخر روایت را رها کردهاند.
اینک ترجمه ادامه روایت را تقدیم میکنیم:
«… آیا مردم علاقه به انحراف داشتند که [علماء] مردم را پیروی و اطاعت کردند؟ و یا [خدا علماء] را به راستی امر کرده و آنها مخالفت ورزیدهاند؟ آیا رسول اکرم در آنچه به او وحی شده چیزی را فروگذار کرده که به او یادآوری کردهاند؟ و یا دین در عهد پیامبر کامل نبود و اینها تکمیل کردند؟ آیا پیامبری بعد از رسول اکرم آمده که [علماء] از او تبعیت کردند؟»
با توجه به ترجمه کامل روایت، از یمانیون سوال میکنیم که:
- چرا احمد الحسن بعضی احکام پیامبر (صلوات الله علیه وآله) را -مثلا ازدواج موقت کوتاه مدت- تغییر داده و نسخ نموده است؟!
- آیا دین رسول خدا ناقص بود که باید احمدالحسن کاملش مینمود؟!
- یا اینکه در دین کجیای وجود داشت و احمد آن را راست نمود؟!
- آیا رسول خدا چیزی را فروگذار کرده بود که به احمدالحسن یادآوری کردند؟!
- ویا دین در عهد پیامبر کامل نبود و احمدالحسن تکمیلش کرد؟!
- یا پیامبر جدیدی آمده است؟!
اگر منصفانه نگاه کنیم میبینیم که روایت فوق دقیقا بر علیه احمدالحسن بوده و امام زمان از او انتقام خواهند گرفت زیرا فتوای بدون علم داده است.
نویسنده الزام الناصب سه نسخه از حدیث فوق -خطبة البیان- را نقل کرده و برای دو نسخه نخست آن هیچ منبعی معرفی نکرده و نسخه سوم را به دار المنتظم نوشته محمد بن طلحه شافعی نسبت داده که از منابع اهل سنت است.
راوی روایت فوق، عبدالله بن مسعود است. فوت عبدالله بن مسعود در سال ۳۳ق است که در زمان ایراد خطبه یعنی ورود امام علی (علیهالسلام) به بصره زنده نبوده است. یعنی اساسا عبدالله بن مسعود نمیتواند راوی این حدیث باشد زیرا در هنگام ایراد خطبه توسط حضرت علی (علیه السلام)، از دنیا رفته بوده است.
ضمنا حدیث مشکلات سندی دیگری هم دارد که ما به عبدالله بن مسعود اکتفا نمودیم.
ناگفته نماند عدهی کثیری از علماء که بدون علم فتوا میدهند، علماء اهل سنت میباشند. در بخش بعدی -روایت ذامه 7- حدیثی ذکر می کنیم که امام زمان 16 هزار از فقهاء سنیان را از میان برمیدارند.
جمع بندی:
- با توجه به روایت ذامه 4، آنچه مسلم است هنگام قیام قائم (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) همه علماء منافق نخواهند بود، که اگر همه اینگونه باشند بالنتیجه شامل خود احمد و اتباع او هم میشود.
- احادیث بخش قبلی هم قرینهای است بر اینکه همه علماء منافق نیستند.
- در روایت ذامه 5 بیان گردیده است که انتقام از فقیهانی است که بدون علم فتوا میدهند و این مطلب، ارتباطی با ادعای احمدالحسن و اتباع او -که همه فقیهان آخرالزمان مذموماند- ندارد.
- روایت ذامه 5 بر علیه احمدالحسن و اتباعش میباشد زیرا احمد دین پیامبر را تغییر داده و نسخ نموده است.
خلاصه اینکه دو روایت فوق هیچ ارتباطی با ادعای احمدالحسن -مبنی بر مذمت همه علماء آخرالزمان- ندارد.
روایت ذامّه ششم: علمایی که بر خدا دروغ بستند
ادامه بررسی روایاتی که احمدالحسن و اتباعش براساس آن روایات، علماء آخرالزمان را مذمت نموده و مردم را از آنان بر حذر میداشتند:
«قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ علیه اسلام يَا مَالِكَ بْنَ ضَمْرَةَ كَيْفَ أَنْتَ إِذَا اخْتَلَفَتِ الشِّيعَةُ هَكَذَا وَ شَبَّكَ أَصَابِعَهُ وَ أَدْخَلَ بَعْضَهَا فِي بَعْضٍ فَقُلْتُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ مَا عِنْدَ ذَلِكَ مِنْ خَيْرٍ قَالَ الْخَيْرُ كُلُّهُ عِنْدَ ذَلِكَ يَقُومُ قَائِمُنَا فَيُقَدِّمُ سَبْعِينَ رَجُلًا يَكْذِبُونَ عَلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَيَقْتُلُهُمْ ثُمَّ يَجْمَعُ اللَّهُ النّاسَ عَلَى أَمْرٍ وَاحِد».
ترجمه: اميرالمؤمنين علیه السلام فرمودند: ای مالک! چگونهای تو زمانی كه شيعه اين گونه اختلاف پيدا كنند سپس انگشتانش را در هم فرو برد. گفتم: خيری در آن وقت نيست، فرمود: تمام خيرها در آن موقع است، ای مالك در آن موقع قائم ما قيام میكند، و هفتاد مرد [از علماء] را كه بر خدا و رسولش دروغ بستهاند میآورد و همه را به قتل میرساند، آن گاه خداوند همهی مردم را بر يک عقيده جمع میكند.
(غیبت نعمانی، ص206)
- بررسی:
روایت فوق در سایت انصار تحت عنوان «فصلٌ في العلماءِ و فقهاءِ آخر الزّمان» موجود است.
همانطور که شاهد هستید، در حدیث فوق صحبتی از علماء نشده است اما دوستان عزیز انصار برای تلقین به مخاطبین خود، کلمه «علماء» را در توضیح روایت آورده تا این حدیث را هم جزء احادیث مذمت فقهاء آخرالزمان به مخاطبینشان تحویل دهند.
ممکن است کسی بگوید: این علماء هستند که به خدا و رسول دروغ میبندند.
جواب: خیر، همیشه اینگونه نیست. مثلا بعضی از انصار عوام در مسیر تبلیغ خود، احادیث دروغین نقل نموده تا مخاطبین خود را در دام بیاندازند.
خلاصه اینکه در حدیث مذکور صحبتی از علماء در میان نیست ولی علاقه وافر انصار به مذمت علماء و دشمنی با آنها سبب شده تا این حدیث را هم در ضمن احادیث خود به مخاطبین ارائه دهند.
مخاطب هنگامی که با این حدیث در بین احادیث دیگر برخورد نماید، از حیث روانشناسی ذهنش به سوی مطلب تلقینی از طرف انصار -یعنی مذمت علماء- رفته و این حدیث را هم جزء احادیث مذمت علماء آخرالزمان تلقی مینماید.
روایت ذامّه هفتم: 16 هزار نفر از تبریه
«عن الباقر (علیه السلام): …ويسير إلى الكوفة فيخرج منها ستة عشر ألفا من البترية شاكين في السلاح، قرّاء القرآن، فقهاء في الدين، قد قرحوا جباههم و سمروا ساماتهم و عمهم النفاق، وكلهم يقولون يابن فاطمة ارجع لا حاجة لنا فيك فيضع السيف فيهم على ظهر النجف عشية الاثنين من العصر إلى العشاء فيقتلهم أسرع من جزر جزور، فلا يفوت منهم رجل الخ».
ترجمه: امام باقر (علیهالسلام) میفرمایند: …به سوی كوفه رهسپار میشود. در آن جا شانزده هزار نفر از بتریه [کسانی که معتقدند امام مهدی علیه السلام فرزند ندارد] مجهز به سلاح در برابر او میایستند. آنان قاریان قرآن و فقهای در دین هستند. پیشانیهای آنها از عبادت بسیار پینه بسته و چهرههای آنها بر اثر شب زنده داری زرد شده است اما کاملاً منافق هستند. همگی میگویند: ای فرزند فاطمه برگرد، زیرا که ما به تو نیازی نداریم. پس قائم در پشت شهر نجف، از عصر روز دوشنبه تا شامگاه بر آنان شمشیر میكشد و همهی آنها را بدون توقف میكشد.
(دلائل الامامة، ص241)
- بررسی:
این حدیث در سایت رسمی فارسی انصار با ترجمه فوق ذکر گردیده است.
متاسفانه در ترجمه این حدیث هم خیانت بزرگی صورت گرفته که حتی کثیری از یمانیون بیخبرند و پس از گفتگوهایی که با آنها داشتهایم به این خیانت پی بردهاند.
آن خیانت بزرگ در معنای کلمه «بتریة» صورت گرفته است. در توضیح این کلمه نوشتهاند: کسانی که معتقدند امام مهدی علیه السلام فرزند ندارد.
حقیر وقتی برای اولین بار به این روایت برخورد کردم، اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد این بود که «بتریة» باید یک فرقهای در زمان امام باقر (صلوات الله علیه) باشد، لذا جهت تحقیق و بررسی به روایات رجوع کرده و به مطالب زیر برخورد نمودم.
مرحوم علامه مجلسی در کتاب شریف بحار الانوار، جلد69 بابی دارد تحت عنوان «المرجئة و الزيدية و البترية و الواقفية و سائر فرق أهل الضلال و ما يناسب ذلك». از عنوان باب میفهمیم که بتریة یکی از فرقهها میباشد.
سپس احادیث زیر را رویت نمودم، دقت فرمایید:
«عَنْ سَدِيرٍ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ علیه اسلام وَ مَعِي سَلَمَةُ بْنُ كُهَيْلٍ وَ أَبُو الْمِقْدَامِ ثَابِتٌ الْحَدَّادُ وَ سَالِمُ بْنُ أَبِي حَفْصَةَ وَ كَثِيرٌ النَّوَّاءُ وَ جَمَاعَةٌ مَعَهُمْ وَ عِنْدَ أَبِي جَعْفَرٍ علیه اسلام أَخُوهُ زَيْدُ بْنُ عَلِيٍّ علیه اسلام فَقَالُوا لِأَبِي جَعْفَرٍ ععلیه اسلام نَتَوَلَّى عَلِيّاً وَ حَسَناً وَ حُسَيْناً وَ نَتَبَرَّأُ مِنْ أَعْدَائِهِمْ قَالَ نَعَمْ قَالُوا نَتَوَلَّى أَبَا بَكْرٍ وَ عُمَرَ وَ نَتَبَرَّأُ مِنْ أَعْدَائِهِمْ قَالَ فَالْتَفَتَ إِلَيْهِمْ زَيْدُ بْنُ عَلِيٍّ وَ قَالَ لَهُمْ أَ تَتَبَرَّءُونَ مِنْ فَاطِمَةَ بَتَرْتُمْ أَمْرَنَا بَتَرَكُمُ اللَّهُ فَيَوْمَئِذٍ سُمُّوا الْبُتْرِيَّةَ».
ترجمه: سدیر میگوید: بر امام باقر (صلوات الله علیه) داخل شدم و با من سلمة و ابوالمقدام و سالم و کثیر نواء و جماعتی همراه بودند، و در نزد امام باقر (صلوات الله علیه) هم برادر ایشان جناب زید بن علی بود. [این افراد] به حضرت عرض کردند: ما علی و حسن و حسین را دوست داریم و از دشمنان آنان بیزاریم. حضرت فرمودند: بله. [این افراد] گفتند: ابابکر و عمر را دوست داریم و از دشمنانشان بیزاریم.
سدیر میگوید: زید بن علی به آنها توجه کرد و گفت: «آیا از فاطمه بیزاری میجویید؟ امر ما را قطع کرده و بریدید، خدا شما را قطع کند»، پس در آن روز اینان بتریة نامیده شدند.
(بحارالانوار، ج69، ص178)
پس کاملا مشخص گردید که آن 16 هزار نفری که از بتریة به دست حضرت کشته میشوند کسانی هستند که در زمان امام باقر (صلوات الله علیه) بین محبت اهل بیت (صلوات الله علیهم) و محبت دشمنان آنان خلط کردهاند و بر اساس حدیث ذامه 7، این فرقه در زمان ظهور امام زمان هم موجود بوده و حضرت به مقابله با آنان میپردازند.
پس به تصریح روایت این 16 هزار فقیه از شیعیان نبوده بلکه از بتریه میباشند. اما متاسفانه این روایت را در مذمت علماء شیعه آخرالزمان آورده و مریدان خود را شدیدا از آنان برحذر میدارند.
در روایت دیگری داریم:
«عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ لَوْ أَنَّ الْبُتْرِيَّةَ صَفٌّ وَاحِدٌ مَا بَيْنَ الْمَشْرِقِ إِلَى الْمَغْرِبِ مَا أَعَزَّ اللَّهُ بِهِمْ دِيناً وَ الْبُتْرِيَّةُ هُمْ أَصْحَابُ كَثِيرٍ النَّوَّاءِ وَ الْحَسَنِ بْنِ صَالِحِ بْنِ حَيٍّ وَ سَالِمِ بْنِ أَبِي حَفْصَةَ وَ الْحَكَمِ بْنِ عُتَيْبَةَ وَ سَلَمَةَ بْنِ كُهَيْلٍ وَ أبو [أَبِي] الْمِقْدَامِ ثَابِتٍ الْحَدَّادِ وَ هُمُ الَّذِينَ دَعَوْا إِلَى وَلَايَةِ عَلِيٍّ ععلیه اسلام ثُمَّ خَلَطُوهَا بِوَلَايَةِ أَبِي بَكْرٍ وَ عُمَرَ الخ».
ترجمه: امام صادق (صلوات الله علیه) فرمودند: اگر بتریه صف واحدی بین مشرق تا مغرب باشند خدا بوسیله آنها دین را عزیز نمیکند و بتریه، اصحاب کثیر النواء و حسن بن صالح و سالم بن ابی حفصه و حکم بن عتیبه و سلمة بن کهیل و ابوالمقدام هستند واینان کسانی هستند که به ولایت علی (صلوات الله علیه) دعوت نمودند سپس با ولایت ابوبکر و عمر مخلوط نمودند.
(بحارالانوار، ج69، ص181)
از این حدیث هم به خوبی مشخص میگردد که بتریه نام فرقهای در آن زمان بوده است.
عجیب اینجاست که در فایل وردی که تحت عنوان «بتریه چه کسانی هستند؟» از سوی انصار منتشر گردیده است، به هیچ وجه اشارهای به دو روایت فوق در معنای بتریه نشده است. آیا به نظر شما این کار نمیتواند مغرضانه باشد؟!
همانطور که سابقا عرض نمودیم کثیری از علماء مخالف امام زمان (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) از همین علماء اهل سنت میباشند که حدیث امام باقر (صلوات الله علیه) در مورد بتریه، گفتار ما را تایید مینماید.
جمع بندی:
- حدیث ذامه 6 مخصوص به علماء و فقهاء نبوده بلکه حدیث بیانگر این مطلب است که حضرتش، 70 نفر از دروغگویان به خدا ورسول را از میان برمیدارند.
- در حدیث ذامه 7 هم خیانتی علمی در معنای بتریه صورت گرفته و بدین طریق برگی بر دفتر رسواییهای احمدالحسن و اتباع او افزون گردید.
- این مدعیان، بتریه را که نام فرقهای میباشد بر خلاف روایات به معنای (کسانیکه معتقدند امام زمان فرزند ندارد) تحویل مخاطبین خود میدهند و به مخاطبین خود القاء میکنند که این 16 هزار فقیه از علماء شیعه میباشند.
روایت ذامّه هشتم: 70 هزار نفر از مردم کوفه
«قال الصادق (علیهالسلام): فاذا خرج القائم من كربلاء وارد النجف و الناس حوله، قتل بين كربلاء والنجف ستة عشر الف فقيه، فيقول من حوله من المنافقين: انه ليس من ولد فاطمة والا لرحمهم، فأذا دخل النجف وبات فيه ليلة واحدة فخرج منه من باب النخيلة محاذي قبر هود وصالح استقبله سبعون الف رجل من اهل الكوفة يريدون قتله فيقتلهم جميعاً فلا ينجي منهم احد».
ترجمه: امام صادق (علیه السلام) فرمودند: زمانیکه قائم از كربلا خارج میشود در حالی كه مردم پيرامون او هستند و وارد نجف میشود و در بين كربلا و نجف شانزده هزار فقيه را میكشد، پس كسانی كه از مناقفين پيرامونش هستند میگويند: او از فرزندان فاطمه نيست و گرنه به آنها رحم میكرد. پس زمانیکه وارد نجف میشود و در آنجا يک شب میماند، پس از باب النخيله مجاور قبر هود و صالح خارج میشود. در آنجا هفتاد هزار نفر از مردم كوفه به استقبال او میآيند و خواهان قتل او هستند، پس همهی آنها را میكشد و هيچ كدام از آنها نجات نخواهد يافت.
(نورالانوار، ج3، ص345)
با صرف نظر از بحث سندی حدیث فوق، نکاتی را خدمت عزیزان تقدیم مینماییم.
- بررسی:
این حدیث شبیه حدیث قبل میباشد البته با تفاوتی در عبارات، لذا این 16 هزار نفر فقیه، همان 16 هزار فقیه بتریه بوده که برای پاسخ آن به بخش قبلی رجوع فرمایید.
در ادامه حدیث -علی فرض صحت آن- صحبت از 70 هزار نفر از مردم کوفه میباشد که به جنگ حضرت میآیند که این قسمت هم ارتباطی با علماء ندارد.
روایت ذامّه نهم: فقها و منابر
«عن أبي عبد الله علیه السلام : … رَأَيْتَ الْفَقِيهَ يَتَفَقَّهُ لِغَيْرِ الدِّينِ يَطْلُبُ الدُّنْيَا وَ الرِّئَاسَة … وَ رَأَيْتَ الْمَنَابِرَ يُؤْمَرُ عَلَيْهَا بِالتَّقْوَى وَ لَا يَعْمَلُ الْقَائِلُ بِمَا يَأْمُر».
ترجمه: امام صادق (علیه السلام): درباره آخر الزمان در حديثي طولاني فرمودند … و ديدی كه فقيه برای غير از دين تفقه كند و طالب دنيا و رياست باشد … و ديدی بر منبرها به تقوا امر كنند و گوينده، به آن چه امر ميكند، عمل نكند».
(الكافی، ج،8 ص36)
- بررسی:
با توجه به احادیث بخش مادحه و با توجه به مطالبی که در ذیل احادیث ذامه قبلی خدمتتان عرض گردید، مشخص میگردد که مراد از فقیه و منبر در این حدیث، همه فقهاء و منابر نبوده که اگر مراد همه باشد، خود احمدالحسن و مبلغین وی را هم شامل میشود.
روایت ذامّه دهم: دشمن آشکار
«عن الباقر (علیهالسلام): اذا خرج الامام المهدي فليس له عدو مبين الا الفقهاء خاصة، ولولا ان السيف بيده لأفتى الفقهاء بقتله».
زمانی که امام مهدی خارج شود پس دشمن آشکاری جز فقهاء خاصةً ندارد و اگر شمشیر به دستش نبود فقهاء به قتلش فتوا میدادند.
(بیان الائمة، ج3، ص99)
- بررسی:
متاسفانه این عبارات کتاب ینابیع المودة اصلا حدیث نمیباشد اما اتباع احمد در سایت رسمی انصار در لابلای احادیث، عبارات فوق را ذکر مینمایند.
عجیبتر اینکه در خود کتاب بیان الائمة ذکر گردیده که این عبارات حدیث نیست بلکه گفتار عالم اهل سنت در کتاب ینابیع المودة میباشد اما متاسفانه انصار محترم این عبارات را به جای حدیث تحویل مردم میدهند.
مولف کتاب بیان الائمة بعد از نقل عبارات قندوزی در کتاب ینابیع المودة میگوید:
«الظاهر ان هذا الکلام اخذه من کلام محیی الدین بن عربی و کلاهما من العامة ولم یرد عن نبی او امام والمراد من الفقهاء هم علماء العامة الخ».
ترجمه: ظاهرا این کلام از کلام محیی الدین عربی اخذ شده و هر دو نفر -یعنی قندوزی و محیی الدین- از اهل سنت هستند و این عبارات از پیامبر یا امام نیست و مراد از فقهاء، علماء اهل سنت میباشد.
جمع بندی:
- هیچ یک از روایات فوق در مقام مذمت همه علماء آخزالزمان نیست.
- بعضی از روایات فوق اساساً ارتباطی به علماء شیعه ندارد و علماء اهل سنت را شامل میشود.
- روایت ذامه شماره 10 هم اصلا روایت نبوده بلکه کلام علماء اهل سنت میباشد.
روایت ذامّه یازدهم: اختلاف شیعه
«عن الصادق (عليه السلام): أَنَّى يَكُونُ ذَلِكَ وَ لَمْ يَسْتَدِرِ الْفُلْكُ حَتَّى يُقَالَ مَاتَ أَوْ هَلَكَ فِي أَيِّ وَادٍ سَلَكَ فَقُلْتُ وَ مَا اسْتِدَارَةُ الْفُلْكِ فَقَالَ اخْتِلَافُ الشِّيعَةِ بَيْنَهُمْ».
ترجمه: امام صادق (علیه السلام) فرمودند: چگونه باشد اين امر در حالی كه زمانه چندان گردش نکرده است که گفته شود: «او مرده يا هلاك شده؟ در كدام وادی سلوك میكند؟» پس گفتم: گردش زمانه چيست؟ فرمود: اختلاف شيعه بين خودشان.
(الغيبة النعمانی، ص157)
با صرف نظر از بحث سندی آن، نکاتی را خدمت عزیزان تقدیم مینماییم.
- بررسی:
همانطور که شاهد هستید حدیث فوق هیچ ارتباطی با علماء و فقهای آخرالزمان نداشته و ندارد.
در زمان حضور ائمه (صلوات الله علیهم) اختلافات بسیاری در بین جامعه شیعیان مطرح بوده و کاملا طبیعی است که با فقدان امام بین شیعیان، این اختلافات بیشتر نیز میگردد.
اختلافات بین شیعیان در زمان غیبت امام عصر (عجّل الله تعالی فرجه الشریف) که جای خود دارد، حتی فرقههای بسیار کوچکی مثل یمانیون -یعنی فرقه احمدالحسن همبوشی- نیز از این اختلافات مستثنی نبوده و همانطور که شاهد هستیم در زمان حدود 18 سال، این فرقه کوچک به 4 دسته اصلی تقسیم گشته و هر دسته، دسته دیگر را منحرف میدانند.
شیعیان عاقل با دیدن این اختلافات بین شیعیان، توجهشان به رافع اختلاف بیشتر گشته وبرای ظهور آن عزیز سفر کرده پیوسته دعا میکنند.
لازم به ذکر است که اساس همه اختلافات، هوای نفس نمیباشد بلکه اکثرا اختلافات به خاطر تفاوت در مباحث دلالی و یا رجالی و یا لغوی و یا… میباشد.
روایت ذامّه دوازدهم: قرّاء اهل کوفه
«عن أبي جعفر علیه السلام أنه قال إذا ظهر القائم علي نجف الكوفة خرج إليه قراء أهل الكوفة قد علقوا المصاحف في أعناقهم و أطراف رماحهم شعارهم يا 642121 ــــ يا 247 ــــ فيقولون لا حاجة لنا فيك يا ابن فاطمة قد جربناكم فما وجدنا عندكم خيرا ارجعوا من حيث جئتم فيقتلهم حتي لا يبقي منهم مخبر».
ترجمه: امام باقر (علیه السلام) فرمود: زمانی كه قائم (علیه السلام) در نجف كوفه ظهور كند (قرّاء) اهل كوفه بر او خروج میكنند در حالی كه مصحفها بر گردنهایشان و اطراف نیزههایشان دارند، شعار آنها یا 642121 ــــ یا 247 ــــ است، پس میگويند: ای فرزند فاطمه ما به تو نيازي نداريم، ما شما را امتحان كرديم و در شما خيری نيافتيم، از همان جايی كه آمدهايد بازگرديد، پس همهی آنها را میكشد حتی خبر دهندهای از آنان باقی نمیماند.
(منتخب الأنوار المضيئة، ص193)
با صرف نظر از بحث سندی حدیث، نکاتی خدمت عزیزان تقدیم میگردد.
- بررسی:
متاسفانه در ترجمه حدیث، عبارت «قرّاء» را از قلم انداخته و به این طریق همه اهل کوفه را جزو مخالفان حضرت عنوان نمودهاند.
این حدیث هیچگونه ارتباطی با علماء آخرالزمان ندارد بلکه مربوط به قاریان میباشد.
واضح است که همه قاریان اینگونه نیستند و بر حضرت خروج نمیکنند که اگر همه قاریان بر علیه حضرت خروج کنند قطعا در زمره آنان، انصار احمدالحسن همبوشی هم بوده و لذا آنها هم به قتل میرسند.
روایت ذامّه سیزدهم: بیرون آمدن از امر ولایت
«قال الصادق (علیه السلام) : اذا خرج القائم یخرج من هذا الامر من کان یُری انه من اهله و دخل فیه شبه عبدة الشمس والقمر».
ترجمه: امام صادق(علیه السلام) فرمودند: هنگامی که قائم قیام کند از این امر [ولایت] کسانی بیرون میروند که همواره چنین به نظر میرسید از اهل [امر ولایت] او باشند و به امر [ولایت] او در میآیند آنانی که شبیه خورشید پرستان و ماه پرستانند.
(غیبة نعمانی، ص۳۱۷)
با صرف نظر از ضعف سندی حدیث، نکاتی تقدیم میگردد.
- بررسی:
همانطور که میبینید این حدیث ارتباطی به علماء آخرالزمان نداشته و ندارد.
اگر قرار باشد همه اهل ولایت از امر ولایت حضرت خارج شوند، این حکم شامل احمدالحسن و اتباع او هم میشود و آنان هم از امر ولایت حضرت خارج خواهند شد.
حدیث میخواهد بگوید که: عده ای از مردم هستند که گمان میشود اینان از اهل ولایت بوده اما وقتی حضرت تشریف بیاورند معلوم میشود که اینان در ظاهر با اهل حق بوده و در باطن مخالف پیامبر و امامان (علیهم السلام) میباشند.
یعنی آنهایی که با دین بازی کرده و پیوسته روایات را توجیح و تقطیع نموده و احادیث جعلی به امامان نسبت داده و فتوای بدون علم میدهند و دین پیامبر (صلوات الله علیه وآله) را نسخ میکنند و آیات قرآن را تفسیر به رای میکنند و بدعت در دین آورده و رجعت واقعی اهل بیت را منکرند و…
و از طرفی کسانی هم هستند که در ظاهر وضعیت دینی مناسبی نداشته اما هنگام ظهور حضرت، تابع حضرت گردیده و از اهل ولایت ایشان محسوب میشوند.
جمع بندی:
- هیچ یک از احادیث فوق، خاصةً ارتباطی به علماء و فقهاء آخرالزمان ندارد.
- متاسفانه احمدالحسن و اتباع او از روانشناسی تلقین سود جسته و با ارائه احادیث غیر مرتبط فوق، به مخاطبین عوام خود القاء میکنند که باید از علماء آخرالزمان بر حذر بود.
روایت ذامّه چهاردهم: روایت بیربط
از امام على (علیه السلام): سفيانى در حالى که عمامهاش را بر گردنش بسته و مىکشند، او را نزد امام مى آورند و او رو به آن حضرت کرده عرض مىکند: اى عمو زاده بر من منت بگذار و حياتى دوباره به من کرم فرما، من نيز شمشيرى خواهم بود براى تو و با دشمنانت جهاد خواهم کرد و مهدى در ميان يارانش نشسته در حالى که از عذراء با حياتر است.
(معجم احادیث الامام المهدی، ج3، ص96)
- بررسی:
متاسفانه حدیث فوق را در ضمن روایات مذمت علماء آخرالزمان آوردهاند، اما ارتباط این حدیث با مذمت علماء آخرالزمان چیست؟! فقط خدا میداند و بس.
جالبتر اینکه برای روایت فوق، اتباع احمد الحسن عنوان زدهاند: سفیانی معمّم (آخوند) است.
البته احتمالا دوستان عزیز یمانی قائل به ربط نیستند لذا از هر حدیثی برای اثبات مراد خود بهره میجویند.
شاید هم چون در حدیث از کلمه «عمامه» استفاده گردیده است، حدیث را در جهت مذمت علماء آخرالزمان مناسب دیدهاند.
واما مطلب جالبتر اینکه:
هر گاه عزیزان انصار به کتبی مثل معجم احادیث الامام المهدی ارجاع و سند میدهند، یک حس بسیار عجیبی به انسان میگوید: «برو خودت به کتاب معجم احادیث رجوع کن و مطلب را ببین».
وقتی به کتاب معجم احادیث رجوع نمودیم مشاهده کردیم این حدیث از کتب اهل سنت میباشد.
یعنی این عزیزان به حدیث بیربطی در کتب اهل سنت استناد میکنند تا علماء آخرالزمان شیعه را مورد مذمت قرار دهند.
حقیقتا علاقه زیاد احمدالحسن و اتباع او نسبت به روایات اهل سنت و ترجیح روایات اهل سنت بر روایات شیعه، یکی از نکاتی است که انسانهای عاقل را به فکر فرو برده و پوشالی بودن آنان را نمایان میکند.
روایت ذامّه پانزدهم: فقهاء گمراه خائن
«قال رسول الله (صلوات الله علیه و آله): … فَمَتَى يَكُونُ ذَلِكَ فَأَوْحَى إِلَيَّ عَزَّ وَ جَلَّ يَكُونُ ذَلِكَ إِذَا رُفِعَ الْعِلْمُ وَ ظَهَرَ الْجَهْلُ وَ كَثُرَ الْقُرَّاءُ وَ قَلَّ الْعَمَلُ وَ كَثُرَ الْفَتْكُ وَ قَلَّ الْفُقَهَاءُ الْهَادُونَ وَ كَثُرَ فُقَهَاءُ الضَّلَالَةِ الْخَوَنَةُ…»
پیامبر خدا فرمودند: … در چه زمانی میباشد آن؟ [که اشاره به پر شدن زمین از عدل و داد توسط امام زمان و هدایت گمراهان و شفای مریضان به دست ایشان دارد]، پس خدا بر من وحی نمود که: زمانی که علم برداشته شود و جهل ظاهر شود و قرّاء زیاد شوند و عمل کم شود و ترور زیاد شود و فقهاء هدایتگر کم شده و فقهاء گمراه خائن زیاد شود.
(بحارالانوار، ج52، ص276)
اینک به ذکر نکاتی پیرامون حدیث فوق میپردازیم.
- بررسی:
همانطور که بارها عرض کردیم، احمد و اتباعش با تقطیع روایات قصد دارند تا ادلهای را برای ادعاهای خود اقامه نمایند و مثلا وجه علمی به دعوت خود دهند. اما الحمدلله این تحریفات و تقطیعات از سوی آنان، هرچه بیشتر پرده از چهره واقعی اینان برداشته و موجبات هدایت حق جویان را فراهم میآورد.
اگر به چند سطر قبل حدیث فوق نگاه شود، بطلان دعوت پوشالی احمدالحسن هویدا میشود زیرا خداوند متعال به پیامبرش (صلوات الله علیه و آله) در مورد حضرت علی (صلوات الله علیه) میفرماید:
«وَ أَعْطَيْتُكَ أَنْ أُخْرِجَ مِنْ صُلْبِهِ أَحَدَ عَشَرَ مَهْدِيّاً كُلُّهُمْ مِنْ ذُرِّيَّتِكَ مِنَ الْبِكْرِ الْبَتُولِ آخِرُ رَجُلٍ مِنْهُمْ يُصَلِّي خَلْفَهُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما»
ترجمه: و عطا میکنم تورا [ای پیامبر] که خارج کنم از صلب او [یعنی صلب حضرت علی] یازده مهدی را که همه آنها از ذریه تو از بکر بتول [یعنی حضرت زهرا] هستند. آخرین نفر آنها کسی است که عیسی بن مریم پشت او نماز میخواند و زمین را از عدل پر میکند همانگونه که از ظلم و جور پر شده است.
همانگونه که ملاحظه میکنید در حدیث فوق، یازدهمین فرزند حضرت علی (صلوات الله علیه) به عنوان کسی که زمین را پر از عدل داد میکند معرفی میگردد بر خلاف احمد الحسن همبوشی که ادعا دارد او زمین را پر از عدل و داد میکند.
در حدیث فوق همه علماء آخرالزمان مذمت نشدهاند، بلکه تصریح شده است که عدهی کمی از آنان هدایتگر هستند.
اتباع احمد با توجه به عبارت «يَدْعُو إِلَى الْحَق» در مورد یمانی -در حدیث اهدی الرایات که آینده مفصلا به آن اشاره میشود- عصمت احمد الحسن را مطرح میکنند.
اگر بخواهیم همانند استدلالات بی مزه احمد و اتباع او سخن برانیم، باید بگوییم که:
«آن علماء اندک هدایتگر در آخرالزمان، معصوم میباشند زیرا حضرت فرمودند که آنان هدایتگرند. آیا این علماء، به حق هدایت میکنند یا باطل؟
مسلما جواب این است که به حق هدایت میکنند. پس کسی که به حق هدایت میکند باید معصوم باشد».
البته با توجه به این استدلالات بیمزه و پوشالی احمد و اتباعش، روایات دیگری هم در باب عصمت علماء آخرالزمان وجود دارد که در آینده به آنها اشاره خواهیم نمود ان شاء الله.
جمع بندی:
- روایت ذامه 14 علاوه بر اینکه از کتب اهل سنت میباشد، بیارتباط با موضوع (مذمت علماء آخرالزمان) است.
- در حدیث ذامه 15 همه علماء آخرالزمان مذمت نشدهاند، بلکه تصریح شده است که عدهی کمی از آنان هدایتگر هستند.
- اگر بخواهیم بسان استدلالات پوشالی انصار سخن برانیم باید بگوییم: «همان عدهی کم از علماء هدایتگر دوران آخرالزمان، معصوم میباشند».
جمعبندی نهایی
پس با توجه به بخشهای قبل باید عرض کنیم که:
همه علماء آخرالزمان مذموم نبوده بلکه علماء هدایتگر هم در عصر آخرالزمان وجود دارند.
کسی که بگوید «حتی یک روایت در مدح علماء آخرالزمان نداریم»، دروغ بزرگی ادعا نموده که علت آن چیزی جز غرض ورزی و عوام فریبی نیست.
نکته:
بعد از انتشار مقاله فوق، یکی از مبلغین فرقه مدعی یمانی، جوابیهای صادر کرده که ما در مقاله «بررسی روایات مذمت و علماء آخرالزمان (قسمت دوم: جوابیه فرقه مدعی یمانی)» آن جوابیه را به همراه پاسخهایی مناسب، قرار دادیم.
پرسشهای متداول (FAQ)
چرا جریان احمد الحسن مردم را از علماء آخرالزمان بدبین میکند؟
جریان یمانی با استناد ناقص و ترجمههای اشتباه از برخی روایات، مردم را از علماء بدبین میسازد تا اعتماد آنان به متخصصین دینی را از بین ببرد. با حذف مرجعیت علمی، زمینه برای پذیرش بیچونوچرای آموزههای خودشان فراهم میشود؛ در حالی که همین مبلغین احمد الحسن نیز در جایگاه “عالم” سخن میگویند، ولی از بررسی علمی و بیطرفانه روایات گریزاناند.
آیا همه روایات درباره علماء آخرالزمان منفی هستند؟
خیر. برخلاف ادعای جریان احمد الحسن، روایات اسلامی هم مدح و هم نقد علماء را بیان کردهاند. اما این گروه فقط روایات مذمت را نقل میکنند و از روایات مدح، که نشاندهنده وجود علمای صالح در آخرالزمان است، چشمپوشی میکنند. این نوع انتخاب گزینشی نشان از غرضورزی آنها دارد.
آیا روایات اسلامی فرار از علماء در آخرالزمان را تأیید میکنند یا نکوهش؟
خیر، بر اساس حدیثی از پیامبر اسلام، فرار مردم از علماء در آخرالزمان نکوهش شده است. در این روایت آمده که مردم از علماء میگریزند مانند گوسفند از گرگ، و نتیجه آن سه مصیبت بزرگ خواهد بود:
۱. از بین رفتن برکت در اموال،
۲. مسلط شدن سلطان جائر،
۳. و مردن بدون ایمان.
این روایت بهروشنی نشان میدهد که گریختن از علماء نشانه انحراف مردم است، نه نشانه مذموم بودن همه عالمان. بنابراین، نمیتوان همه علماء آخرالزمان را صرفاً با استناد به برخی روایات، مذموم دانست.
آیا روایتی که میگوید علمای امت در آخرالزمان به میمون و خوک تبدیل میشوند، مربوط به علمای شیعه است؟
خیر. این روایت – حتی اگر از نظر سندی پذیرفته شود – ناظر به علمای «سوء» است، یعنی کسانی که حق را تحریف کرده و از مسیر آن منحرف میکنند. بنابراین نسبت دادن این روایت به همه علمای شیعه، نادرست و ناشی از غرضورزی است. علاوه بر این، روایت مورد بحث بدون سند در کتاب «یوم الخلاص» نقل شده و در «بشارهالاسلام» نیز یافت نشده است.
آیا جریان یمانی برای مذمت علما از روایات بیربط هم استفاده میکند؟
بله. یکی از روشهای انحرافی احمدالحسن و پیروانش، استفاده از روایات بیارتباط برای مذمت علماست. به عنوان نمونه، روایتی درباره دستگیری سفیانی که هیچ ارتباطی با علمای آخرالزمان ندارد، احتمالا فقط بهخاطر ذکر کلمه «عمامه»، به عنوان حدیثی علیه علما معرفی شده است. جالب آنکه این روایت حتی از منابع اهلسنت نقل شده، نه منابع شیعه.






