مقالات

نقد 40 حدیث مهدیین ناظم العقیلی | حدیث اول

مقدمه

یکی از ویژگی‌های مشترک بین مدّعیان دروغین، ارائه استدلالات سست و بی‌اساس می‌باشد. مثل ناظم العقیلی که در کتاب خود 40 حدیث مهدیین، چنین کرده است و ما در مقاله نقد 40 حدیث مهدیین ناظم العقیلی به بررسی آن می‌پردازیم. مدّعیان دروغین همواره از اثبات ادّعاهای خود عاجز هستند امّا این عجز موجب سکوت آن‌ها نشده بلکه تلاش می‌کنند تا با ارائه استدلالاتی سست و پوشالین، مخاطبین خود را به اشتباه انداخته و به اهداف شوم خود نائل گردند.

همبوشیان بر این باورند که: «سلسله وصایت و امامت پس از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، پایان نیافته بلکه وصایت و امامت به فرزندان حضرتش -که همان مهدیین هستند- یکی پس از دیگری منتقل می‌گردد»!

آنان برای اثبات این باور به ادله‌ای استناد می‌کنند که ناظم العقیلی -اصلی‌ترین لیدر علمی این فرقه- در کتاب الاربعون حدیثاً فی المهدیین و ذریه القائم (چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم) به آن‌ها اشاره می‌کند و ما در این مقاله به نقد و بررسی ادله ناظم العقیلی در این کتاب خواهیم پرداخت.

تکنیک روان‌شناسی تلقین

در حقیقت ناظم العقیلی از روانشناسی تلقین سود جسته و با این نام گذاری بر روی کتاب خود، به مخاطبین القاء می‌کند که: «مهدیین، همان فرزندان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده که وصایت پس از حضرتش به آنان منتقل می‌شود»!

گرچه روانشناسی تلقین یکی از قدیمی‌ترین تکنیک‌های لو رفته فریب مخاطب می‌باشد امّا در عین حال نمی‌توان منکر تاثیرات قوی آن بر توده مردم شد.

البته اهل تحقیق هیچ گاه از این گونه تکنیک‌ها تاثیر نپذیرفته و ادلّه مطرح شده را طبق موازین عقلی و نقلی، مورد بررسی قرار می‌دهند تا صحّت وسقم ادّعای افراد مشخص گردد.

مقدمه کتاب ناظم العقیلی

ناظم العقیلی در مقدّمه کتابش این چنین می‌گوید:

«ﺑﻴﺎﻥ ﻭ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺍﻳﻦ ﻣﻮﺿﻮﻉ از آن ﺟﻬﺖ ﻋﻈﻤﺖ ﻭﻳﮋﻩﺍﯼ ﭘﻴﺪﺍ ﻣﯽ‌ﮐﻨﺪ ﮐﻪ ﻋﻠﻤﺎﯼ ﺁﺧﺮﺍﻟﺰﻣﺎﻥ ﻭ پیرﻭﺍﻥ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻪ ﺍﻧﮑﺎﺭ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺍﻣﺎﻡ ﻣﻬﺪﯼ حجه بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف و یا محصور ﺑﻮﺩﻥ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﺩﺭ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺍﻣﺎﻡ علیهم السلام کمر بسته‌اند…» (ص8).

مطالب مشابه برای مطالعه بیشتر:

«ﺣﺪﺍﻗﻞ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﺎﻥ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﺍﻩ ﻭﺭﻉ ﻭ ﺍﺣﺘﻴﺎﻁ ﺭﺍ ﺩﺭ ﭘﻴﺶ گیرﻧﺪ ﻭ ﺍﻣﺎﻣﺖ مﻬﺪیین ﺭﺍ ﺍﻧﮑﺎﺭ ﻧﮑﻨﻨﺪ…» (ص8). ﺍﻳﻦ ﻓﻘﻬﺎ ﻭ پیرﻭﺍﻧﺸﺎﻥ ﺧﻮﺍﻫﺎﻥ ﺑﺎﺯﮔﺸﺖ ﺑﻪ ﻓﺮﻗﻪ ﻭﺍﻗﻔﻴﻪ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﺍﻟﺰّﻣﺎﻥ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺁﻥ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺍﻧﮑﺎﺭ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﻋﺘﺮﺕ ﻭﻟﯽ عصر علیه السلام و اوصیای ایشان…» (ص9).

«ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻝ، ﻫﻴﭻ ﺩﻟﻴﻞ ﺷﺮﻋﯽ ﺑﺮﺍﯼ محصوﺭ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﺍﻣﺎﻣﺖ ﺩﺭ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺍﻣﺎﻡ نمی‌یاﺑﻴﻢ…» (ص9). «ﺍﻣﺎمت ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﺩﺭ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺍﻣﺎﻡ محصور ﻣﯽ‌ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺻﺎﺣﺐ الزّمان ﺭﺍ ﺍﻧﮑﺎﺭ ﻣﯽ‌کنند…» (ص10). «ﭘﺲ ﺗﺮﻭﻳﺞ ﺍﻋﺘﻘﺎﺩ پیروﺍﻥ ﺍﻫﻞ بیت علیهم السلام ﻣﻨﺤﺼﺮ ﺑﻪ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺍﻣﺎﻡ صحیح نیست…» (ص17).

او در عبارات فوق، ادّعاهایی را مطرح می‌کند که به طور خلاصه آن‌ها را در زیر بیان می‌کنیم:

  1. امامت در 12 امام محصور نیست.
  2. مهدیین بعد از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مقام امامت دارند.
  3. مهدیین همان عترت و فرزندان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند.

ناظم العقیلی برای اثبات ادّعاهایش به بیش از 40 حدیث در کتاب خود اشاره می‌کند و ادّله خود را متواتر می‌داند.

ما در طی چند مقاله درخصوص «نقد 40 حدیث مهدیین ناظم العقیلی»، به بررسی تک تک ادّله ناظم العقیلی در کتاب او پرداخته و صحّت و سقم ادّعاهای او را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

حدیث اول از نگاه ناظم العقیلی

«امیرالمومنین علیه السلام فرمودند که رسول خدا صلی الله علیه و آله در همان شبی که وفاتش در آن شب واقع شد، به علی علیه السلام فرمود: ای ابا الحسن، کاغذ و ‏دواتی بیاور.

و حضرت وصیت خود را املا فرمود تا به این جا رسید که فرمود:

‎یا علی! ‎بعد از من دوازده ‏امام می‌باشند و بعد از آن‌ها دوازده مهدی، ‎پس تو یا علی اوّلین دوازده امام هستی. خدای تعالی تو را در ‏آسمانش، علی مرتضی، و امیر المؤمنین، و صدیق اکبر، و فاروق اعظم، و مأمون و مهدی نامیده و این نام‌ها ‏برای غیر تو شایسته نیست.

ای علی! تو وصی من بر خاندانم، زنده و مرده‌ی ایشان هستی، و نیز وصی بر زنانم هستی، هر یک ‏را که تو به همسری من باقی گذاری، فردای قیامت مرا دیدار کند و هر یک را تو طلاق دادی، من ‏از وی بیزارم و مرا نخواهد دید، و من نیز او را در صحرای محشر نخواهم دید.

و تو پس از من ‏خلیفه و جانشین من بر امتم هستی، هر گاه وفاتت رسید، خلافت را به فرزندم حسن واگذار کن، ‏که او برّ وصول است. چون او وفاتش رسید آن را به فرزندم حسین زکیّ شهید مقتول بسپارد. چون ‏هنگام وفاتش رسید، آن را به فرزندش سید العابدین صاحب پینه‌ها علی بسپارد. چون هنگام وفات او ‏رسد، آن را به فرزندش محمد باقر بسپارد. و چون وفاتش رسد، آن را به فرزندش جعفر صادق ‏واگذار کند. و چون وفاتش فرا رسد، به فرزندش موسی کاظم بسپارد. و چون وفات او فرا رسد، به فرزندش علی رضا بسپارد. و چون وفات او فرا رسد، به فرزندش محمد ثقه ‏تقی واگذارد. و چون هنگام وفات او شود، به فرزندش علی ناصح بسپارد. و چون وفاتش در رسد، به ‏فرزندش حسن فاضل واگذارد. و چون وفات او برسد، آن را به فرزندش محمد که مستحفظ از آل محمّد است تسلیم کند. و ایشان دوازده امامند بعد از آن، دوازده مهدی می‌باشند.

(پس وقتی که زمان وفاتش ‏فرا رسید) خلافت را به فرزندش که اوّلین مقربین است می‌سپارد، و برای او سه نام است. یک نامش مانند ‏نام من، و نام دیگرش نام پدر من است و آن‌ها عبدالله و احمد، و نام سوّمین مهدی است و او اوّلین مؤمنان ‏است.»

ناظم العقیلی پس از نقل حدیث وصیت فوق، مطالبی را بیان می‌کند که به اختصار آن‌ها را ذکر می‌نماییم:

•  با توجه به این حدیث، 12 مهدی بعد از 12 امام وجود دارند.

•  مهدیین از فرزندان امام زمان علیه السلام می‌باشند و مهدی اول، «احمد» نام دارد.

• مهدی دوم و سوم و… همگی از فرزندان احمد می‌باشند.

حال ببینیم آیا این حدیث، ادعاهای سه گانه فوق و همچنین ادعاهای بیان شده در مقدمه کتاب ناظم العقیلی را ثابت می‌نماید یا خیر؟

نقد و بررسی

با صرف نظر از ضعف سندی این حدیث، به نکات ذیل باید توجه داشت:

نکته اول: ترجمه غلط حدیث وصیت

در انتهای حدیث وصیت با این عبارات روبرو هستیم:

«إِذَا حَضَرَتْهُ ‏الْوَفَاهُ فَلْیُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْمُسْتَحْفِظِ مِنْ آلِ‌مُحَمَّدٍ فَذَلِکَ اثْنَاعَشَرَ إِمَاماً ثُمَّ یَکُونُ مِنْ بَعْدِهِ اثْنَا عَشَرَ ‏مَهْدِیّاً (فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاهُ) فَلْیُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِینَ لَهُ ثَلَاثَهُ أَسَامِی کَاسْمِی وَ اسْمِ أَبِی وَ هُوَ عَبْدُ اللَّهِ وَ ‏أَحْمَدُ وَ الِاسْمُ الثَّالِثُ الْمَهْدِیُّ هُوَ أَوَّلُ الْمُؤْمِنِینَ».

ترجمه: و چون وفات او برسد، آن را به فرزندش محمد که مستحفظ از آل محمّد ‌‏صلی الله علیه و آله است تسلیم کند، و ایشان دوازده امامند. بعد از آن، دوازده مهدی می‌باشند (پس وقتی که زمان وفاتش ‏فرا رسید) پس خلافت را به فرزندش که اوّلین مقربین است می‌سپارد، و برای او سه نام است. یک نامش مانند ‏نام من، و نام دیگرش نام پدر من است و آن‌ها عبدالله و احمد، و نام سوّمین مهدی است و او اوّلین مؤمنان ‏است.

ناظم العقیلی عبارت «فَلْیُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِینَ» را ناظر به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و فرزند ایشان گرفته و ترجمه می‌کند اما این دیدگاه و ترجمه اشتباه بوده و باید این عبارات را ناظر به امام حسن عسکری علیه السلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دانست.

اگر گفته شود:

در خط قبل، عبارت «فَلْیُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ مُحَمَّدٍ الْمُسْتَحْفِظِ مِنْ آلِ‌مُحَمَّدٍ» مربوط به امام عسکری علیه السلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده لذا این عبارات دیگر مربوط به این دو بزرگوار نمی‌باشد، بلکه مربوط به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و فرزند ایشان است،

در پاسخ گوییم:

باتوجه به اینکه در نزد همبوشیان، ضمیر در «له ثلاثه اسامی» به «ابنه» بر‌می‌گردد و با توجه به اینکه سه اسم عبدالله، احمد و مهدی از اسامی مربوط به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، قطعا عبارت «فَلْیُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِینَ» مربوط به امام عسکری علیه السلام و امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد.

آری، این سه اسم در روایات دیگر به عنوان اسامی مربوط به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ذکر شده است. مثلا به روایت زیر دقت فرمایید:

«حضرت رسول صلی الله علیه و آله یادی از مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نموده و فرمودند: با او ‏بین رکن و مقام بیعت می‌شود و اسمش احمد و عبدالله و مهدی است و این سه اسم اوست».

(الغیبه شیخ طوسی، ص454)

ممکن است گفته شود:

مراد از «مهدی» در این روایت، همان مهدی اول از مهدیین بوده و اسم احمد، عبدالله و مهدی هم مربوط به اوست لذا آن کسی که بین رکن و مقام با او بیعت می‌شود همان مهدی اول می‌باشد.

در پاسخ به این مطلب می‌گوییم:

اولا: دقیقا روایتی موجود است که مثل روایت فوق بوده و به جای اسم «احمد»، اسم «محمد» ذکر گردیده و این ‏خود دلیلی محکم است که مراد از محمد، احمد، عبدالله و مهدی، وجود مقدس آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده و با ایشان بین رکن و مقام بیعت می‌شود. به روایت زیر دقت فرمایید:‏

«وَ عَنْ حُذَیْفَهَ قَالَ: سَمِعْتُ النَّبِیَّ صلی الله علیه و آله وَ قَدْ ذَکَرَ الْمَهْدِیَّ فَقَالَ إِنَّهُ یُبَایَعُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ اسْمُهُ مُحَمَّدٌ وَ عَبْدُ اللَّهِ وَ الْمَهْدِیُّ فَهَذِهِ‏ أَسْمَاؤُهُ‏ ثَلَاثَتُهَا».

(الخرائج ‏و الجرائح، ج3، ص1149)

ثانیا: به تصریح روایات، آن کسی که بین رکن و مقام با او بیعت می‌شود، شخصی جز وجود نازنین امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نمی‌باشد.

به روایت زیر دقت فرمایید:

«روزی پیامبر خدا صلی الله علیه و آله برای دوری جهل و نسیان از وجود مقدس امیرمومنان و شرکاء ایشان، دعا نمودند و این دعا به اجابت رسید. سپس امیرمومنان علیه السلام فرمودند: ای پیامبر خدا! شرکاء من چه کسانی هستند؟ حضرتش فرمودند: …کسانی که خدا در حق آن‌ها گفت: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُم… گفتم: ای پیامبر خدا! آنان کیستند؟ حضرتش فرمودند: اوصیاء هستند… گفتم: ای رسول خدا آن‌ها را برایم نام برید.

حضرتش فرمودند: این فرزندم. و دست خود را بر سر حسن قرار داد، سپس این فرزندم. و دستش را بر سر حسین قرار داد،.سپس فرزند این فرزندم. و دستش را بر سر حسین قرار داد. سپس پسری برای اوست که اسمش هم اسم من است، محمد، شکافنده علم من و خازن وحی خدا، و به زودی متولد می‌شود علی در زمان حیات تو، ای برادرم سلام مرا به او برسان.

سپس به حسین رو کرده فرمودند: به زودی محمد بن علی در زمان حیاتت برای تو متولد می‌شود، سلام مرا به او برسان.

سپس کامل شدن امامان 12 گانه از فرزندان تو ای برادرم1، گفتم: ای پیامبر خدا! آنان را برایم نام برید، پس (ایشان) آنان را برایم یکی یکی نام بردند.

به خدا قسم ای سلیم! مهدی این امت از آنان است، کسی که زمین را پر از قسط و عدل می‌کند همانطور که از ظلم و جور پر شده است.

به خدا قسم من می‌شناسم همه کسانی را که با او بین رکن و مقام بیعت می‌کنند و می‌شناسم اسماء و قبایل آنان را…»

(کتاب سلیم بن قیس، ج2، ص626)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در حدیث فوق ابتدا به آیه اولی الامر استناد فرمودند -که بر اساس روایات واصله، این آیه در مورد اوصیاء 12 گانه پیامبر صلی الله علیه و آله می‌باشد- سپس اشاره به ائمه 12گانه فرمودند و از امام مهدی به عنوان کسی که جهان را پر از عدل و داد می‌کند نام برده و او را صاحب بیعت بین رکن و مقام معرفی فرمودند.

مرحوم شیخ صدوق در کتاب اعتقادات به همین حدیث با اندکی تفاوت اشاره نموده و آن را نقل می‌کند.

«…أَنْتَ یَا عَلِیُّ، ثُمَّ ابْنِی هَذَا، وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى رَأْسِ الْحَسَنِ، ثُمَّ ابْنِی هَذَا، وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى رَأْسِ الْحُسَیْنِ، ثُمَّ ابْنُهُ سَمِیُّکَ یَا أَخِی سَیِّدُ الْعَابِدِینَ، ثُمَّ ابْنُهُ یُسَمَّى مُحَمَّداً، بَاقِرَ عِلْمِی وَ خَازِنَ وَحْیِ اللَّهِ، وَ سَیُولَدُ (سَیِّدُ الْعَابِدِینَ) فِی زَمَانِکَ یَا أَخِی فَاقْرَأْهُ مِنِّی السَّلَامَ ثمَ‏ تَکْمِلَهُ اثْنَیْ‏ عَشَرَ إِمَاماً مِنْ وُلْدِکَ إِلَى مَهْدِیِّ أُمَّهِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ، الَّذِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ قَبْلَهُ ظُلْماً وَ جَوْراً. وَ اللَّهِ إِنِّی لَأَعْرِفُهُ- یَا سُلَیْمُ- حَیْثُ یُبَایَعُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ، وَ أَعْرِفُ أَسْمَاءَ أَنْصَارِهِ وَ قَبَائِلَهُمْ».

(اعتقادات شیخ صدوق، ص120)

 ‏به تصریح حدیث فوق امام دوازدهم حضرت مهدی علیه السلام است و با ایشان بین رکن و مقام بیعت شده و ‏اوست که زمین را پر از عدل داد می‌کند.‏

در حدیث دیگری امام باقر علیه السلام به تعدادی از علائم ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف از قبیل سفیانی و خسف در بیداء و… اشاره کردند و پس از ذکر عباراتی در مورد ایشان، فرمودند:

«فیُبَایِعُونَهُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ وَ مَعَهُ عَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَدْ تَوَارَثَتْهُ الْأَبْنَاءُ عَنِ الْآبَاءِ و الْقَائِمُ یَا جَابِرُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ یُصْلِحُ اللَّهُ لَهُ أَمْرَهُ فِی لَیْلَه…»

ترجمه: پس با او بین رکن و مقام بیعت می‌کنند و با او عهدی از رسول خدا صلی الله علیه و آله است که آن را فرزندان از پدران ارث برده‌اند، و ای جابر! قائم مردی از فرزندان حسین علیه السلام است که خدا برای وی امرش را در یک شب اصلاح می‌کند.

بیعت بین رکن و مقام، پر کردن زمین از عدل و داد، و اصلاح یک شبه‌ی امر ظهورش، همه از نشانه‌های نهمین فرزند امام حسین علیه السلام، همان قائم2 منتظَر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد.3

لازم به ذکر است که هیچ نصی معتبر وجود ندارد که با شخص دیگری غیر از امام زمان علیه السلام هم بین رکن و مقام بیعت می‌شود. موضوع بیعت بین رکن و مقام برای امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، یکی از مباحث بسیار واضح و قطعی بوده که در روایات به آن فراوان اشاره شده است.

جمع بندی: مطالبی را که ناظم العقیلی پس از حدیث اول کتابش ذکر می‌کند (که 12 مهدی بعد از 12 امام داریم و مهدیین فرزندان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند و…) بر اساس برداشت و ترجمه اشتباه او از عبارت «(فَإِذَا حَضَرَتْهُ الْوَفَاهُ) فَلْیُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِینَ» می‌باشد.

او عبارت فوق را ناظر به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و فرزند ایشان می‌داند در حالی که ثابت نمودیم این عبارات مربوط به امام حسن عسکری علیه السلام و فرزند ایشان می‌باشد.

بر اساس این ترجمه و در صورت پذیرش صدور حدیث از پیامبر صلی الله علیه و آله تنها چیزی که برداشت می‌شود «وجود 12 مهدی بعد از 12 امام می‌باشد» امّا این که «مهدیین فرزندان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده  و مقام وصایت و امامت دارند و…» فهمیده نشده و ثابت نمی‌گردد!

ولی ناظم العقیلی از سر جهل یا غرض ورزی، نام کتابش را «چهل حدیث در مورد مهدیین و فرزندان قائم» گذاشته و مهدیین را فرزندان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف معرفی کرده و در مقدمه کتابش، سخن از استمرار امامت بعد از 12 امام می‌زند و برای آنان مقام وصایت و امامت را ادّعا می‌نماید.

نکته دوّم: ناشناخته بودن نسب احمد الحسن

لازم به ذکر است که اگر معنای اشتباه ناظم العقیلی از حدیث وصیت پذیرفته شود، دروغین بودن احمد اسماعیل همبوشی نیز اثبات می‌شود زیرا در حدیث وصیت آمده است:

«فَلْیُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِینَ»

عبارت «ابنه» در حدیث وصیت مکرراً تکرار شده و در موارد قبلی، همگی دلالت بر فرزند متصل امام دارد؛ لذا در فراز فوق هم کلمه «ابنه» دلالت بر فرزند مستقیم حضرت داشته و هیچ قرینه‌ای هم در حدیث وصیت و یا دیگر احادیث وجود ندارد که عبارت «ابنه» در فراز فوق را بتوان بر نوه و نتیجه و… حمل نمود.

بر این اساس، دروغین بودن احمد اسماعیل بصری ثابت شده زیرا او مدعی است که فرزند پنجم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد و حدیث وصیت -علی فرض پذیرش معنای ناظم العقیلی از این حدیث- دلالت بر فرزند متصل امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف دارد.

مضافا اینکه اصلا احمد همبوشی نمی‌تواند فرزندی خود را نسبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ثابت نماید -چه فرزندی بی‌واسطه و چه با واسطه- زیرا خود او معترف است که نسبش ناشناخته است. (متشابهات، ج4 سوال 144)

ناظم العقیلی هم اعتراف می‌کند مردم از نسب احمد اسماعیل بصری خبر ندارند. (جواب منیر، ج1ص50 سوال31) 

تذکر درمورد حدیث وصیت

«حدیث وصیت کتاب الغیبه شیخ طوسی» اشکالات فراوانی دارد که جهت اطلاع از برخی اشکالات آن، «کتاب لوح و قلم نوشته آقای سید مهدی مجتهد سیستانی» توصیه می‌گردد.

جمع‌بندی

آنچه ما در مقاله «نقد 40 حدیث مهدیین ناظم العقیلی» مدّ نظر داریم، بررسی ادله او پیرامون مطالب مطروحه در مقدمه کتاب وی می‌باشد. او ادعا نموده که:

  1. امامت در 12 امام محصور نیست.
  2. مهدیین بعد از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مقام امامت دارند.
  3. مهدیین همان عترت و فرزندان امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند.

اما اولین دلیل او -یعنی حدیث وصیت- با صرف نظر از ضعف سندی، ادعاهای سه گانه فوق را ثابت ننموده بلکه دروغین بودن احمد اسماعیل بصری را رقم می‌زد.

ادامه مطالب

به زودی در وبسایت یمانی پژوهی، قسمت‌های بعدی نقد 40 حدیث مهدیین ناظم العقیلی، منتشر خواهد شد:

مقاله نقد حدیث اولمقاله نقد حدیث دوممقاله نقد حدیث سوم
مقاله نقد حدیث چهارممقاله نقد حدیث پنجممقاله نقد حدیث ششم

همچنین همین مطالب را می‌توان در کتاب‌های مرتبط مطالعه کرد:

کتاب نقد حدیث اولکتاب نقد حدیث دومکتاب نقد حدیث سوم
کتاب نقد حدیث چهارمکتاب نقد حدیث پنجمکتاب نقد حدیث ششم

جهت دیدن ویدوهای مرتبط نیز به لینک‌های ذیل مراجعه نمایید:

ویدیوی نقد حدیث اولویدیوی نقد حدیث دومویدیوی نقد حدیث سوم
ویدیوی نقد حدیث چهارمویدیوی نقد حدیث پنجمویدیوی نقد حدیث ششم

سوالات متداول (FAQ)

1. ناظم العقیلی چه ادله‌ای برای وجود 12 مهدی ارائه می‌دهد؟

او در کتاب چهل حدیث مهدیین، به حدیث وصیت پیامبر (که به‌نظر او به 12 مهدی پس از 12 امام اشاره دارد) استناد می‌کند؛ اما این استناد بر ترجمهٔ نادرست و ضعف سند مبتنی است.

2. آیا ترجمهٔ حدیث وصیت توسط ناظم العقیلی صحیح است؟

خیر. او عبارت «فَلْیُسَلِّمْهَا إِلَى ابْنِهِ أَوَّلِ الْمُقَرَّبِینَ» را به‌نادرست به «فرزند امام زمان» نسبت می‌دهد؛ در واقع این بخش به امام حسن عسکری علیه السلام اشاره دارد.

3. نسب احمد الحسن بصری چگونه در نقد مورد بررسی قرار می‌گیرد؟

در متن حدیث صرفاً «ابن» ذکر شده که به معنای فرزند مستقیم امام است؛ بنابراین ادعای احمد بصری به‌عنوان فرزند امام زمان بدون سند موثق است و نسب او ناشناخته باقی می‌ماند.

4. چرا سند حدیث وصیت برای اثبات ادعای مهدی‌ها کافی نیست؟

سند این حدیث تنها از یک روایت‌گر با سند ضعیف و بدون تأیید از کتاب‌های معتبر حدیث برخوردار است؛ لذا از نظر علم حدیث قابل اطمینان نیست.

5. آیا می‌توان پس از 12 امام، 12 مهدی را به‌عنوان امامت در نظر گرفت؟

نظریهٔ «دوازده مهدی» در مذهب شیعه اصلی وجود ندارد؛ شواهد معتبر تنها به دوازده امامی صریح می‌شوند و هیچ مدرکی که به‌وضوح 12 مهدی را تأیید کند، در احادیث معتبر یافت نمی‌شود.


پاورقی:

  1. یعنی آن هفت امامی که ائمه دوازدگانه را کامل می‌کنند از فرزندان امام علی علیه السلام هستند. ↩︎
  2. در روایات فراوانی تصریح شده است که قائم از اهل بیت علیهم السلام همان امام دوازدهم و نهمین فرزند امام حسین علیه السلام می‌باشد. مرحوم شیخ صدوق در این زمینه روایات فراوانی ذکر کرده که می‌توان به تعداد مختصری از آن‌ها در کتاب کمال الدین، ج1، باب‌های 23 الی 32 اشاره نمود. ↩︎
  3. کتاب سلیم بن قیس، ج2، ص958 و کمال الدین، ج1، ص152 و ص257 و ص260 و ص317، و ج2، ص377 ↩︎

مطالب مشابه برای مطالعه بیشتر:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا