نقد ادعای یکی بودن مهدی و یمانی در حدیث ما اشکل

فهرست محتوا
مقدمه
مسئله راه شناخت حجت خدا یکی از اساسیترین دغدغههای شیعیان در عصر غیبت است. در این میان، برخی جریانهای انحرافی مانند فرقه یمانی، با سوءاستفاده از احادیث، تلاش میکنند راههای معرفیشده توسط ائمه علیهم السلام را تحریف کنند.
یکی از احادیثی که پیوسته در فرقه یمانی (همبوشی) مورد سوءاستفاده قرار میگیرد، حدیث ما اشکل میباشد. لازم به ذکر است که هیچگاه همبوشیان این حدیث را بهطور کامل نقل نمیکنند؛ زیرا نقل کامل حدیث به ضررشان تمام میشود. همبوشیان بر اساس این حدیث، راه شناخت حجت خدا را در سه چیز «وصیت، سلاح و پرچم» معرفی کرده و مابقی طرق شناخت را شبههناک دانسته و آنها را عنوان نمیکنند.
جهت مطالعه بیشتر به مقالات ذیل مراجعه نمایید:
بررسی حدیث وصیت در کتاب الغیبه شیخ طوسی
بررسی معنای اصلی سلاح امام و راه های تشخیص حجت واقعی از دروغین
بررسی مادی بودن یا معنوی بودن پرچم حضرت قائم که نزد ایشان است
این مقاله به نقد و بررسی ادعای فرقه یمانی میپردازد که معتقدند مهدی و یمانی در حدیث مشهور ما اشکل یک نفر هستند. این فرقه، به رهبری احمد اسماعیل بصری، مدعی است که او همان یمانی مذکور در روایات بوده و مصداق «مهدی اول» و «قائم» موعود است که زمین را پر از عدل و داد میکند.
هدف اصلی این نوشتار، روشن ساختن مراد واقعی القاب «مهدی و قائم» در حدیث ما اشکل است. با ارائه ترجمه کامل این حدیث از امام باقر علیه السلام و مقایسه آن با روایات متواتر شیعه، اثبات خواهیم کرد که این اوصاف بهطور قطع به امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره دارد و هیچ ارتباطی به یمانی و ادعاهای احمد اسماعیل بصری ندارد.
لازم به ذکر است سایر مدعیات فرقه یمانی پیرامون حدیث ما اشکل در مقالهای دیگر تحت عنوان «بررسی ادعای قانون کلی شناخت حجت خدا در حدیث ما اشکل» در وبسایت یمانی پژوهی منتشر قابل مشاهده است.
ترجمه حدیث ما اشکل؛ علائم ظهور از دیدگاه امام باقر علیه السلام
در این بخش از مقاله، ترجمه حدیث را ضمن ۷ قسمت تقدیم نموده و سپس طی 2 مقاله مجزا در وبسایت یمانی پژوهی، پیرامون آن گفتگو کرده تا خبث باطنی و غرضورزی این فرقه پوشالین بر همگان آشکار گردد.
مقاله بعدی تحت عنوان «بررسی ادعای قانون کلی شناخت حجت خدا در حدیث ما اشکل» در وبسایت یمانی پژوهی منتشر شده است.
این ترجمه بر اساس نقل مرحوم علامه مجلسی در بحارالانوار، ج۵۲، ص۲۲۲ (از نرمافزار نور ۳.۵) صورت گرفته است.
ترجمه کامل حدیث:
1- از تفسیر عیاشی از جابر جعفی که میگوید امام محمد باقر علیه السلام فرمودند:
در جای خود بنشین و هرگز دست و پایت را تکان نده [و کاری نکن] تا در سالی، علامتهایی را که برایت ذکر میکنم ببینی.
و [آن علائم این است که] ببینی کسی از دمشق صدایی می زند و در یکی از روستاهای آن فرورفتگی ظاهر شود و قسمتی از مسجد آن فرو میریزد، پس زمانی که دیدی طایفه ترک از آنجا [دمشق] گذشتند و در جزیره فرود آمدند و رومیان هم در رمله فرود آمدند و آن [سال] سالِ اختلاف در تمام سرزمین عرب است.
2- و همانا اهل شام در این هنگام بر گرد سه پرچم مختلف جمع میشوند: پرچم اصهب و پرچم ابقع و پرچم سفیانی.
همراه قبیله بنی ذنب الحمار، قبیله مضر بوده و همراه سفیانی، داییهایش از قبیله کلب میباشند، پس سفیانی و همراهیانش بر قبیله بنی ذنب الحمار پیروز میگردد و آنچنان میکشند که سابقه نداشته است.
مردی از بنی ذنب الحمار در دمشق حاضر میشود و با همراهیانش کشته میشود، کشته شدنی که سابقه نداشته است و این است معنای آیه شریفه «فَاخْتَلَفَ الْأَحْزابُ مِنْ بَیْنِهِمْ فَوَیْلٌ لِلَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ مَشْهَدِ یَوْمٍ عَظِیمٍ» [ترجمه: اما گروههایى از میان آنها اختلاف کردند، پس واى براى کافران از حضور در روزى بزرگ. / مریم 37]
سفیانی و پیروانش ظاهر شده [و خروج می کنند] و او قصدی جز کشتن آل پیغمبر (علیه السلام) و شیعیان آنها ندارد پس او یک لشکر به کوفه میفرستد و جمعی از شیعیان آنجا را میکشد و گروهی را دار میزند، و پرچمی از خراسان آمده و در ساحل دجله فرود میآیند.
مرد ضعیفی از شیعیان با طرفدارانش برای مقابله با سفیانی به بیرون کوفه میرود و مغلوب میگردد، و سفیانی لشکری به مدینه میفرستد پس مردی در آنجا کشته میشود و مهدی و منصور فرار میکنند و سفیانی، بزرگ و کوچک آل پیغمبر را گرفته و هیچکدام از آنها ترک نمیشود مگر اینکه حبس شود.
آنگاه لشکر برای پیدا کردن مهدی و منصور از مدینه بیرون میرود و مهدی همچون موسی [بن عمران] هراسان و نگران از مدینه بیرون میرود و بدین گونه وارد مکه میشود و لشکر میآید تا به سرزمین بیداء برسد و آن لشکر، لشکری رها شده [و هلاک است که] در زمین فرو میروند و کسی از آنان باقی نمیماند جز یک مُخبِر [که خبر این هلاکت را میرساند].
3- پس قائم بین رکن و مقام میایستد و نماز میخواند و بعد از نماز ــ درحالی که وزیرش با اوست ــ میگوید:
«ای مردم! همانا طلب یاری میکنم از خدا در برابر کسانی که به ما ظلم کرده و حق ما را ربودند. هر کس درباره خدا با ما گفتگو دارد [به ما بگوید زیرا] ما از هر کس به خداوند نزدیکتریم و هر کس درباره آدم گفتگو دارد [به ما بگوید زیرا] ما از هر کس به آدم نزدیکتریم و هر کس درباره نوح گفتگو دارد [به ما بگوید] که ما از هر کس به وی نزدیکتریم و هر کس درباره ابراهیم گفتگو دارد [به ما بگوید زیرا] ما از هر کس به ابراهیم نزدیکتریم و هر کس درباره محمد (صلی الله علیه و آله) گفتگو دارد [به ما بگوید که] ما از هر کس به محمد (صلی الله علیه و آله) نزدیکتریم و هر کس درباره پیغمبران با ما گفتگو دارد [به ما بگوید زیرا] ما از هر کسی به پیغمبران نزدیکتریم و هر کس در خصوص کتاب خدا گفتگو دارد [به ما بگوید زیرا] ما در این خصوص از هر کس سزاوارتریم. ما و هر مسلمانی امروز شهادت میدهیم که مورد ستم واقع شدیم و آواره گشتیم و بر ما سرکشی شد و از وطن و اموال و خانوادههایمان بیرون شدیم و مقهور گشتیم الا اینکه ما هم اکنون از خدا و هر مسلمانی یاری میطلبیم».
4- [امام باقر علیه السلام در ادامه فرمودند:] و به خدا قسم سیصد و چند مرد که پنجاه زن در میان آنهاست بدون وعده قبلی در مکه جمع میشوند، مانند قطعههای ابر پاییزی که بعضی از آنها از بعضی دیگر تبعیت میکنند و این است معنای آیه که خدا میفرماید: «أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدِیرٌ» [هر کجا که باشید، خداوند همگی شما را میآورد و همانا خدا بر هر چیزی تواناست. / بقره 148]
پس مردی از آل پیغمبر (صلی الله علیه و آله) میگوید: این شهر [مکه] مردمی ظالم دارد، سپس او [مهدی] به همراه آن سیصد و چند نفر ــ که با وی بین رکن و مقام بیعت کردند ــ از مکه خارج میشوند همراه او عهد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و پرچم و سلاح پیامبر (صلی الله علیه و آله) میباشد در حالی که وزیرش همراه او است پس ندا دهندهای از آسمان مکه به اسم او و امر او ندا میدهد تا اینکه همه اهل زمین میشنوند. اسم او، اسم پیامبری میباشد.
5- هر آنچه که برای شما اشکال [و شبهه] ایجاد کند
- عهد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله)
- و پرچم
- و سلاح او
- و نفس زکیه از اولاد حسین (علیه السلام) اشکال [و شبهه] نمیکند
- پس اگر این [موارد] بر شما اشکال [و شبهه] ایجاد کند صدای آسمانی به اسم او و امر او بر شما اشکال [و شبهه] نمیکند.
6- از افراد معدود و شاذّ از آل محمد (علیه السلام) دوری کن، پس همانا برای آل محمد (علیه السلام) و علی (علیه السلام) پرچمی است و برای دیگران هم پرچمهاست، پس بر زمین بنشین و هرگز از احدی از آنان پیروی نکن تا آنکه مردی از اولاد حسین (علیه السلام) را ببینی که عهد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و پرچم و سلاح وی همراه اوست، زیرا عهد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) به علی بن الحسین (علیه السلام) رسید و بعد از او به محمد بن علی (علیه السلام) رسید و بعد هم خدا هر چه خواهد میکند.
پس همیشه با آنها باش و از کسانی که برای تو ذکر کردم بپرهیز، پس هنگامی که مردی از آنها خارج شد که همراهش سیصد و چند نفر مرد بود و پرچم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را به همراه داشت در حالی که آهنگ مدینه دارد از سرزمین بیداء عبور میکند تا اینکه میگوید: این مکان قومی است که [در زمین] فرو شدند و معنی این آیه است که خدا میفرماید: «أَ فَأَمِنَ الَّذِینَ مَکَرُوا السَّیِّئاتِ أَنْ یَخْسِفَ اللَّهُ بِهِمُ الْأَرْضَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَیْثُ لا یَشْعُرُونَ أَوْ یَأْخُذَهُمْ فِی تَقَلُّبِهِمْ فَما هُمْ بِمُعْجِزِینَ» [ترجمه: پس آیا کسانى که نقشههاى بد کشیدند ایمن شدهاند از این که خدا آنها را در زمین فرو برد یا عذاب از جایى که نمیفهمند سراغشان بیاید؟ یا هنگام توطئه و مشغولیتشان که کارى نتوانند بکنند گریبانشان را بگیرد. / نحل 45]
7- وقتی وارد مدینه گردد، محمد بن شجری را مانند روش یوسف [از زندان] خارج کند سپس به کوفه میآید و مدتی طولانی ــ هر آنچه خدا اراده کند ــ در آنجا توقف نماید تا اینکه بر کوفه غلبه میکند. سپس حرکت میکند تا با همراهانش به [سرزمین] عذراء [در دمشق] میرسد و مردم بسیاری به او ملحق شدهاند.
در آن روز سفیانی در بیابان رمله است تا زمانی که دو لشکر باهم تلاقی میکنند و آن روز، روز تغییر و تبدیل است [یعنی] جمعی از لشکر سفیانی که از شیعیان آل محمد (علیه السلام) هستند خارج میشوند [و به اصحاب قائم ملحق میشوند] و جمعی از کسانی که با آل محمد (علیه السلام) بودند به سوی سفیانی خارج میشوند پس آنها از پیروان او هستند تا اینکه ملحق شوند و هر کسی به سوی پرچم خودش خارج میشود و آن روز، روز تبدیل و تغییر است.
امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمودند: سفیانی و همراهانش را در آن روز میکشد تا اینکه خبر آورندهای از آنان باقی نمیماند و بیچاره کسی که آن روز از غنیمت قبیله کلب بی نصیب بماند.
سپس قائم به کوفه میآید و آنجا منزل و جایگاه او میباشد سپس هر جا مسلمانی عبد باشد او را میخرد و آزاد میکند و مقروضی نیست مگر این که دینش را ادا میکند و هر کس مظلمهای به گردن داشته باشد آن را رد میکند. اگر عبدی از آنها را بکشد بهایش را پرداخت میکند، دیهای که تسلیم اهلش میشود.
و کشته نمیشود مقتولی الا اینکه قرضش را میپردازد و به خانواده او کمک میکند تا جایی که زمین پر از عدل و داد شود چنان که پر از ظلم و ستم و دشمنی شده است.
او و خانوادهاش در رحبه [نام منطقهای از کوفه] سکونت میکند و رحبه محل سکونت نوح بوده است و آن سرزمین پاکی است و ساکن نمیشود مردی از آل محمد (علیه السلام) و کشته نمیشود مگر در زمین پاک [زیرا] آنان اوصیاء پاک سرشت هستند.
(بحار، ج52، ص222، از نرم افزار نور 3.5)
پایان ترجمه حدیث.
در بخش بعدی، پیرامون این حدیث و غرضورزیهای فرقه یمانی گفتگو خواهیم نمود.
مراد از «قائم و مهدی» در این حدیث کیست؟
در بخش قبل، ترجمه کامل حدیث ما اشکل را بیان نمودیم. امام باقر علیه السلام در این حدیث شریف با ذکر برخی از وقایع و علائم، مقداری از اوصاف سال ظهور و حجت موعود عجل الله تعالی فرجه الشریف را ترسیم نمودند تا شیعیان دوران غیبت راه را از چاه تشخیص داده و در دام مدعیان دروغین نیفتند.
با اینکه پرواضح است القاب «مهدی و قائم» در این حدیث اشاره به وجود مقدس قطب عالم امکان، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، دارد؛ اما عجیب اینجاست که در فضای فرقه همبوشی این حدیث را مربوط به یمانی دانسته، درحالیکه هیچ اسمی از یمانی در آن به میان نیامده است.
پیروان فرقه یمانی بر این باورند که احمد اسماعیل بصری، یمانی مذکور در روایات بوده و او، همان مهدی اول و قائمی است که دنیا را پر از عدل و داد مینماید. لازم به ذکر است که در مورد این باور همبوشیان ــ که یمانی همان قائم میباشد ــ هیچگونه روایت و نصّی وجود نداشته و صرفاً ادعایی بدون دلیل بوده و با روایات متواتر در تعارض میباشد.
اینک با ذکر دلایلی به ابطال ادعای همبوشیان ــ که میگویند مراد از «مهدی و قائم» در حدیث ما اشکل، همان یمانی است ــ پرداخته و پوشالین بودن این فرقه را ثابت مینماییم.
دلیل اول) عدم انطباق قائم با یاران ۳۱۳ نفری
در این حدیث سخن از سیصد و اندی یار برای قائم و مهدی شده است که با توجه به نقل دیگری از حدیث ما اشکل و روایات متواتر، مراد همان ۳۱۳ نفر اصحاب خاص بوده که گرد قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف جمع شده تا حضرتش را در جهت تحقق عدل جهانی یاری نمایند. بنابراین به تصریح حدیث مذکور، قائم و مهدی فرمانده آن ۳۱۳ نفر میباشد.
از سویی دیگر، مدعی یمانی و مهدی اول داستان ما ــ یعنی احمد الحسن یمانی ــ خود را جزو همین ۳۱۳ نفر قلمداد نموده و به آن اعتراف دارد. وی در کتاب متشابهات، ج4، سوال144 میگوید:
و المهدی الأول هو أول الثلاث مائه و ثلاثه عشر، و هو: «من البصره»… و عن الصادق (علیه السلام) فی خبر طویل سمى به أصحاب القائم (علیه السلام): «..و من البصره… أحمد…»
ترجمه: مهدی اول، اولین نفر از 313 است و او از بصره است… و از امام صادق (علیه السلام) در خبری طولانی که اسامی اصحاب قائم (علیه السلام) در آن ذکر شده است «…و از بصره.. احمد..)
بر اساس این اعتراف، دیگر یمانی نمیتواند قائم مذکور در حدیث ما اشکل باشد؛ زیرا با توجه به این روایت، آن ۳۱۳ نفر از یاران قائم هستند و یمانی هم یکی از آن ۳۱۳ نفر میباشد.
با اینکه ذکر همین یک دلیل برای بطلان ادعای همبوشیان کفایت میکند، اما در ادامه، ۳ دلیل دیگر بر بطلان ادعای آنان میآوریم.
دلیل دوم) انحصار «پر کردن زمین از عدل» به امام دوازدهم
در فرازی از قسمت 7 ترجمه، امام باقر علیه السلام فرمودند:
«سپس قائم به کوفه میآید و آنجا منزل و جایگاه او میباشد سپس هر جا مسلمانی عبد باشد او را میخرد و آزاد میکند… تا جایی که زمین پر از عدل و داد شود چنان که پر از ظلم و ستم و دشمنی شده است».
لازم به ذکر است بر اساس روایات، آن قائمی که زمین را پر از عدل و داد میکند، امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد و در هیچ روایتی برای یمانی و مهدی اول ــ علی فرض وجود مهدی اول ــ چنین اوصافی نیامده است. اینک قطرهای از دریای روایات تقدیمتان میگردد:
1- در روایتی امیرالمومنین علیه السلام پیرامون اوصیاء پس از امام حسین علیه السلام مطالبی فرموده و گفتند:
«… وَ مِنْ بَعْدِ الْحُسَیْنِ تِسْعَهٌ مِنْ صُلْبِه… تاسِعُهُمُ الْقَائِمُ الَّذِی یَمْلَأُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الْأَرْضَ نُوراً بَعْدَ ظُلْمَتِهَا وَ عَدْلًا بَعْدَ جَوْرِهَا».
ترجمه: و بعد حسین 9 نفر از صلب او.. که نهمین آنها همان قائمی است که خدا بوسیله آن زمین را پر از نور و عدل میکند بعد از آن که از ظلم و جور پر شده است.
(بحارالانوار، ج36، ص253)
2- ضمن حدیث دیگری امام باقر علیه السلام فرمودند:
«… مِنَ الْمَحْتُومِ الَّذِی لَا تَبْدِیلَ لَهُ عِنْدَ اللَّهِ قِیَامُ قَائِمِنَا فَمَنْ شَکَّ فِیمَا أَقُولُ لَقِیَ اللَّهَ سُبْحَانَهُ وَ هُوَ بِهِ کَافِرٌ وَ لَهُ جَاحِدٌ ثُمَّ قَالَ بِأَبِی وَ أُمِّی الْمُسَمَّى بِاسْمِی وَ الْمُکَنَّى بِکُنْیَتِی السَّابِعُ مِنْ بَعْدِی بِأَبِی مَنْ یَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْرا».
ترجمه: از امور حتمی که تغییری برای آن در نزد خدا نیست قیام قائم ما میباشد پس اگر کسی شک کند در آنچه که میگویم خدا را کافر و جاحد ملاقات نماید. سپس حضرتش فرمودند: پدرم و مادرم فدای کسی که هم نام من و هم کنیهی من است و هفتمین بعد از من است، پدرم فدای کسی که زمین را پر از عدل وقسط میکند همانطور که پر از ظلم و جور شده است.
(غیبت نعمانی، ص86)
3- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در روایتی راه نجات را پیروی از امامان 12 گانه معرفی نموده و در ادامه فرمودند:
«… وَ تِسْعَهٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ علیه السلام تاسِعُهُمْ قَائِمُ أُمَّتِی یمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً».
ترجمه: و 9 نفر از فرزندان حسین علیه السلام، نهمین آنها قائم امت من است که زمین را پر از عدل و قسط میکند همانطور که پر از ظلم و جور شده است.
(امالی صدوق، ص26)
4- در حدیث دیگری پیامبر خدا صلی الله علیه و آله ضمن نام بردن تک تک اوصیاء خود، پیرامون وصی دوازدهم فرمودند:
«… ثُمَّ ابْنُهُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ مَهْدِیُّ أُمَّتِی الَّذِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما».
ترجمه: سپس فرزندش قائم به حق، مهدی امت من است که زمین را پر از عدل و قسط میکند همانطور که پر از ظلم و جور شده است.
(کمال الدین، ج1، ص258)
5- حضرتش در حدیث دیگری فرمودند:
«… ثُمَّ تِسْعَهٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ وَاحِدٌ بَعْدَ وَاحِدٍ أَئِمَّتُکُمْ وَ خُلَفَائِی عَلَیْکُمْ تَاسِعُهُمْ قَائِمُ أُمَّتِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْما».
ترجمه: سپس 9 نفر از فرزندان حسین ــ یکی پس از دیگری ــ امامان شما و خلفای من هستند بر شما نهمین آنها قائم امت من است که زمین را پر از عدل و قسط میکند همانطور که پر از ظلم و جور شده است.
(کمال الدین، ج1، ص261)
6- و باز حضرتش در حدیثی دیگر نام تک تک اوصیاء خود را ذکر کرده و فرمودند:
«… فبعده ابنه الحسن یدعى بالعسکری، فبعده ابنه محمد یدعى بالمهدی و القائم و الحجه فیغیب ثمّ یخرج فإذا خرج یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا…»
ترجمه: بعد او فرزندش حسن عسکری است و بعد او، فرزندش محمد که به مهدی و قائم و حجت خوانده میشود پس غایب شده و سپس خارج می شود و زمانی که خارج شود زمین را از قسط و عدل پر میکند همانطور که از ظلم و جور پر شده است.
(الزام الناصب، ج1، ص179)
7- امام هادی علیه السلام در حدیثی فرمودند:
«إِنَّ الْإِمَامَ بَعْدِی الْحَسَنُ ابْنِی وَ بَعْدَ الْحَسَنِ ابْنُهُ الْقَائِمُ الَّذِی یَمْلَأُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً».
ترجمه: همانا امام بعد از من، حسن فرزندم میباشد و امام بعد از حسن، فرزندش قائم است که زمین را پر از عدل وقسط میکند همانطور که پر از ظلم و جور شده است.
(کمال الدین، ج2، ص383)
و احادیث فراوان و متواتر دیگر.
همانطور که ملاحظه فرمودید، تمامی روایات، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف را بهعنوان قائم و پرکننده زمین از عدل و داد معرفی نموده و از شخص دیگری جهت برپایی عدل جهانی، ذکری در میان نیست.
جالبتر اینکه خود احمد اسماعیل همبوشی در چند جای کتاب «سرگردانی» به این مطلب ــ که زمین توسط امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف پر از عدل و داد میشود ــ اعتراف دارد. جهت دیدن دو نمونه از این اعترافها، عکسهای زیر را ملاحظه بفرمایید:


اگر همبوشیان عزیز روایاتی مبنی بر اثبات لقب قائم برای یمانی و همچنین روایاتی مبنی بر پر شدن زمین از عدل و داد توسط یمانی در دست دارند، حتماً برای ما بفرستند که بیصبرانه منتظریم.
دلیل سوم) بیعت در بین رکن و مقام، مختص امام دوازدهم
در فرازی از قسمت ۴ ترجمه اینگونه آمده است:
«… سپس او [مهدی] به همراه آن سیصد و چند نفر ــ که با وی بین رکن و مقام بیعت کردند ــ از مکه خارج میشوند…»
مسلم و قطعی است که شخص بیعتشده بین رکن و مقام، کسی جز وجود مقدس امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف نیست. به تصریح روایات فراوان، آن یگانه قائمی که زمین را پر از عدلوداد میکند، با او بین رکن و مقام بیعت میشود.
به روایات زیر دقت فرمایید:
1- پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در ماجرایی به اوصیاء 12 گانه خود تا روز قیامت اشاره کرده و فرمودند:
« … ثم تکمله اثنی عشر إماما من ولدک إلى مهدی أمه محمد صلى الله علیه و آله و سلم، الذی یملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت قبله ظلما و جورا. و الله إنی لأعرفه ــــ یا سلیم ــــ حیث یبایع بین الرکن و المقام، و أعرف أسماء أنصاره و قبائلهم».
ترجمه: سپس کامل شدن 12 امام از فرزندان تو تا مهدی امت محمد صلوات الله علیه وآله که زمین را پر از عدل و داد می کند همانگونه که پر از ظلم وجور شده است، ای سلیم به خدا قسم او را ــــ امام دوازدهم مهدی را ــــ می شناسم که بیعت میشود بین رکن و مقام و میشناسم اسماء یارانش را و قبیلههایشان را.
(اعتقادات شیخ صدوق، ص120، و کتاب سلیم، ص184)
2- در حدیث دیگری امام صادق علیه السلام فرمودند:
«یُنَادَى بِاسْمِ الْقَائِمِ علیه السلام فِی لَیْلَهِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِینَ وَ یَقُومُ فِی یَوْمِ عَاشُورَاءَ وَ هُوَ الْیَوْمُ الَّذِی قُتِلَ فِیهِ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِیٍّ علیه السلام لَکَأَنِّی بِهِ فِی یَوْمِ السَّبْتِ الْعَاشِرِ مِنَ الْمُحَرَّمِ قَائِماً بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ جَبْرَئِیلُ علیه السلام عَنْ یَدِهِ الْیُمْنَى یُنَادِی الْبَیْعَهَ لِلَّهِ فَتَصِیرُ إِلَیْهِ شِیعَتُهُ مِنْ أَطْرَافِ الْأَرْضِ تُطْوَى لَهُمْ طَیّاً حَتَّى یُبَایِعُوهُ فَیَمْلَأُ اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ عَدْلًا کَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً».
ترجمه: در شب 23 [ماه رمضان] به اسم قائم ندا داده میشود و در روز عاشورا قیام میکند و آن روز، روزی است که حسین بن علی علیه السلام در آن کشته شد. گویا او را میبینم که در روز شنبه مصادف با دهم محرم بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل در سمت راستش ندا میدهد: «البیعه لله». شیعیانش از اطراف زمین به سوی او میآیند و زمین برای آنها در هم پیچیده میشود تا اینکه با او بیعت میکنند پس خدا بوسیله او زمین را پر از عدل میکند همانگونه که از ظلم و جور پر شده است.
(الارشاد، ج2، ص379، و به همین مضمون در الغیبه شیخ طوسی، ص453)
3- حذیفه گوید که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:
«إِذَا کَانَ عِنْدَ خُرُوجِ الْقَائِمِ یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ… فَیَخْرُجُ النُّجَبَاءُ مِنْ مِصْرَ وَ الْأَبْدَالُ مِنَ الشَّامِ وَ عَصَائِبُ الْعِرَاقِ رُهْبَانٌ بِاللَّیْلِ لُیُوثٌ بِالنَّهَارِ کَأَنَّ قُلُوبَهُمْ زُبَرُ الْحَدِیدِ فَیُبَایِعُونَهُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ قَالَ عِمْرَانُ بْنُ الْحُصَیْنِ یَا رَسُولَ اللَّهِ صِفْ لَنَا هَذَا الرَّجُلَ قَالَ هُوَ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ… فَیَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً کَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً».
ترجمه: وقتی زمان خروج قائم شود، ندا دهندهای از آسمان ندا میدهد… پس نجیبانی از مصر و ابدالی از شام و گروههایی از عراق خارج میشوند، [آنان] راهبان در شب و شیران در روز هستند، گویا قلوب آنان پارههای آهن است پس با او بین رکن و مقام بیعت میکنند. عمران بن حصین گفت: این مرد را برای ما توصیف نما، حضرتش فرمودند: او مردی از فرزندان حسین است… پس زمین را پر از عدل میکند همانگونه که از جور و ظلم پر شده است.
(بحارالانوار، ج52، ص304، و الاختصاص، ص208)
و احادیث فراوان دیگری که دلالت بر این دارد که بیعت شونده بین رکن و مقام، وجود نازنین امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف میباشد که زمین را پر از عدل و داد مینماید.
لازم به ذکر است که در قسمتهای قبل به روایات «یملا الارض عدلا و قسطا…» اشاره شد و بیان گشت که این شأن، از شئون امام ۱۲ یعنی همان قائم اهلبیت، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، میباشد.
دلیل چهارم) نفس زکیه و صیحه از علائم هستند نه خود قائم
در قسمت ۵ ترجمه، حضرتش فرمودند:
«هر آنچه که برای شما اشکال [و شبهه] ایجاد کند
- عهد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله)
- و پرچم
- و سلاح او
- و نفس زکیه از اولاد حسین (علیه السلام) اشکال [و شبهه] نمیکند.
- پس اگر این [موارد] بر شما اشکال [و شبهه] ایجاد کند صدای آسمانی به اسم او و امر او بر شما اشکال [و شبهه] نمیکند».
همانطور که میدانید در احادیث متعددی نفس زکیه از علائم خروج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف شمرده شده که بر طبق روایات ۱۵ روز قبل از حضرتش به شهادت میرسد.
امام صادق علیه السلام در حدیثی فرمودند:
«لِلْقَائِمِ خَمْسُ عَلَامَاتٍ ظُهُورُ السُّفْیَانِیِّ وَ الْیَمَانِیِّ وَ الصَّیْحَهُ مِنَ السَّمَاءِ وَ قَتْلُ النَّفْسِ الزَّکِیَّهِ وَ الْخَسْفُ بِالْبَیْدَاءِ».
ترجمه: برای قائم 5 علامت است: ظهور سفیانی و یمانی و صیحه از آسمان و کشته شدن نفس زکیه و فرو رفتن در سرزمین بیداء.
(الغیبه نعمانی، ص252)
همانطور که دقت فرمودید، یمانی در کنار قتل نفس زکیه جزو علائم خروج قائم هستند. لذا ادعای اینکه منظور از قائم در این حدیث، یمانی میباشد سخنی گزاف بوده و حکایت از جهل مدعی دارد.
در روایت دیگری امام باقر علیه السلام فرمودند:
« … خُرُوجُ السُّفْیَانِیِّ مِنَ الشَّامِ وَ الْیَمَانِیِّ مِنَ الْیَمَنِ وَ خَسْفٌ بِالْبَیْدَاءِ وَ قَتْلُ غُلَامٍ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ صلی الله علیه و آله بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ اسْمُهُ مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ النَّفْسُ الزَّکِیَّهُ وَ جَاءَتْ صَیْحَهٌ مِنَ السَّمَاءِ بِأَنَّ الْحَقَّ فِیهِ وَ فِی شِیعَتِهِ فَعِنْدَ ذَلِکَ خُرُوجُ قَائِمِنَا…»
ترجمه: خروج سفیانی از شام و یمانی از یمن و فرو رفتن در سرزمین بیداء و قتل غلامی از آل محمد صلی الله علیه و آله بین رکن و مقام که اسمش محمد بن حسن، نفس زکیه است و آمدن صیحهای از آسمان به اینکه (حق در او و شیعیان اوست) پس در این هنگام، زمان خروج قائم ما میباشد.
(کمال الدین، ج1، ص331)
لازم به ذکر است که عبارت «الیمانی من الیمن» در این حدیث، در همه نسخ خطی کتاب کمال الدین موجود میباشد.
در روایتی امام صادق علیه السلام فرمودند:
«لَیْسَ بَیْنَ قِیَامِ قَائِمِ آلِ مُحَمَّدٍ وَ بَیْنَ قَتْلِ النَّفْسِ الزَّکِیَّهِ إِلَّا خَمْسَ عَشْرَهَ لَیْلَهً».
ترجمه: بین قیام قائم آل محمد (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و قتل نفس زکیه فاصلهای نیست جز پانزده شب.
(الغیبه شیخ طوسی، ص445، و کمال الدین، ج2، ص649)
بنابراین با توجه به روایات متواتر، نفس زکیه از علائم خروج امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده لذا منظور از قائم و مهدی در حدیث ما اشکل امام دوازدهم میباشد، نه یمانی.
دلیل پنجم) خسف بیداء و بطلان تطبیق آن بر احمد الحسن یمانی
در فرازی از قسمت 2 ترجمه، حضرتش فرمودند:
«و لشکر میآید تا به سرزمین بیداء برسد و آن لشکر، لشکری رها شده [و هلاک است که] در زمین فرو میروند».
با توجه به احادیث متواتر ــ که 2 نمونه آن در دلیل 4 گذشت ــ فرو رفتن در سرزمین بیداء از علائم خروج قائم یعنی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد لذا نمیتوان قائم و مهدی در حدیث ما اشکل را به یمانی توجیه نمود.
ادعای یمانی بودن «مردی از فرزندان حسین» در حدیث ما اشکل
برخی از همبوشیان پس از لجاجتهای فراوان در مقابل روایات، بالاخره پذیرفتهاند که اسامی «مهدی و قائم» در حدیث ما اشکل مربوط به امام زمان علیه السلام میباشد اما متاسفانه از بیارتباطی این حدیث با شخصیت یمانی نمیتوانند دل بکنند و همچنان درصدد مرتبط ساختن حدیث ما اشکل با شخصیت یمانی میباشند.
در این راستا میگویند:
مراد از عبارت «مردی از فرزندان حسین علیه السلام» در حدیث ما اشکل یمانی میباشد.
اما پاسخ به این ادعای مضحکانه:
1. نبود هیچ اشارهای به یمانی در حدیث ما اشکل
در این حدیث هیچ سخنی از یمانی به میان نیامده است لذا نسبت دادن عبارت «مردی از فرزندان حسین» به یمانی، ادعایی گزاف و بدون دلیل میباشد.
2. عدم تطبیق تعبیر «مردی از فرزندان حسین» با احمد اسماعیل بصری
در هیچ روایت دیگری هم، از یمانی تعبیر به «مردی از فرزندان حسین» نشده است.
3. تبیین مراد واقعی حدیث ما اشکل در شناخت حجت خدا
با دقت در حدیث ما اشکل به خوبی مراد از عبارت «مردی از فرزندان حسین» فهمیده میشود.
به عبارات زیر دقت کنید:
«سپس او [مهدی] به همراه آن سیصد و چند نفر ــ که با وی بین رکن و مقام بیعت کردند ــ از مکه خارج میشوند همراه او عهد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و پرچم و سلاح پیامبر (صلی الله علیه و آله) میباشد… پس بر زمین بنشین و هرگز از احدی از آنان پیروی نکن تا آنکه مردی از اولاد حسین (علیه السلام) را ببینی که عهد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و پرچم و سلاح وی همراه اوست…»
بر اساس عبارت فوق کاملا معلوم میگردد که آن شخصیتی که بین رکن و مقام با او بیعت شده و 313 یار داشته و «عهد، سلاح و پرچم» به همراه دارد، هم او مردی از اولاد حسین علیه السلام است که عهد و سلاح وپرچم همراه اوست.
4. روایت صریح در تفسیر «مردی از فرزندان حسین» و ردّ ادعای احمد الحسن
در نقل دیگری از حدیث ما اشکل به خوبی مراد از عبارت «مردی از فرزندان حسین» مشخص میگردد.
جالب اینجاست که این نقل هیچگاه در فضای فرقه یمانی مطرح نمیگردد.
به عباراتی از این نقل در ذیل دقت فرمایید:
«… فَیَجْمَعُ اللَّهُ عَلَیْهِ أَصْحَابُهُ ثَلَاثُمِائَهٍ وَ ثَلَاثَهَ عَشَرَ رَجُلًا وَ یَجْمَعُهُمُ اللَّهُ عَلَى غَیْرِ مِیعَادٍ قَزَعاً کَقَزَعِ الْخَرِیفِ وَ هِیَ یَا جَابِرُ الْآیَهُ الَّتِی ذَکَرَهَا اللَّهُ فِی کِتَابِهِ أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ «2» فَیُبَایِعُونَهُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ وَ مَعَهُ عَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَدْ تَوَارَثَتْهُ الْأَبْنَاءُ عَنِ الْآبَاءِ وَ الْقَائِمُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ یُصْلِحُ اللَّهُ لَهُ أَمْرَهُ فِی لَیْلَهٍ فَمَا أَشْکَلَ عَلَى النَّاسِ مِنْ ذَلِکَ یَا جَابِرُ فَلَا یُشْکِلُ عَلَیْهِمْ وِلَادَتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ وِرَاثَتُهُ الْعُلَمَاءُ عَالِماً بَعْدَ عَالِم…»
ترجمه: …پس خدا اصحابش را که 313 نفر هستند جمع میکند و خدا آنان را بدون وعده [قبلی] گرد هم میآورد همانند ابرهای پاییزی. ای جابر این ماجرا، همان آیهای است که خدا در کتابش میگوید: «أَیْنَ ما تَکُونُوا یَأْتِ بِکُمُ اللَّهُ جَمِیعاً إِنَّ اللَّهَ عَلى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» [بقره/148] پس با او بین رکن و مقام بیعت میکنند و همراه او عهدی از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است که آن را فرزندان از پدران ارث بردهاند و قائم مردی از فرزندان حسین (علیه السلام) است که خدا امر [ظهور] او را در یک شب اصلاح میکند پس آنچه که بر مردم اشکال [و شبهه] کرد از آن ای جابر، پس ولادتش از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و وراثتش از علماء ــ عالمی پس از عالمی ــ بر آنها اشکال [و شبهه] نمیکند…
(بحار، ج52، ص239)
بر اساس این نقل از حدیث ما اشکل که ناپسند پیروان فرقه یمانی میباشد، مراد از عبارت «مردی از فرزندان حسین» کاملا مشخص میباشد.
آری… این مرد از فرزندان حسین علیه السلام، کسی جز وجود مقدس قائم اهل بیت علیه السلام، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف نمیباشد.
جمعبندی مراد از «قائم و مهدی» در حدیث ما اشکل
با ذکر 5 دلیل در این مقاله، ثابت نمودیم که حدیث ما اشکل در مورد امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده و هیچ ارتباطی به یمانی ندارد.
در انتها با ذکر پاسخی منصفانه، به شبهه کودکانه همبوشیان پرداخته و مراد از عبارت «مردی از فرزندان حسین» را بیان نمودیم.

نتیجهگیری: تبیین راه شناخت حجت خدا و بطلان ادعای احمد اسماعیل بصری
بررسی دقیق حدیث شریف ما اشکل و مقایسه آن با روایات متواتر شیعه، بهوضوح راه شناخت حجت خدا را مشخص میکند. همانگونه که بیان شد، قائم و مهدی که در این حدیث از اوصاف و علائم خروجش سخن رفته، همان امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف است که زمین را پر از عدل و داد میکند و در بین رکن و مقام با او بیعت میشود.
دلایل چندگانه نشان داد که ادعاهای مطرحشده توسط احمد الحسن یمانی مبنی بر قائم بودن وی کاملاً با متن حدیث و اصول اعتقادی شیعه در تعارض است. اعتراف خود احمد اسماعیل بصری به جایگاهش بهعنوان یار ۳۱۳ نفری، بهطور مستقیم مدعای وی مبنی بر فرماندهی این گروه را نقض میکند و فرقه یمانی در استناد به این روایت دچار تناقض و اشتباه فاحشی شدهاند.
لذا، برای تشخیص حجت الهی، باید به تمامی علائم و اوصافی که در روایات صحیح ذکر شده توجه کرد و به تقطیع و تحریفات جریانهای انحرافی اعتنا ننمود.
پیشنهاد مطالعه
در ادامه بحث بررسی خواهیم نمود:
- آیا حدیث ما اشکل در صدد بیان قانون کلی شناخت حجج الهی است؟ یا امام باقر علیه السلام در صدد بیان راه شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند؟
- آیا «وصیت» شبههناپذیر است؟
- آیا «عهد» حقیقتی غیرمادی دارد؟
ادامه بررسیها پیرامون «حدیث ما اشکل» را در مقاله «بررسی ادعای قانون کلی شناخت حجت خدا در حدیث ما اشکل» مشاهده نمایید.
پرسشهای متداول (FAQ)
راه شناخت حجت خدا در احادیث شیعه چه مواردی است؟
راههای شناخت حجت خدا شامل علائم حتمی ظهور «مانند صیحه آسمانی و قتل نفس زکیه»، بیعت در بین رکن و مقام، همراه داشتن میراث انبیاء «عهد، پرچم، سلاح» و انجام رسالت جهانی پر کردن زمین از عدل و داد است.
چرا احمد الحسن یمانی نمیتواند مصداق «قائم» در حدیث ما اشکل باشد؟
به این دلیل که خود احمد اسماعیل همبوشی در کتابهایش اعتراف کرده که اولین فرد از یاران ۳۱۳ نفری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، درحالیکه «قائم» فرمانده این گروه است. همچنین، قائم کسی است که زمین را پر از عدل و داد میکند، که این شأن مختص امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
فرقه یمانی چه برداشتی از حدیث ما اشکل دارند؟
پیروان فرقه همبوشی با تقطیع حدیث ما اشکل، تلاش میکنند راه شناخت حجت خدا را به سه مورد «وصیت، سلاح، پرچم» محدود کنند و بقیه نشانههایی مانند «نفس زکیه» و «صیحه آسمانی» را که با ادعای احمد اسماعیل بصری در تعارض است، نادیده میگیرند.
بیعت بین رکن و مقام در حدیث ما اشکل اشاره به کدام شخصیت دارد؟
بیعت بین رکن و مقام در این حدیث و دیگر روایات متواتر، بهطور قطعی و مسلم، به وجود مقدس امام دوازدهم عجل الله تعالی فرجه الشریف اشاره دارد که همراه با ۳۱۳ یار خاص خود از مکه خارج میشود.
مهمترین راهکار برای مقابله با سوء استفاده از حدیث ما اشکل چیست؟
بهترین راهکار، نقل کامل و بدون تقطیع حدیث شریف ما اشکل است که نشان میدهد «مهدی» و «قائم» موصوف در آن، کسی است که علائم حتمی ظهور (مانند خسف بیداء) درباره لشکر دشمنش رخ میدهد و در نهایت زمین را پر از عدل و قسط میکند.







