نامه اعتراض سید حسین موسوی علیه مکتب نجف

فهرست محتوا
مقدمه
نامه اعتراض سید حسین موسوی و افشاگری او علیه مکتب نجف و خادمین و موسسه وارثین ملکوت!
حسین موسوی ــ یکی از مبلغین مشهور فرقه مدعی یمانی ــ در تاریخ 2 آذرماه 1404 هـ.ش درگذشت.
نامه اعتراض سید حسین موسوی و افشاگری او علیه مکتب نجف و خادمین و موسسه وارثین ملکوت، یکی از جنجالیترین اقدامات وی بود که توسط این فرقه سانسور و در بایکوت خبری قرار گرفت. این نامه هیچگاه در کانالهای فرقه مدعی یمانی منتشر نشد و از چشم پیروان احمد مخفی ماند!
مطالعه بخشهای این نامه محرمانه به ناقدین و محققین و نیز پیروان این فرقه اکیدا توصیه میگردد.
متن نامه اعتراض سید حسین موسوی
بخش اول: مقدمهی نامه حسین موسوی
در این بخش، متن صفحات 2 تا 4 نامه را میخوانیم:
بسم الله الرحمن الرحیم.
اللهم صل على محمد و آل محمد الائمه والمهدیین و سلم تسلیماً.
السلام علیکم یا أهل بیت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکه و مهبط الوحی و معدن الرحمه و خزان العلم.
ای سید و سرور ما سلام و درود خداوند بر شما باد.
مولانا بأبی أنتم و امی و نفسی و أهلى و مالى من أراد الله بدأ بکم و من وحده قبل عنکم.
ما تعداد زیادی از انصار ایران این نامه را خدمت شما مینویسیم و از شما میخواهیم که بر ما رحم آورید و با رسیدگی به وضع انصار خود در ایران ما را مورد شفقت خود قرار دهید.
فثبتنا الله أبداً ما حیینا على موالاتکم ومحبتکم و دینکم و وفقنا لطاعتکم و رزقنا شفاعتکم وجعلنا من خیار موالیکم التابعین لما دعوتم إلیه وجعلنا ممن یقتص آثارکم و یسلک سبیلکم و یهندی بهداکم و یحشر فی زمرتکم و یکر فی رجعتکم ویملک فی دولتکم و یشرف فی عافیتکم و یمکن فی أیامکم و تقر عینه غداً برؤیتکم.
برای توسعهی دعوت مبارک انصار امام مهدی (ع) در ایران مشکلاتی وجود دارد که بعد از مراجعات به مکتب شریف لاینحل مانده و جز با دست شما گرههای آن باز نخواهد شد. مشکلاتی که باعث شده پیشرفت دعوت دچار مشکل شده و انصار دچار سردرگمی شدهاند، همهی مشکلات در این یک جمله خلاصه شده است:
هیچ برنامه و مدیریت صحیحی برای امور دعوت در ایران وجود ندارد.
بعضی از این مشکلات در حالت کلی از قرار زیر هستند:
1. بعضی از ممثلان، انصار فعال در دعوت را به عنوان دشمنان خود فرض میکنند و به این دلیل که نمیتوانند با سرعت آنان حرکت کنند، آنان را از حرکت باز میدارند. مثلا به انصار فعال تهمتهایی میزنند و این تهمتهای کذب را در میان سایر انصار تبلیغ میکنند.
2. بعضی از ممثلان، با حرکتهایی که موجب گسترش دعوت حق در ایران میشود به هر نحو ممکن تصریحاً یا تلویحاً مخالفت میکنند و مانع حرکتهایی میشوند که میتواند دعوت را به نحو مؤثری حرکت دهد.
3. بعضی از ممثلان با انواع روشهای ممکن موجب بدبینی نظام و حکومت ایران به انصار میشوند، انصار را به حرکتهای زیرزمینی و مخفی که موجب سوء ظن حکومت ایران میشود تشویق میکنند و از طرف مقابل انصار را با روشهای مختلف نسبت به حکومت بدبین میکند. و این سوء ظن متقابل را به صورت یک آتش برای وجود خصومت بین انصار و حکومت همیشه روشن نگاه میدارند. لازم به ذکر است که لایههایی از حکومت ایران در وزارت اطلاعات نیز هستند که منافع آنها نیز در گرو
روشن نگاه داشتن این آتش است و به تحلیل ما این لایههای داخلی وزارت اطلاعات تحت نفوذ صهیونیزم بین الملل هستند و بعض برادران ممثل که دائماً بر این آتش میدمند عملا به نفوذیهای صهیونیزم خدمت میرسانند.
4. گروهی از ممثلان مکتب شریف و خادمان در ایران این فکر را منتشر میکنند که «از صدر تا ذیل همه چیز باید انتصابی باشد و نقش شورا فقط در این حد هست که منصبین، افراد معدودی را بدون اطلاع انصار در شورا منصوب میکنند و آنها هم فقط مشورت میدهند و هیچ قدرت مؤثری ندارند.» هر کس به این طرز تفکر اعتراض کند و یا حتی اگر به یک تصمیم جزئی اعتراض کند طرد میشود. اگر مسئولیتی داشته باشد از او گرفته میشود و کم کم این شخص در هیچ جلسهی موثری راه داده نمیشود و…. اگر طرحی بدهد به او میگویند حرفت را زدی؟ لازم نیست ما حتما حرف تو را اجرا کنیم. تبعیت کن و تسلیم باش که تو داری به وسیلهی ما امتحان میشوی همان طور که اگر امام به کسی دستوری داد که در نزدش غیر معقول است باید تبعیت کند و همان طور که اگر امام نخواست به مشورت دیگران عمل کند مختار است!!!
آقای ما! این برادران خودشان را با شما مقایسه میکنند و منتقدان از خود را معترضان به حاکمیت الله میدانند.
همچنین این افراد با مکتب شریف در ارتباط هستند و مسائل را واژگونه برای مکتب ترسیم میکنند.
در ادامه نمونههایی از موارد شکایتمان را میآوریم:




بخش دوم: ایجاد مانع بر سر راه گسترش دعوت
در این بخش، متن صفحات 5 تا 19 نامه را میخوانیم:
۱- قصه مؤلم و اسف انگیز ممانعت از گسترش دعوت مبارک در تهران
هشت سال پیش که برادر موسوی به ایران آمدند، همراه برادرانی مثل مهندس احمد کهندل و مهندس علیرضا زجاجی و دیگر برادران مشغول انتشار دعوت مبارک در ایران شدند و فتح و ظفر حاصل شد و دعوت مبارک در تهران و دیگر شهرها منتشر شد،
برادر محمد زمانی آشکارا از این فتح و ظفر ناراحت شدند و بدون هیچ دلیل موجهی به مقابله با این برادران پرداختند!
در حالی که برادر محمد زمانی نتوانسته بود در شهر بزرگی مثل تهران حتی یک نفر را وارد دعوت کند و در طی شش سال فقط شش نفر بودند. یعنی خودش و پنج نفر از خانوادهاش، اما با شروع فعالیت این برادران تعداد انصار در تهران به پانصد نفر رسید ولی برادر زمانی به مقابله با آنها پرداخت و علیه آنها به شیخ علاء السالم گزارش داد به نحوی که مجبور شدند فعالیتهای خود را در تهران متوقف کنند و اگر متوقف نکرده بودند الآن هزاران نفر در تهران وارد دعوت شده بودند.
برادر زمانی حتی پیشنهاد کمک برای برنامه ریزی برای ساماندهی و تنظیم و تعلیم این پانصد نفر را نیز رد کردند و همه به حال خود رها شدند به نحوی که امروز با تعداد بسیار کمی از این افراد در ارتباط هستند.
سید و سرور ما آیا بدتر و سنگینتر از این میشد به گسترش دعوت مبارک در تهران ضربه زد؟؟؟ بعداً در دیگر شهرها نیز همین روش را پیش گرفتند و عملی کردند.
2- قصه اسفبار سایت رسمی فارسی دعوت مبارک
برنامه سایت فارسی و وضعیت اسف انگیز آن نمونهی دیگری از کارشکنی این افراد و ایجاد سد و مانع برای فعالیت انصار و ایجاد سد و مانع در مقابل پیشرفت دعوت مبارک در ایران میباشد.
در سال ۲۰۱۲ به دلیل نقصان زیادی که در سایت دعوت به زبان فارسی وجود داشت برادر زجاجی و برادر کهندل که در آن زمان در ترکیه بودند با کمک هم سایتی برای دعوت راه انداختند که باعث توسعهی دعوت در ایران شد و روزانه تعداد زیادی بازدید از این سایت صورت میگرفت. این سایت تا سال ۲۰۱۳ فعال بود و در این سال بدگوییهای برادر زمانی نزد شیخ علاء السالم باعث شد که شیخ علاء السالم دستور دهد که این سایت تعطیل گردد. بهانهی برادر زمانی برای این بدگویی مقالهای در این سایت در مورد خراسانی بود که برادر زجاجی به شیخ علاء عرض کرد که اگر اجازه تعطیلی دهید همین مقاله را اصلاح کنیم یا آن را از سایت برداریم ولی ایشان دستور به تعطیلی سایت دادند، در حالی که سایت رسمی دعوت در آن زمان به زبان فارسی بسیار فشل و از هم گسیخته بود.
برادر زجاجی پس از تعطیلی سایت بسیار شکایت به برادر زمانی بردند تا ترتیبی دهد که لااقل اجازه دهند سایت رسمی دعوت را اصلاح کنند چون خیلی سطح پایین و تقریبا غیر قابل استفاده بود. بعد از چند سال برادر زمانی به ایشان گفت که پیشنهادت برای سایت را مکتوب کن. ایشان پیشنهاد خود را در حدود ۵۰ صفحه نوشت و به برادر زمانی داد. ایشان فرمود حالا خلاصهای از این به عربی بنویس تا برای مکتب ارسال شود. برادر زجاجی خلاصهای از این پیشنهاد را در سه صفحه نوشت و به برادر زمانی داد تا به مکتب بدهد ولی مدتی گذشت و هیچ خبری نشد.
پس از چند ماه در سال ۲۰۱۶ برادر زجاجی در ایام اربعین به مکتب و نزد شیخ ناظم العقیلی حفظه الله رفت.
برادر زجاجی متن پیشنهاد را به شیخ ناظم (حفظه الله) داد. ایشان گفت: بعد از اربعین این پیشنهاد را به ایمیل من بفرست و ایشان این کار را کرد.
خلاصه بعد از مدتی که این گزارش را فرستاد برادر زمانی از جانب مکتب مامور شد که با برادر عیسی مزرعاوی هماهنگ کند و اختیار تغییر سایت موجود به برادر زجاجی داده شود.
اما مدتی بعد از تحویل سایت به برادر زجاجی سرور مربوط به سایت رسمی دعوت به زبان فارسی را تعطیل کردند تا برادر زجاجی نتواند کاری کند و نه تنها ایشان امکان هیچ تغییری نداشت بلکه اصلاً سایت رسمی به مدت زیادی حدود ۶ ماه بسته شده و تعطیل بود و کسی حتی امکان دسترسی به همان سایت را هم نداشت.
پس از شش ماه به این بهانه که برادر زجاجی نتوانست هیچ کاری بکند، اختیار سایت را مجدداً راه انداختند ولی دیگر به ایشان اجازهی دسترسی و تغییر و اصلاح سایت را ندادند!!! و به وضوح نشان دادند که اگر اختیار امور سایت دعوت مبارک و احتمالاً سایر امور دعوت نیز در دست ایشان نباشد، آنها آن را تعطیل میکنند!!!
سید و سرور ما آیا حتی اگر دشمن میخواست مانع ایجاد یک سایت آبرومند و با کیفیت برای دعوت بشود میتوانست بدتر از این عمل کند؟
3- قصه غمانگیز برنامهی فارسی کانال المنقذ
از پنج شش سال پیش شنیدیم که بنا است بخش فارسی کانال المنقذ راهاندازی شود و خیلی خوشحال شدیم،
در حالی که در استکهلم و در بین انصار افراد توانایی برای تولید برنامه تلویزیونی وجود دارد و میتوانستند برنامههای با کیفیت و جذابی برای معرفی دعوت مبارک به مردم ایران تهیه کنند.
اما متأسفانه اینها مسئولیت استکهلم را به ضعیفترین انصار که با اینها دوست است سپردند و حتی علیرغم سفارش سید واثق حفظه الله از مشارکت انصار دیگر برای تولید برنامه با کیفیت فارسی ممانعت به عمل آوردند و در نتیجه در حال حاضر سالها است که برنامهای بیکیفیت و ملالآور پخش میشود و فقط آن دوست ضعیفشان که از سخنرانی برای چند نفر هم عاجز است تک نفره در کانال صحبت میکند که کسی رغبت دیدن آن را ندارد و در نتیجه از تولید و پخش یک برنامهی با کیفیت ممانعت به عمل آوردند و شکایتها به مکتب شریف هم هیچ نتیجهای نداشته است.
نکته: حسین موسوی اعتراف دارد شکایتها به مکتب رسید اما مکتب هیچ اعتنایی به شکایات آنها نکرد! این امر حکایت از مطرود بودن موسوی و دوستان وی دارد.
سید و سرور ما آیا ممانعت از تولید و پخش یک برنامهی با کیفیت و متناسب با فرهنگ مردم ایران در حال که انصار توانا برای این کار وجود دارند، ضربه به دعوت مبارک محسوب نمیشود؟؟؟
4- قصه اسفبار شماره تلفنهای جمعآوری شده از مشتاقان شنیدن دعوت در راه پیمایی اربعین
در راه پیمایی اربعین پنج سال پیش در موکب مکتب شریف ایرانیان شرکتکننده در اربعین تبلیغ شدند و هزار شماره تلفن از مشتاقان شنیدن دعوت مبارک جمعآوری شد و سال بعد برادر ابو مهدی المنصوری که در موکب فعال بود و فارسی بلد بود به برادر موسوی که میهمان ایشان بود، گفتند که آن هزار شماره تلفن را انصار ایران گم کردند!!! و ابومهدی به برادر موسوی گفت که امسال دو هزار شماره شماره تلفن جمع کردیم ببین اینها را هم گم نکنند!!!
نکته: فرقه منحرف یمانی در مسیر زائرین اربعین قرار میگیرند و به تبلیغ مشغول میشوند. برای آشنایی بیشتر با شگرد این فرقه، به سری ویدیوهای «سارقان دین در مسیر اربعین» در وبسایت یمانی پژوهی مراجعه نمایید.
برادر موسوی در بازگشت به ایران هرچه این موضوع را پیگیری کردن کسی جوابگو نبود تا نهایتا از طرف برادر زمانی با جواب عجیبی روبرو شد، ایشان گفتند: «به همه زنگ زدیم هیچیک از دوهزار نفر جواب ندادند!!!»
نکته: خبرها حاکی از آن است که برادر زمانی، همه شماره تلفنها را به نیروهای امنیتی تحویل داده است!
اما بعداً با افرادی روبرو شدیم که ناراحت بودند و میگفتند در موکب شماره تلفن دادیم تا با ما تماس بگیرند اما هر چه منتظر شدیم کسی با ما تماس نگرفت!!!
و سالهای بعد هم هر سال شماره تلفنهای بیشتری جمع شد و به همین سرنوشت دچار شد!!!
با این همه شماره تلفن که از مشتاقان شنیدن دعوت جمعآوری شده بود میشد ایران را از خبر دعوت پر کرد.
اما ما مشکوک شدهایم که هر سال چه بر سر این شماره تلفنها میآید؟؟؟؟ و چه کسی دستور دور ریختن هزاران شماره تلفن با ارزش و مهم را صادر میکند؟؟؟
سید و سرور ما، این سالها از این رفتارهای عجیب و مشکوک به طور مشخص از برادر محمد زمانی زیاد دیدهایم و این امور عجیب و غیر قابل فهم میباشد و برادر محمد زمانی نه تنها به هیچ سوالی پاسخ نمیدهد، بلکه سؤالکننده را سریعاً کنار میزند و طرد میکند،
لذا ما خواهان برپایی یک محکمه در مکتب شریف هستیم تا در آن محکمه به این موارد شدیداً عجیب و مشکوک رسیدگی شود.
نکته: اما مکتب، تره هم برای جناب موسوی خُرد نمیکند.
5- ممانعت از فتح و گشایش، در مورد مشکلات امنیتی دعوت مبارک در ایران
در سال ۲۰۱۱ برادر موسوی زندانی بودند و در تمام مدت سعی داشت که در بازجوییهای طولانی به نیروهای امنیتی بفهماند که دعوت مبارک دشمن جمهوری اسلامی نبوده و به دنبال سرنگونی نظام در ایران نیست و مبارزهای هم با حکومت ایران ندارد و در این رابطه بیش از دویست صفحه در حد یک کتاب دلیل و برهان نوشت و تا حدود زیادی موفق شد در طول پنج ماه بازجوئیهای سخت و سنگین آنها را متقاعد کند که دعوت مبارک دشمن نظام نیست.
آنها میگفتند اگر علیه نظام سوء نیت ندارید، پس چرا این همه مخفیکاری میکنید؟
برادر موسوی گفتند: چون شما دستگیر میکنید انصار میترسند، این وضعیت نه برای انصار خوب است و نه برای نظام، و پیشنهاد کرد که انصار علیه نظام حرف نزنند و آنها هم انصار زندانی را آزاد کنند و دیگر دستگیر نکنند و به انصار اجازه دهند تا حسینه داشته باشند تا بدون مخفیکاری فعالیت کنند.
آنها این پیشنهاد را پذیرفتند و برادر موسوی را آزاد کردند تا تحقق این امور را پیگیری کند و وعدهی کمک دادند به شرط این که با مکتب صحبت شود و مکتب شریف انصاری را که علیه حکومت ایران صحبت میکند، محدود کند.
ایشان پس از آزادی از زندان به برادر زمانی مراجعه کرد و در حضور برادر زجاجی از او درخواست کرد که خبر این فتح را به مکتب گزارش کند و این مسایل را برای مکتب بنویسد، اما برادر زمانی با شنیدن خبر این فتح نه تنها خوشحال نشد بلکه چهرهاش در هم ریخت و نشان داد که ناراحت شده و سعی کرد آن را بیارزش و بیاهمیت جلوه دهد!!!
تا زمانی که خود آقای موسوی به مکتب رفت و مسایل را توضیح داد. اما متوجه شدند که برادر زمانی این فتح را به صورت سلبی و منفی به مکتب گزارش داده و چنین نوشته که آقای موسوی خود را نمایندهی مکتب خوانده و به نمایندگی از طرف مکتب با حکومت ایران مذاکره کرده است!!!! و در عمل نیز با پخش سخنرانیهای تحریک آمیز شیخ عباس فتحی از کانالهای زیر نظر وارثین ملکوت که در آن سخنرانیها از کلماتی مثل ولی امر مسلمین جهان یزید یعنی خامنهای، استفاده میشد عملا این طرح و این فتح را خنثی و بینتیجه کردند!!!
نکته: جناب موسوی گاف مهمی میدهد و آن اینکه موسسه وارثین ملکوت زیرنظر مکتب نجف فعالیت میکند لذا ادعای جناب موسوی در دو صفحه قبل مبنی بر عدم دشمنی فرقه با نظام، سخن گزافی بیش نیست.
در ادامه بعضی از ممثلان با انواع روشهای ممکن انصار را بر علیه نظام جمهوری اسلامی تحریک میکنند و با دشمن و باطل و طاغوت خواندن آن موجب بدبینی نظام و حکومت ایران به انصار میشوند.
انصار را به مخفیکاری و حرکتهای زیرزمینی و مخفی تشویق میکنند که این رفتار موجب سوء ظن حکومت ایران میشود و از طرف مقابل انصار را با روشهای مختلف نسبت به حکومت بدبین میکنند و این سوء ظن متقابل را به صورت یک آتش برای وجود خصومت بین انصار و حکومت همیشه روشن نگاه میدارند و مانع حل مشکلات امنیتی میشوند.
لازم به ذکر است که لایههایی از حکومت ایران در وزارت اطلاعات نیز هستند که منافع آنها نیز در گرو روشن نگاه داشتن این آتش است و به تحلیل ما این لایههای داخلی وزارت اطلاعات تحت نفوذ صهیونیزم بینالملل هستند و بعضی از برادران ممثل که دائماً بر این آتش میدمند عملا به نفوذیهای صهیونیزم خدمت میرسانند و با این روشها تاکنون مانع از حل مشکلات امنیتی شدهاند و این در حالی است که راههای مختلفی برای حل این مشکلات وجود دارد.
6- ممانعت از تألیف قلوب و جمع شدن و شور و مشورت انصار با تخریب و بستن شورا
برادر موسوی و براد کهندل برای گزارش و حل این مشکلات به مکتب شریف رفتند و شیوخ محترم مکتب شریف در جلسات رسمی این گزارشات را شنیدند و به برادر موسوی و برادر کهندل گفتند شما حق دارید و برای حل این معضلات و کنار گذاشتن تصمیمات منفی و اقدامات فردی گزارش شده تصمیم گرفتند که انصار فعال ایران در یک گروه مشاوره جمع شوند و تحت نظر مکتب شریف و با حضور شیوخ مکتب برای حل و فصل مشکلات و پیشبرد دعوت مبارک در ایران با هم همفکری و مشاوره کنند.
در آن جا بود که مکتب شریف از ممثلین مکتب خواستند که شورای منتخب انصار ایران را راهاندازی کنند.
مکتب شریف به این دو برادر ماموریت داد که در بازگشت به ایران با همکاری ممثلین، شورای انصار ایران را راهاندازی کنند. ایشان هم در بازگشت شورای منتخب انصار ایران را به عنوان یک گروه در تلگرام راهاندازی کردند و از خادمان و ممثلان نیز دعوت کردند که در آن شورا حضور یابند.
شیخ حبیب السعیدی (حفظه الله) نیز به عنوان نمایندهی مکتب در شورا تعیین شد و برادر موسوی به طور مرتب خلاصهی نتایج شورا را برای شیخ حبیب سعیدی به عربی ترجمه میکرد و به صورت فایل صوتی در شورا قرار میداد.
قرار بر این بود که شورا مشکلات دعوت در ایران را بررسی کند و راهکار ارائه دهد و این راهکارها در صورت تایید مکتب شریف جهت اجرا به ممثلان و خادمان ابلاغ شود.
اما وقتی برادر امیر زجاجی از برادر محمد زمانی خواست که انصار تهران را هم وارد شورا کند ایشان مخالفت کرد و گفت این شورا را جدی نگیر!!! شورا فقط برای مشغول کردن اینها درست شده است!!!
و متأسفانه پس از مدتی که بیشتر انصار فعال در یک گروه جمع شده بودند و با شور و مشورت برای حل مشکلات کار میکردند، شورا با کارشکنی ممثلان مواجه شد و آنان در مذاکرات شورا شرکت نکرده و سکوت مطلق کردند و نهایتا با اقدامی کودتا مانند بدون اطلاع اعضاء و بدون هیچ دلیل موجهی اعضای شورا را اخراج و شورا را تعطیل کردند.
سید و سرور ما اینها چند نمونه بود از کارشکنی و ایجاد سد و مانع در مسیر نشر و پیشرفت دعوت از طرف برخی از مسئولان و ممثلان که در رأس آنها برادر محمد زمانی قرار دارد.
اینها با کمال تاسف نه تنها دعوت را پیش نمیبرند بلکه با حرکتهایی که موجب گسترش دعوت حق در ایران میشود به هر نحو ممکن، تصریحا یا تلویحاً مخالفت میکنند و مانع حرکتهایی میشوند که میتواند دعوت را به نحو مؤثری حرکت دهد.
اینها با کار جمعی و مشورت و همفکری که شما آن را توصیه فرمودهاید، مشکل دارند و مخالف آن هستند و این فکر را منتشر میکنند که «از صدر تا ذیل همه چیز باید انتصابی باشد و مفهوم شورا برای آنها فقط در این حد هست که منصبین، افراد معدودی از دوستان خود را حتی بدون اطلاع انصار گزینش میکنند و آنها هم فقط مشورت میدهند و هیچ قدرت مؤثری ندارند». و هرکس هم به این سیستم اعتراض کند و یا حتی اگر به یک تصمیم جزئی اعتراض کند طرد و کنار گذاشته میشود. اگر مسئولیتی داشته باشد از او گرفته میشود و کم کم این شخص در هیچ جلسهی موثری راه داده نمیشود و… اگر طرحی بدهد به او میگویند: حرفت را زدی؟ لازم نیست ما حتما حرف تو را اجرا کنیم. تبعیت کن و تسلیم باش!!! که تو داری به وسیلهی ما امتحان میشوی همان طور که اگر امام به کسی دستوری داد که در نزدش غیر معقول است باید تبعیت کند و همان طور که اگر امام نخواست به مشورت دیگران عمل کند مختار
است!!! و به این شکل عملا خادم و به طور مشخص برادر محمد زمانی تبدیل به سلطان شدهاند!!!
آقای ما این برادران خودشان را با شما مقایسه میکنند و منتقدان از خود را معترضان به حاکمیت الله میدانند.
7- مشکلات زیاد در مؤسسه وارثین ملکوت
اکثر انصاری که با مؤسسه وارثین ملکوت کار میکنند از فضای بسته و دیکتاورمنش در آن خسته شدهاند و تعدادی نیز کنار کشیدهاند، علاوه بر این که فعالیت تمام انصار را که نمیخواهند با فضای بسته مؤسسه کار کنند غیر رسمی اعلام کردهاند و در درون مؤسسه نیز اکثر طرحها و پیشنهادات مؤثر کنار گذشته میشود و همین طور افراد مدیر و توانا نیز کنار زده میشوند، یکی از مسئولان مؤسسه وارثین ملکوت اینچنین از مشکلات گزارش میدهد:
اساسیترین مشکل در مؤسسه وارثین ملکوت انحصار قدرت است، به نحوی که تعداد تصمیم گیران موسسه از تعداد انگشتان یک دست فراتر نمیرود و دهها مسئول دیگر صرفاً مجری این تصمیماتاند و نمیتوانند استقلال رای داشته باشند.
این تصمیم گیران معدود با دقت زیاد میزان تبعیت و تسلیم بودن افراد را رصد میکنند و مدام افراد تابعتر را بالاتر میبرند و افراد مستقلتر را به پایین میفرستند. گویی هیچ ملاک دیگری وجود ندارد و گویی تخصص، مدیریت، غیرت، هوش و تحرک ملاک برتری نیستند.
نکته: لازم به ذکر است که موسسه وارثین ملکوت، تحت اشراف مکتب نجف فعالیت میکند. برای آشنایی با مکتب نجف و شیخ عباس فتح و رسوایی این مکتب، به سری ویدیوهای «رسوایی عبدالله هاشم یا مکتب نجف؟!» در وبسایت یمانی پژوهی مراجعه نمایید.
به عبارتی این بزرگواران افراد توانا، مدیر صاحب نظر و فرمانده صفت را طرد میکنند و افراد سرباز صفت را جذب میکنند و حتی علنا میگویند ما مدیر نمیخواهیم ما سرباز میخواهیم!!!
فضای مجازی در ایران اهمیت زیادی دارد زیرا خفقان عقیدتی باعث شده عمده فعالیت انصار در فضای مجازی باشد اما متاسفانه مکتب شریف به فضای مجازی آن طور که باید اهمیت میدهد… مکتب شریف میتواند فراخوان ارسال انتقادات داشته باشد و انتقادهای انصار فعال را از طریقی جمعآوری کند که مسئولانی که از آنها انتقاد میشود خبردار نشوند.
همچنین شایسته است که اشغال دو مسئولیت توسط یک فرد ممنوع شود. چنان که بعضی ممثلان میدانی بعضی سمتهای بزرگ مجازی را اشغال کردهاند مثلا گمان میکنیم آقای محمد زمانی علاوه بر مسئولیت پایتخت و چند شهر دیگر مسئول اجرایی موسسه هم باشد که یکی از اصلیترین مسئولیتهای مجازی است. (پایان گزارش مزبور)
به این شکل عملا فضای مجازی راکد مانده و فعالیتهای موجود نیز بی ثمر و بینتیجه میباشد و عملا برادر محمد زمانی توانسته هر دو فضای میدانی و مجازی را راکد کرده و از نفس بیاندازد.
8 – داستان تعامل شیخ علی اکبر دوستعلی با مرکز مهدویت حوزهی علمیهی قم
در سال ۲۰۱۹ برادر دوستعلی از انصار روحانی قم از طرف دادگاه ویژهی روحانیت ایران محکوم شد که شش ماه در مرکز مهدویت قم به مشاوره و تحقیق بپردازد. ایشان در مذاکره با مسئولان این مرکز بر اساس پیشنهاد آنها طرحی را ارائه نمود که دارای موارد مطلوبی برای دعوت بود:
اول: خارج کردن امور دعوت از امنیتی به علمی و اعتقادی .
دوم: آزاد سازی زندانیان انصار که صرفا بحث اعتقادی سبب بازداشت آنها در زندان شده است.
سوم: قرار دادن هیأتی برای تقریب میان دعوت و نظام.
و البته ایشان نامهی مکتب در تبیین مواجهه دعوت مقدس با نظام ایران را عیناً پیوست کرد.
مرکز تخصصی این طرح را قبول و استقبال نمودند لکن بعض مسئولین منصوب در قم که در ابتدا با ایشان مساعدت نموده بودند و ایشان کاملا با اطلاع این عزیزان وارد این مذاکرت شده بودند، وقتی کار به سرانجام نزدیک میشد علما در جلسهای به ایشان گفتند که با این کار مخالفند مگر آنکه فرد خاص دیگری متکفل این امر شود در حالیکه افراد مذاکره کننده آن فرد خاص را برای این امر نمیپذیرفتند و علی رغم اصرار برادر دوستعلی به ارسال مطالب به مکتب معلوم نیست مطالب ارسال شده یا خیر و یا چگونه ارسال شده است.
برادر دوست علی برای آنکه این فضای اختلاف دامن زده نشود و طرفهای مذاکره کننده متوجه اختلاف نشوند کلا سکوت نمود.
سرانجام این امر مهم که میتوانست سرآغاز یک حرکت بزرگ شود، ناقص و ابتر شد و البته حتما طرفهای مذاکره کننده به این اختلاف پی بردهاند.
۹– داستان سخنرانیها در گروه مهدویت
اخیراً سخنرانیها و کنفرانسهایی از طرف برادران پورآذر و موسوی و کهندل و دوستعلی در گروه مهدویت دکتر خزعلی از روشنفکران مذهبی ایران شروع شد که به نوبهی خود فتحی برای تبلیغ علنی محسوب میشود.
نکته: آقای پورآذر در آن زمان رئیس دانشکده مهدوی فرقه یمانی بوده اما وی در نهم ربیع سال 1400 مستبصر گشته و از این فرقه اعلام برائت نمود. برای مشاهده اظهارات وی، به ویدیوی «اظهارات پورآذر در اعلام برائت از فرقه مدعی یمانی» در وبسایت خبرگزاری رسمی حوزه، مراجعه نمایید.
ولی این امر به شدت با منع مسئولین روبرو شد که برادر پورآذر صحبتهایش را قطع کرد ولی دیگر برادران گفتند دستور شما برخلاف نص سید ع میباشد که فرمودند هیچ قیدی برای تبلیغ وجود ندارد و سخنرانیها را ادامه دادند که با استقبال پنج هزار نفر عضو این گروه روبرو شده و در ایران مطرح میباشد که خود فتحی محسوب میشود که این مسئولان قصد ممانعت از آن را داشتند.
10- تصمیم به افتتاح دفتر رسمی دعوت در قم
اخیرا برادر کهندل در دیداری با مسئولین امنیتی موافقت تلویحی آنها را برای گشودن دفتر علنی در شهر قم کسب کرده است که قطعاً با مخالفت بعضی از ممثلین روبرو خواهد شد چرا که آنان با هر فتح بزرگی در دعوت مخالفند.
ای سید و مولای ما در این گفتار ما از مشکلاتی که در ترجمهی کتابها به خصوص ترجمهی کتاب وهم الإلحاد بر سر راه ایجاد کردند و با کمک شما حل شد، میگذریم.















بخش سوم: دروغگویی آشکار به مکتب شریف و انصار
در این بخش، متن صفحات 19 تا 25 نامه را میخوانیم:
همچنین این افراد که با مکتب شریف در ارتباط هستند بارها دیدیم که مسائل را به مکتب شریف واژگونه گزارش میکنند و همین طور به انصار آشکارا دروغ میگویند. به عنوان مثال چند نمونه را ذیلاً به عرض میرسانیم:
1- در بالا ذکر شد که برادر موسوی در زندان و طی پنج ماه بازجوئیهای سنگین در سلولهای انفرادی نیروهای امنیتی را قانع کرد که انصار برای نظام خطر نیستند و قرار شد انصار علیه نظام حرف نزنند و آنها هم انصار زندانی را آزاد کنند و انصار علنی فعالیت کنند اما برادر زمانی به مکتب گزارش دروغ داد که برادر موسوی خودسرانه از طرف مکتب با نظام مذاکره میکند، و به این شکل این فتح را عقیم گذاشت!
نکته: آقای دوستعلی در دروغی آشکار، علت زندانی شدن انصار را صرفا اختلاف عقیدتی بیان کرده بود اما حسین موسوی به مطلب دیگری اعتراف میکند!!!
۲- در سال ۲۰۱۳ برادر موسوی و برادر کهندل از طرف شیخ علاء سالم مأمور شدند که دفتری را برای توسعهی دعوت در شهر قم تأسیس کنند و برای آن مجوز بگیرند. برادر کهندل اظهار داشت که من برای یک مؤسسهی انتشاراتی مجوز دارم و میتوانیم از همان مجوز برای تأسیس دفتر استفاده کنیم و شیخ علاء آن را تأیید کرد و به دنبال آن برادران موسوی و کهندل دفتری را در شهر قم تأسیس کردند ولی برادر زمانی به عنوان ممثل مکتب در تهران در میان انصار علیه آنها حرف زد و چنین القا کرد که آنان بدون اذن اقدام به تأسیس مکتب نمودهاند.
3- در سال ۲۰۱۳ با دستور شما توسط شیخ علاء سالم برادران موسوی کهندل نامهای به سید علی خامنهای نوشتند و ضمن اعلام دعوت از ایشان خواستند که یک پادگان آموزشی در اختیار انصار قرار دهند. آنان حتی متن نامه را توسط شیخ علاء سالم به تأیید شما رساندند و سپس نامه را نمودند. اما برادران ممثل از جمله برادر زمانی در میان انصار چنین القا کردند که آنان سر خود این نامه را نوشته و ارسال کردهاند و کلا سعی در تخریب شدید آنها و کنار گذاشتن آنها از دعوت مبارک دارد، به طوری که بارها به انصار هشدار دادند که از موسوی و کهندل فاصله بگیرید چون به زودی مکتب شریف حکم ارتداد آنها را صادر خواهد کرد و به انصار سوئد گفتند: موسوی شیطان است و از او کناره گیری کنید.
نکته: نامه کهندل و موسوی توسط آقای راشد یزدی به دست رهبری رسید و آقا فرمودند: این فرد احمد الحسن نیست، بلکه او «احمق الحسن» است.
4- در سال ۲۰۱۴ برادر کهندل به امر برادر محمد زمانی برای تبلیغ به شهر شیراز رفت و هیچ محدودیتی برای ایشان در تبلیغ مشخص نشده بود. ایشان در شهر شیراز به حوزهی علمیه رفت و در حوزه تبلیغ نمود و فردای آن روز توسط حکومت ایران دستگیر شد. اما متاسفانه برادر زمانی در میان انصار چنین القا نمود که برادر کهندل از حضور در حوزهی علمیهی شیراز منع شده بود و او با این کار تخلف و خودسری کرده و حقش این است که زندانی شود.
5- برادران انصار تهران دفعات مختلف از برادر محمد زمانی مطالبی شنیدند که به مرور زمان برای آنان مسجل شد که ایشان دروغ گفتهاند!!! آن هم در امور مهم!!!
6- در هنگامی که برادر موسوی دستگیر و زندانی شدند، طبعا ارتباط ایشان با شیخ علاء السالم که به ایشان مأموریت داده بودند قطع شد.
برادر موسوی پس از آزادی مشاهده کرد که شیخ علاء السالم از ایران رفته است. پس نزد برادر محمد زمانی رفت و از ایشان خواست که ارتباطش را با شیخ علاء یا یکی از اعضای مکتب برقرار کند اما ایشان گفت که من ارتباطی با شیخ علاء یا مکتب ندارم و حاضر به کمک و برقراری ارتباط نشد!!!
مدتی گذشت تا برادر موسوی مشکل ممنوعالخروجی خود را رفع کند. ایشان به مکتب رفت و با شیخ علاء السالم ملاقات کرد.
شیخ علاء گفته بود ما به دنبال شما میگشتیم تا بگوییم سید ع از آزادی شما خیلی خوشحال شده است ولی شما را پیدا نمیکردیم!!! (طبعاً شیخ علاء السالم از برادر زمانی سراغ برادر موسوی را میگرفته).
شیخ علاء السالم گفتند حتی شیخ حازم را برای پیدا کردن شما به ایران فرستادم و او با برادر زمانی به دنبال شما گشتند و شما را پیدا نکردند!!! در حالی که برادر موسوی با برادر زمانی در ارتباط دائم بودند!!!
در این جا انصار تهران شهادت میدهند که شیخ حازم را در آن زمان میدیدند که همراه برادر زمانی به مجموعههای انصار مراجعه میکند و صحبت میکند ولی انصار نمیدانستند که ایشان به دنبال پیدا کردن برادر موسوی بوده و اگر شیخ حازم این را به آنها گفته بود بسیاری از آنها با آقای موسوی در ارتباط بودند و خود آقای زمانی هم با آقای موسوی در ارتباط بود ولی به شیخ حازم نمیگفت.
7- برادر محمد زمانی و بعضی دیگر از دوستانش از مسئولین به انصار میگفتند که برادر موسوی و برادر کهندل منافق هستند و مکتب شریف به زودی اطلاعیه صادر کرده و ارتداد آنها را اعلام خواهد کرد و لذا از انصار میخواستند که از آنها دوری کرده و با آنها ارتباط نداشته باشند. به مکتب هم به دروغ گزارش میدادند که موسوی به جای یمانی، خراسانی را تبلیغ میکند!
نکته: برخی از مبلغین احمد بصری به جهت فریب مردم، از رهبری با عنوان خراسانی یاد میکنند.
اما وقتی برادران موسوی و کهندل به مکتب شریف رفتند با استقبال گرم مکتب شیوخ روبرو شدند و وقتی انتقادات و اشکالات موجود در رابطه با مسئولان را مطرح کردند شیوخ محترم مکتب فرمودند انتقادات شما صحیح و وارد است!
8- اگر فقط موارد بالا بود و این کارشکنیها بر سر راه دعوت ادامه پیدا میکرد اصلاً مصدع اوقات شما نمیشدیم اما مشکل این است که سنگاندازیهای این برادران در راه دعوت همچنان ادامه پیدا کرده است. حدود دو ماه قبل در یک گروه بیطرف از انصار امام مهدی ع دعوت شد که به مناظره با مخالفان بپردازند. برادر احمد کهندل با اجازه از خادم شهر قم عهدهدار این کار شد و از ابتدا شرط کرد که به عنوان شخصیت حقیقی و نه به نمایندگی از هیچ جایی مناظره کند. او در سه مناظره با موضوعهای مختلف طرف مقابل را مبهوت کرد. همچنین برادر پورآذر در همان گروه با همان شرط طرف مقابل را ناچار به اعتراف نمود. پس از شروع این مناظرات بعضی از ممثلان در گزارشی کذب به محضر مکتب مدعی شدند که برادر کهندل ادعا کرده که اذن مناظرهی خاص از مکتب دارد و به نمایندگی از طرف مکتب در حال مناظره است و این چنین بود که مکتب در پاسخ نوشت که برادر کهندل اذن مناظره از طرف مکتب را ندارد و هیچ احدی بدون اذن مکتب حق مناظره به نمایندگی از طرف دعوت را ندارد. اینچنین بود که انصار در این گروه ناچار به ترک مناظرات شخصی شدند. اما برادر کهندل در نامهای واقعیت را به مکتب شریف متذکر شد و مکتب شریف در پاسخ متذکر شد که مناظرات شخصی نیاز به اذن ندارد. البته در نهایت آن گروه بدون مناظره ادامه پیدا کرد و هر شب با یک بحث علمی در مورد مهدویت ادامه یافت و منجر به فتح عظیمی در فضای روشنفکری ایران گردید. برادران ممثل که با این روش زحمت خود را بینتیجه دیدند به انصار که یک پایهی مهم دعوت در آن گروه بودند سفارش کردند که از گروه فوق الذکر خارج شوند و دعوت در آن گروه را رها کنند و از آن جا که انصار خود را مقید به اطاعت از ممثلان میدیدند اغلب انصار از گروه خارج شدند. البته مباحث علمی در مورد مهدویت از طرف انصار و مخالفان در آن گروه در جریان است و این فتح بحمد الله در حال پیشروی است.
آنان همچنین به دروغ به مکتب گفته بودند که این گروه در دست مخالفان نظام میباشد در حالی که دکتر خزعلی از جناح اصلاحطلبان ایران و از روشنفکران مذهبی ایران است.
9- با گزارشهای دروغ، از مکتب حکمی گرفته و به دروغ اعلام کردند هرگونه مناظرهی شخصی هم ممنوع میباشد و دو تن از انصار را که از اساتید حوزه میباشند به نامهای سید پورآذر و شیخ اکبر دوستعلی از حضور در گروه مزبور و مناظره به شدت منع کردند و حتی برادر دوستعلی را از سخنرانی و کنفرانس نیز به شدت منع کردند و به خاطر حضور شیخ دوستعلی در همان گروه مناظره و سخنرانی وی در مورد قرائن صحت حدیث وصیت ایشان را که از سوی مکتب شریف به مدیریت حوزهی مهدویه در ایران منصوب شده بود از این سمت عزل کردند.
اما وقتی از مکتب شریف با نامه سؤال کردیم جواب دادند که هیچکس حق ندارد کسی را از مناظرهی شخصی منع کند!!
۱۰- وقتی از این مسئولان سؤال کردیم که چرا از کنفرانس و سخنرانی منع میکنید؟ گفتند اطلاعات از سخنرانی منع کرده ولی با کمال تعجب وقتی از اطلاعات پرسیدیم آنها گفتند از نظر ما منعی ندارد!!!
۱۱- داستان مأموریت یافتن برادران موسوی و کهندل از سوی مکتب شریف برای تشکیل شورا در ایران را متذکر شدیم اما اکنون فشار برادران ممثل به جایی رسیده که به مکتب شریف نامه نوشتهاند و از مکتب نص گرفتهاند که هیچ زمانی مکتب به برادران کهندل و موسوی دستور راه اندازی شورا نداده است و حال آن که انصار میدیدند که شیخ حبیب سعیدی (حفظه الله) به عنوان نمایندهی مکتب در آن شورا حضور دارد و اکنون در نامهی مکتب آمده است که ایشان اصلاً مأمور به راهاندازی شورا نبودهاند.
سید و سرور ما آیا این افراد با این همه دروغگویی صلاحیت دارند که مسئولیتی در دعوت پاک و مقدس قائم آل محمد (ص) به عهده گرفته و انصار را طرد و خسته کرده و مانع پیشرفت دعوت مبارک در سرزمین موعود یعنی ایران شوند؟







بخش چهارم: دشمنی شخصی با انصار
در این بخش، متن صفحات 25 تا 26 نامه را میخوانیم:
بعضی برادران ممثل آتش عداوت را در میان انصار روشن میکنند. به عنوان نمونه این موارد ذکر میشود:
۱- در هنگامی که برادر کهندل در مدت دو سال و اندی در زندان بود، خانوادهی وی در عسرت بودند. شیخ علاء السالم مبلغ کمی به اندازهی ۵۰۰ هزار تومان را تعیین کرده بود که توسط خادم شهر قم به دست خانوادهی ایشان برساند اما نه تنها این مبلغ به خانوادهی ایشان نرسید بلکه برادر زمانی بعضی انصار دیگر را که میخواستند به خانوادهی ایشان کمک کنند، از کمک باز داشت و حتی یکی از انصار سوئد که سه ماه به خانوادهی ایشان کمک کرد توسط برادر محمد زمانی از ادامهی کمک به خانوادهی برادر کهندل منع شد و همینطور وقتی که برادر موسوی در زندان بود شرکتش در سوئد ورشکست شد و خانوادهاش نتوانستند هزینهی خانه را بپردازند و از خانه اخراج شدند و در به در و آواره شدند و در خانهی دوستان و آشنایان ماندند اما هیچ کمکی از طرف سید رضا حسینی، ممثل سوئد که با برادر محمد زمانی در ارتباط بود دریافت نکردند بلکه برخوردهای ناشایستی نیز از طرف ایشان با خانواده برادر موسوی شد.
2- قبلا گفتیم که ممثلان بارها به انصار هشدار دادند که از موسوی و کهندل فاصله بگیرید چون به زودی مکتب شریف حکم ارتداد آنها را صادر خواهد کرد و به انصار سوئد گفتند موسوی شیطان است و از او کنارهگیری کنید.
نکته: نظر نمایندگان رسمی فرقه درمورد آقایان موسوی و کهندل.


بخش پنجم: سعی و کوشش بینتیجه برای حل مشکلات با ممثلین
در این بخش، متن صفحه 26 نامه را میخوانیم:
سید و سرور ما در این سالها تلاش فراوان کردیم تا بلکه بتوانیم با این برادران صحبت کرده و مشکلات را حل کنیم اما این برادران اساساً مثل یک سلطان رفتار کرده و حاضر با نشستن و صحبت کردن با انصار نیستند! مثلاً دو سال تمام برادر موسوی از برادر عیسی مزرعاوی میخواست و حتی التماس میکرد تا با برادر محمد زمانی بیایند بنشینند مشکلات را حل کنند. اما مرتب وعده میداد این هفته و هفته آینده اما هیچ وقت نیامد!
برای حل مشکلات و بهتر کردن کارها پیشنهادهای زیادی به برادر محمد زمانی دادیم اما نپذیرفت و نهایتاً چارهای نماند جز شکایت بردن به مکتب شریف.

بخش ششم: مراجعات مکرر به مکتب شریف برای حل مشکل
در این بخش، متن صفحات 26 تا 31 نامه را میخوانیم:
1 – نامه نگاری با مکتب شریف
بعد از تلاشهای بینتیجه برای حل مشکل از طریق برادر عیسی مزرعاوی و برادر محمد زمانی، برادر موسوی شروع کرد به نوشتن مشکلات مذکور به مکتب شریف، و طی چندین نامه در طول دو سال این مشکلات را برای مکتب شریف نوشت و توضیح داد اما متأسفانه از طرف مکتب شریف هیچ عکسالعملی دیده نشد و حتی یک جواب هم به نامههایش داده نشد!
نکته: بیاعتنایی مکتب به اعتراضات موسوی و کهندل.
برادر موسوی در آخرین نامهاش نوشت که شاید در اثر گزارشهای منفی زیاد به نامههای بنده جواب داده نمیشود اجازه دهید بیایم حضوری بنده را محاکمه کنید و حرفهایم را بشنوید بعد قضاوت کنید، اما باز هم جوابی دریافت نکرد تا اینکه یک سال بعد شیخ عباس فتحیه در یک سخنرانی بر علیه برادر موسوی گفت که سید واثق حفظه الله به او گفته که دستور داده نامههای برادر موسوی را نخوانده پاک کنند!
2- طرح مشکلات در گروه شبه محکمه القسم الاجتماعی با حضور شیوخ مکتب شریف
بعد از این که برادر موسوی جوابی از مکتب شریف دریافت نکرد حدود یک سال سکوت کرد و در خانه نشست اما در ادامه با ملاحظهی اینکه امکان گسترش دعوت در ایران موجود میباشد و مولایمان از قله الناصر شکایت میکند با مشورت و همفکری با دیگر برادران از جمله برادر علی ذوالفقاری و برادر مهندس احمد کهندل تصمیم گرفتند مشکلات را با دیگر انصار در میان بگذارند تا به کمک آنها مشکلات را به مکتب شریف رسانده و راه حل پیدا کنند. پس از طرح مشکلات با انصار در فضای مجازی مکتب شریف عکسالعمل نشان داده و در گروهی به اسم القسم الاجتماعی برادران مسئول و برادر موسوی و برادر کهندل را جمع کردند تا به مشکلات طرح شده رسیدگی کنند. در این گروه شیخ حبیب السعیدی و شیخ صادق المحمدی و یکی دیگر از شیوخ مکتب شریف حضور داشتند و هفده نفر از مسئولان از جمله برادر محمد زمانی حضور داشتند که حدود دو ماه طول کشید. در این گروه بیست و یک اتهام نسبتاً سنگین از جمله اتهامات طرح شده در این نامه متوجه ممثلین شد ولی مسئولان علیرغم دستور مکرر شیوخ هیچ جوابی نداشتند که بدهند و سکوت کردند و نهایتاً اعلام کردیم که اگر به این اتهامات پاسخ ندهید به معنی صحت اتهامات و اثبات عدم کفایت و عدم صلاحیت شما خواهد بود ولی باز جوابی جز سکوت نداشتند و به این شکل اتهامات ثابت شد.
3- حضور در مکتب شریف و بررسی حضوری مشکلات
سید و مولای ما بعد از این محکمه در فضای مجازی مکتب شریف از برادران موسوی و کهندل دعوت کرد تا به نجف اشرف مسافرت کرده و راه حلی برای مشکلات پیدا کنند، این برادران در مکتب شریف در چند جلسهی رسمی مکتب شریف با حضور سید حمامی حفظه الله شیخ ناظم العقیلی حفظه الله و شیخ حبیب السعیدی حفظه الله مشکلات را به صورت حضوری مطرح کردند و مکتب شریف حق را به این برادران داد و از آنها پیشنهاد برای راه حل این مشکلات خواست. این برادران پیشنهاد کردند کسی برکنار نشود بلکه شورایی تحت نظر مکتب شریف ایجاد شود و همهی انصار فعال در آن حضور پیدا کنند و با خرد جمعی باهم و برادرانه کارها را پیش ببرند، اما شیخ حبیب حفظه الله با تشکیل شورا مخالفت کرد و فرمود برگردیدید بروید از ممثلین اطاعت کنید! و وقتی از ایشان پرسیده شد آیا حرفهای ما را در شورا که به عربی هم ترجمه میشد نشنیدید؟ ایشان که به عنوان حکم از طرف مکتب در گروه محکمه حضور داشت در کمال تعجب فرمودند نه هیچیک از حرفهای شما را گوش نکردهام!!! و وقتی پرسیده شد که آیا دیدید که به اتهامات ما که طی آن عدم کفایتشان ثابت شد علیرغم دستور شما هیچ جوابی ندادند و سکوت کردند؟ فرمودند بله هیچ جوابی نداشتند! و نهایتاً در جلسهی رسمی مکتب، تشکیل شورا تصویب شد.
4- عاقبت شورا
پس از تشکیل شورا با حضور سه تن از شیوخ مکتب و با حضور حدود ۲۰۰ نفر از انصار فعال ایران در حالی که شورا قوانین لازم را برای ساماندهی کارها بررسی و تصویب میکرد ناگهان این مسئولان در حرکتی کودتاگونه همه را از گروه اخراج کرده و شورا را تعطیل کردند و برادر موسوی برای پیگیری و حل مشکل به مکتب رفته و با شیوخ صحبت کرد و شیوخ قول دادند مشکل را حل کنند و اعضای شورا را برگردانند به گروه و برادر موسوی برگشت به ایران اما هیچ اتفاقی نیافتاد و تاکنون همین برادران یعنی برادر محمد زمانی و دوستانش که عدم صلاحیت و عدم کفایتشان در محکمه ثابت شد، همچنان مقامشان را حفظ کردهاند و وضع دعوت شریف به این حالت اسفبار رسیده است.
5- برگزاری انتخابات در ایران
سید و مولای ما وقتی در صفحهی مبارکتان در فیس بوک به انصار ایران بشارت دادید که ممثلین را در شهرهای ایران خود شما مستقیماً انتخاب خواهید کرد و حتی الامکان ممثل هر شهر از همان شهر خواهد بود و دستور دادید که انتخابات برگزار شود موجی از شادی عموم انصار را در بر گرفت.
بعد از چند ماه انتخاباتی در ایران برگزار شد اما به نحوی زمینه را فراهم کردند که هیچ کس جز همان افراد قبلی انتخاب نشوند و از این جهت تعداد رأی دهندگان در آن انتخابات نسبت به کل انصار رقم پایینی بود. مثلاً اصلاً به عموم انصار اعلام نکردند که هر کس میخواهد کاندید شود. مثلاً در تهران کاندیداها برادر زمانی بود که اصلاً اهل تهران نبود و دو کاندیدای دیگر برادر خسرو و برادر امیر در واقع دست راست و چپ او بودند و برادر خسرو خودش اعلام کرد که من به برادر زمانی رأی خواهم داد. در روز آخر برادر یحیی را هم به عنوان کاندیدا اعلام کردند و هر کس دیگر از برادران که در ادامه اعلام کرد من هم میخواهم کاندید شوم ممانعت کردند، به این ترتیب صحنه را طوری چیدند که فقط خودشان انتخاب شوند و همین طور هم شد و خودشان با تعداد آرای ناچیزی نسبت به کل انصار انتخاب شدند. به این ترتیب در تهران برادر زمانی انتخاب شد که اصلاً اهل تهران نیست و با این برنامهریزی مانع تحقق وعدهی شما به انصار ایران شدند.
برادر موسوی و کهندل برای حل مشکل به مکتب شریف مراجعه کردند. شیخ ناظم العقیلی فرمودند که از تعداد کم شرکتکنندگان فهمیدیم انتخابات درست برگزار نشده است. از ایشان پرسیدیم که آیا این تخلف مهم را برای سید (ع) گزارش کردید؟ ایشان فرمودند: لا والله خجلنا!!! و ما خیلی تعجب کردیم چرا که گویا کشتی سوراخ شده و از مسئول مربوطه میپرسیم که آیا این عیب خطرناک را به کاپیتان کشتی گزارش کردی؟ و او می میگوید نه خجالت کشیدم! و تا امروز بعد از گذشت چهار سال انتخابات سالم برگزار نشده است و انصار منتظر ماندهاند.
6- اوضاع شهر شادگان
برادر علی ذوالفقاری مجدداً به مکتب رفتند و همه این مشکلات را مطرح کردند و مکتب شریف ایشان را به عنوان خادم و ممثل شهرشان تعیین کرد و ایشان در شادگان مشکلات را حل کرد و انصار در حسینیه علنی جمع کرد که شما هم مولای ما یک بار فیلم تجمع آنها را در صفحهی مبارکتان پخش کردید، اما همان مسئولان به قدری برادر ذوالفقاری را اذیت کردند که مجبورش کردند استعفا دهد و وضع به شکل اسفبار قبلی برگردد.






بخش هفتم: درخواست ما از سید و سرور و مولایمان
در این بخش، متن صفحات 31 تا 36 نامه را میخوانیم:
سید و سرور و مولای ما، بعد از این که در این هشت سال مشکلات از طریق مراجعه به مسئولان و ممثلان حل نشد ما به مکتب شریف مراجعه کردیم و با نامهها و مراجعات متعدد حضوری مشکلات را مطرح کردیم اما بعد از هشت سال مشکلات هر سال بدتر و بیشتر شده است و همچنان امور دعوت مبارک در ایران در دستان ناتوان و بیکفایت برادر محمد زمانی قرار دارد که راه را برای هر اصلاحی بسته است.
سید و مولای ما چنانچه خود شما دستور فرمودید که اگر مشکلی از طریق مکتب شریف حل نشد، برای خود من بنویسید و یک بار هم اخیراً برادر موسوی در رؤیای صادقه شما را دیدند که امر فرمودید مشکلات را برای من بنویس، و لذا ما تصمیم گرفتیم مصدع اوقات شما شده و این نامه و این مشکلات را برای شما بنویسیم.
ای سید و مولای ما، ما از این که بعد از بیش از بیست سال تمکین شما حاصل نشده دلمان خون است و همه به شدت ناراحت و محزون هستیم و فکر میکنیم که باید عجله کنیم و هر چه زودتر راهی برای حل این مشکلات پیدا کنیم.
سید و مولای ما، ما به این نتیجه رسیدهایم که مکتب شریف امور ایران را به دست سید واثق و شیخ حبیب حفظهما الله سپرده است و این بزرگواران در گروه شورا به حق و رسماً اعلام کردند که ما از کشور شما چیزی نمیدانیم شما خودتان باید امور را حل و فصل کنید و طبعاً بعد از بستن شورا، سید واثق حفظه الله که سالیان دراز است با برادر محمد زمانی آشنا هستند و برادر زمانی مورد اعتماد ایشان است، امور دعوت در ایران را به دست برادر زمانی سپردهاند. از نظر ما برادر زمانی فاقد هرگونه قدرت مدیریت میباشد و در حالت عادی برای زمینگیر کردن دعوت کافی است که مدیریت دعوت در ایران در دستان چنین شخصی قرار گیرد. باید اضافه کنیم که علاوه بر ناتوانی و عدم تخصص ایشان دغدغهی دیگری نیز فکر ما را مشغول کرده است و آن این که دستگاههای امنیتی با وجود این که کاملاً خبر دارند مسئولیت اصلی دعوت در ایران در دست ایشان است، ایشان را فقط دو بار دستگیر کرده و هر بار فقط دو ماه زندان بودند!!!
این در حالی است که برادرانمان موسوی و کهندل و ذوالفقاری و دیگر برادران در حالی که هیچ مسئولیت رسمی نداشتند بارها دستگیر و سالها زندانی شدهاند!!! و باید اضافه کرد که دستگاههای اطلاعاتی از انصار میخواهند که بعد از آزادی با آنها در ارتباط و هماهنگ باشند و مکتب مبارک هم با این هماهنگی مخالفتی ندارد.
حال دغدغهی فکری ما این است که برادر محمد زمانی با تایید مکتب شریف با مسئولان امنیتی در هماهنگی باشد و در صورت مخالفت آنها با طرحی آن را اجرا نکند و شاید همین امر باعث رد شدن خیلی از طرحهای خوب تبلیغی از طرف ایشان باشد همان طور که بعضی از مسئولان مؤسسهی وارثین ملکوت میگویند و همین طور شاید دلیل از بین رفتن هر سالهی هزاران شماره تلفن گرفته شده در راهپیمایی اربعین از مشتاقان ایرانی و عدم تماس با آنها همین امر باشد.
سید و سرور ما اگر این احتمال صحیح باشد به این معنی خواهد بود که مدیریت دعوت در ایران در کنترل کامل نیروهای امنیتی میباشد و این دلیل این همه نابسامانی و رکود و مشکلات در امر دعوت مبارک میباشد.
سید و مولای ما اگر استمرار این وضعیت با اطلاع شما و به دلایل و مصالحی لازم میباشد که فعلاً اینچنین باشد، الامر کله إلیکم و علینا السمع و الطاعه! ما تسلیم صد در صد اوامر شما هستیم بدون کوچکترین اعتراضی و روح و جسم و جان و مال و خانمان را فدای شما میکنیم.
فنحن مولانا مطیع لکم و مفوض أمرنا کله إلیکم و مسلم فیه معکم و قلبنا لکم مؤمن و رأینا لکم تبع و نصرتنا لکم معده حتى یحیی الله تعالى دینه بکم و یردکم فی أیامه و یظهرکم لعدله و یمکنکم فی أرضه
اما ای سید و سرور ما اگر شما از این وضع دعوت مبارک در ایران ناراضی هستید، به عرض شما میرسانیم که امروز همه چیز در ایران این سرزمین موعود برای یاری شما آماده است و اگر یک مدیریت قوی و توانمند دعوت مبارک را در ایران مدیریت کند همه این مشکلات به سرعت و سهولت قابل حل میباشد.
ای سید و سرور ما مشکل اصلی امروز دعوت مبارک در ایران ضعف مدیریت و بلکه عدم وجود مدیریت کلان میباشد. و همان طور که خودتان فرمودید کار را به کاردان و پختن نان را به نانوا بسپارید، اگر مدیریت دعوت مبارک در ایران به کاردان سپرده شود مشکلات به سرعت حل شده و سر و سامان خواهد گرفت.
ای سید و مولای ما امروز در بین انصار در ایران افرادی با توانمندیهای بالا در مدیریت و دیگر کارها زیاد است اما همه آنها کنار زده شدهاند.
ای سید و مولای ما پیشنهاد ما این است که این انصار توانمند از سراسر ایران تحت اشراف و مدیریت مستقیم شما در یک گروه شورایی در فضای مجازی جمع شوند و نقش مکتب شما در ایران را داشته باشند و تحت امر و ارشادات مستقیم و مباشر شما به سرعت مشکلات عدیدهی دعوت مبارک را حل و فصل کرده و کارها را پیش ببرند.
ای سید و سالار ما یکی از مهمترین مشکلات دعوت مهدوی در ایران این است که همان ممثلانی که روال اجرای تصمیمات را بر عهده دارند، گزارش کار خود به مسئولان بالاتر و مکتب را نیز خودشان تهیه میکنند. به عبارت دیگر مجریان همان ناظران میباشند و اغلب افراد نتیجهی عملکرد خود را خوب میبینند و اشکالات موجود در کار خود را مشاهده نمیکنند. با راهاندازی شورا در واقع امر نظارت میتواند به شورا واگذار شود و شورا بر اجرای تصمیمات نظارت کند.
ای سید و سرور ما امروز در ایران همه چیز برای یاری شما همان طور که در انجیل در مکاشفات یوحنا آمده حصاد آماده است:
ثم نظرتُ وإذا سحابه بیضاء، و علی السحابه جالس شبه ابن إنسان، له علی رأسه إکلیل مِنْ ذَهَبٍ، وَفِی یَدِهِ مِنْجَل حَادٌ. وَخَرَجَ مَلَاک آخَرُ مِنَ الْهَیْکَلِ، یصرخ بصوت عظیم إلی الجالس علی السحابه: أرسل منجلک و أحصد، لانه قدْ جَاءَتِ السَّاعَهُ للحَصَادِ إذ قد یبس حصید الأرض.
آنگاه همچنان که من مینگریستم ابر سفیدی ظاهر شد و بر آن ابر کسی مانند پسر انسان نشسته بود که تاجی زرین بر سر و داسی نیز در دست داشت و فرشتهی دیگری از معبد بیرون آمد و با صدایی بلند خطاب به آن کس که روی ابر نشسته بود گفت: داس خود را بردار و درو کن زیرا موسم درو رسیده و محصول زمین کاملاً آماده است.
بله ای سید و مولای ما، امروز ما در ایران آمادهایم تا جانهای ناچیز خود را فدای شما و دعوت مبارکتان کنیم فقط دستور فرمائید تا تحت ارشادات مستقیم شما انصار ایران دور هم جمع شده و مشکلات را به سرعت حل کنند تا به زودی 12 هزار نفر انصار خالص و فداکار شما در خراسان با شعار احمد احمد جمع آیند و تحت ارشادات مستقیم شما همهی مشکلات را حل کرده و آمادهی جهاد شوند.
نسال الله ان یحفظکم و یفرج عنکم و یدفع عنکم کل شر و یشغل عنکم اعداءکم بشغل شاغل لا ینقطع ابدا.
سید حسین موسوی
احمد کهندل
علی اکبر دوستعلی
علیرضا زجاجی
علی ذوالفقاری
علیرضا صالحی






سرنوشت نامه اعتراض سید حسین موسوی
آیا این شکایت نامه به صفحه فیس بوک احمد بصری فرستاده شده است؟! برای دیدن پاسخ احمد کهندل به این سوال، تصویری که در انتها آمده را مشاهده نمایید!
اگر احمد بصری زنده باشد (که نیست) و اگر مکتب نجف دروغ نگفته باشد (که قطعا گفته) از تصویر فوق فهمیده میشود که احمد بصری برای شکایت نامه حسین موسوی تره هم خرد نکرده است!
حال پیروان این فرقه بین دو گزینه مخیر هستند:
1. حسین موسوی و همفکران او دروغگو هستند و شکایت نامهای سراسر دروغ را به مکتب ارسال کردهاند.
2. آنها راست گفتهاند و احمد بصری با عدم پاسخ به این شکایتنامه، همدستی خود را با مکتب نجف و متخلفین دیگر آشکار ساخته است.
نکتهای مهم:
پرسشگر سوال کرده است «برای صفحه فیس بوک سید هم فرستادید؟» و احمد کهندل در جواب، به پاسخ تلویحی مکتب اشاره میکند.
از پاسخ احمد کهندل فهمیده میشود که این نامه به صفحه فیس بوک احمد بصری فرستاده نشده است که این امر، جای بسی تامل دارد!
به نظر میرسد که حسین موسوی و همفکران او مدیر صفحه فیس بوک را احمد بصری نمیدانند!

جمعبندی نهایی
نامهی اعتراض سید حسین موسوی و پنج تن از همکارانش (شامل احمد کهندل، علی اکبر دوستعلی، علیرضا زجاجی، علی ذوالفقاری و علیرضا صالحی)، سندی است افشاگرانه که توسط فرقهی مدعی یمانی سانسور شده و از چشم پیروان مخفی مانده است.
اما این نامه که نتیجهی هشت سال تلاش بینتیجه برای حل مشکلات بود، صریحاً اعلام میکند که هیچ برنامه و مدیریت صحیحی برای امور دعوت در ایران وجود ندارد. نویسندگان، آقای محمد زمانی را به عنوان مسئول اصلی و مانع کلیدی در رأس کارشکنیها معرفی میکنند که مدیریت امور دعوت در ایران را در دستان ناتوان و بیکفایت خود حفظ کرده است.
مهمترین موارد اعتراض نویسندگان شامل:
1.مخالفت با گسترش دعوت: ممانعت از توسعهی دعوت در تهران (علیرغم افزایش انصار به پانصد نفر) و کارشکنی در دیگر شهرها.
2. تخریب و انحصار: تعطیلی سایت رسمی فارسی و برنامههای با کیفیت کانال المنقذ، و همچنین ایجاد فضای دیکتاتورمنش و انحصار قدرت در مؤسسهی وارثین ملکوت (که زیر نظر مکتب نجف فعالیت میکند).
3. دروغگویی و تخریب شخصیت: ممثلان، محمد زمانی در رأس آنها، آشکارا به مکتب شریف و انصار دروغ گفتهاند. آنها موسوی و کهندل را «شیطان» و «منافق» خوانده و انصار را تهدید به صدور حکم ارتداد آنها کردهاند.
4. تخلفات امنیتی و سیاسی: شکستن فتح امنیتی موسوی با انتشار سخنرانیهای تحریکآمیز (توسط شیخ عباس فتحی) و نگرانی جدی در مورد تحویل هزاران شماره تلفن مشتاقان اربعین به نیروهای امنیتی توسط محمد زمانی.
5. دشمنی با شورا: ترویج تفکر «همه چیز باید انتصابی باشد» و تعطیل کردن شورای منتخب انصار پس از تشکیل آن با اقدام کودتاگونه، علیرغم تصویب شورا در جلسهی رسمی مکتب.
واکنش مکتب نجف و نتیجهی نهایی:
اگرچه شیوخ مکتب شریف در جلسات محکمه مجازی و حضوری، حق را به معترضان دادند و تأیید کردند که انتقادات «صحیح و وارد» است، اما عملاً هیچ اقدام مؤثری برای حل مشکلات صورت نگرفت. نامههای موسوی به مکتب بیاعتنا ماند و حتی سید واثق دستور داد نامههای او را نخوانده پاک کنند. شیخ ناظم العقیلی نیز تخلفات بزرگ انتخاباتی را گزارش نداد.
نویسندگان این نامه صریحاً ابراز نگرانی کردند که ناتوانی محمد زمانی و هماهنگی او با دستگاههای امنیتی ایران، ممکن است به این معنی باشد که مدیریت دعوت در ایران در کنترل کامل نیروهای امنیتی قرار دارد و این عامل رکود و نابسامانیها است.
درخواست نهایی و سرنوشت نامه:
درخواست نهایی نویسندگان این بود که به دلیل ضعف مدیریت کلان، امور دعوت از دست ممثلان خارج شده و تحت اشراف و مدیریت مستقیم احمد الحسن و از طریق یک شورای توانمند از انصار مدیریت شود تا مشکلات حل و فصل شود.
با توجه به عدم پاسخگویی احمد بصری (احتمالاً به دلیل نرسیدن نامه به صفحهی فیسبوک او، یا همدستی با مکتب نجف)، این شکوائیهی تاریخی به سرنوشت نامهی قبلی که توسط برادر زمانی عقیم ماند، دچار شد و وضع دعوت به حالت اسفبار قبلی بازگشت. این امر نشان میدهد که رهبری فرقهی مدعی یمانی یا از وضعیت بیخبر است، یا با عدم پاسخگویی به این شکایتنامه، همدستی خود را با ممثلین و متخلفین آشکار ساخته است.
پرسشهای متدوال (FAQ)
مکتب نجف و رهبری فرقه یمانی چگونه با اعتراضات داخلی انصار فعال در ایران برخورد کرد؟
مکتب نجف در نهایت هیچ اعتنایی به شکایات مکرر آقایان موسوی و کهندل نکرد و این امر نشاندهنده مطرود بودن موسوی و دوستان وی نزد رهبری فرقه است. این بیاعتنایی تا جایی پیش رفت که آقای موسوی پس از ماهها تلاش برای نامهنگاری و حل مشکلات، متوجه شد که سید واثق دستور داده است نامههای او را نخوانده پاک کنند! این موضوع نشان میدهد که انتقاد داخلی جایی در ساختار رهبری فرقه یمانی ندارد. در نتیجه، این نامه اعتراضآمیز نیز هیچگاه در کانالهای فرقه منتشر نشد و سانسور گردید، و عدم پاسخدهی احمد بصری به این شکایتنامه، این احتمال را تقویت میکند که او همدستی خود را با مکتب نجف و متخلفین دیگر آشکار ساخته است.
ادعای نویسندگان نامه مبنی بر عدم خصومت فرقه یمانی با جمهوری اسلامی تا چه حد صحیح است؟
حسین موسوی در بازجوییها تلاش کرده بود نیروهای امنیتی را متقاعد کند که دعوتشان، دشمن جمهوری اسلامی نبوده و به دنبال سرنگونی نظام در ایران نیست. اما منابع انتقادی نشان میدهد که این ادعا سخنی گزاف بیش نیست. زیرا مؤسسه وارثین ملکوت که تحت اشراف مکتب نجف فعالیت میکند، با پخش سخنرانیهای تحریکآمیز (مانند سخنرانیهای شیخ عباس فتحی)، عملاً بر ضد نظام اقدام میکرده است. در این سخنرانیها، رهبر ایران با کلماتی مانند «ولی امر مسلمین جهان یزید» خطاب میشد.
جمعآوری شماره تلفنها در راهپیمایی اربعین چه ابهاماتی را در مورد نفوذ امنیتی در فرقه یمانی ایجاد میکند؟
فرقه منحرف یمانی در مسیر زائرین اربعین به تبلیغ مشغول میشوند. طی این فعالیتها، در پنج سال بیش هزاران شماره تلفن از مشتاقان جمعآوری شد. اما پس از پیگیریها، مشخص شد که این شمارهها به سرانجام نرسیده و مفقود شدهاند. خبرها حاکی از آن است که آقای زمانی، همه شماره تلفنها را به نیروهای امنیتی تحویل داده است. این امر یک دغدغه فکری جدی برای نویسندگان نامه ایجاد کرده است، به این معنی که مدیریت دعوت در ایران شاید در کنترل کامل نیروهای امنیتی باشد.
ساختار مدیریتی فرقه یمانی در ایران چگونه منتقدان داخلی را حذف میکرد؟
مدیریت موجود در ایران با «کار جمعی و مشورت» مخالف بود و این فکر را منتشر میکرد که «از صدر تا ذیل همه چیز باید انتصابی باشد». در این سیستم، شوراها صرفاً برای مشغول کردن افراد ضعیف ایجاد شده بودند و هیچ قدرت مؤثری نداشتند. هر کس به این طرز تفکر اعتراض میکرد، طرد میشد. ممثلان خودشان را با رهبر فرقه مقایسه میکردند و منتقدان از خود را «معترضان به حاکمیت الله» میدانستند. این تفکر منجر به این شد که عملاً محمد زمانی تبدیل به سلطان شد. همچنین، حتی در انتخابات برگزار شده برای انتخاب ممثلین، شیوخ مکتب (شیخ ناظم العقیلی) اعتراف کردند که انتخابات درست برگزار نشده است اما از گزارش این تخلف مهم به احمد بصری «خجالت کشیدند»!
چه انتقاداتی متوجه نویسندگان این نامه شد؟
نویسندگان نامه خود مورد حملات شدید ممثلان رسمی فرقه قرار گرفتند؛ از جمله اینکه ممثلان به انصار هشدار دادند که از موسوی و کهندل دوری کنند زیرا «مکتب شریف به زودی حکم ارتداد آنها را صادر خواهد کرد» و موسوی را «شیطان» خواندند. علاوه بر این، در داخل نامه شاهد تناقضات و ابهاماتی در روایت نویسندگان هستیم: برای مثال، علیاکبر دوستعلی (یکی از امضاکنندگان) در دروغی آشکار، علت زندانی شدن انصار را صرفاً اختلاف عقیدتی بیان کرده بود، در حالی که حسین موسوی به مطلب دیگری اعتراف میکند. جالب توجه است که یکی از امضاکنندگان اصلی نامه، آقای پورآذر، در سال ۱۴۰۰ هـ.ش مستبصر گشته و از این فرقه اعلام برائت نمود.






