مناظره استاد شهبازیان با احمد کهندل از فرقه همبوشی

مدت زمان مناظره: 110 دقیقه
متن مناظره استاد شهبازیان با احمد کهندل
فهرست محتوا
مقدمه
مناظره استاد شهبازیان با احمد کهندل، محور بحث خود را بر سر صحت ادعاهای احمد الحسن بصری، مدعی یمانی و مهدویت، متمرکز کرده است.
استاد شهبازیان بهعنوان منتقد، معتقد است که احمد الحسن نه علم دارد و نه عصمت، و سه محور اصلی در گفتگوی خود دارد که عبارتند از:
1. انتساب دروغین روایت «ملک فهد» به رسول خدا توسط احمد بصری.
2. حذف عبارت «ابن ملیح» از حدیث «و من البصره احمد بن ملیح».
3. تقطیع روایت «اولهم من البصره» و انتساب دروغین حدیث به احمد الحسن.
در مقابل، احمد کهندل، نماینده انصار، این مسائل را بحثهای فرعی و حاشیهای میداند و اصرار دارد که شهبازیان باید به اصول و معیارهای اصلی شناخت یمانی، که مهمترین آنها حدیث وصیت پیامبر اکرم است، بپردازد. کهندل استدلال میکند که این وصیت، احمد را بهصراحت بهعنوان اولین مهدی پس از ائمه علیهم السلام معرفی میکند.
در ادامه، متن مقاله را میخوانیم:
بخش اول
استاد شهبازیان: چگونه احمد الحسن ادعای علم و عصمت دارد درحالی که جعلی بودن روایت «ملک فهد» را تشخیص نمیدهد؟
این مناظره به منظور بررسی ادعاهای احمد الحسن بصری و سخنان مطرحشده از سوی ایشان ترتیب داده شده است.
احمد البصری در کتب خویش، از جمله در کتاب «وصی و رسول الامام المهدی فی التوراه والانجیل والقرآن» صفحه 25، و کتاب «نصیحه الی طلبه الحوزات العلمیه»، به این نکته تصریح کرده است که: «و اعتذر عن نقل الاحادیث للاختصار و لمزید من المعلومات راجعی الکتب الصادره عن الانصار الامام المهدی». به این معنا که احمد الحسن، نقل تمام احادیث را حذف نموده و برای کسب اطلاعات بیشتر، به کتب منتشرشده توسط انصار امام مهدی ارجاع داده است. مثلا کتاب «یمانی موعود حجت الله»، «طالع المشرق» و…
وی همچنین تأکید کرده که کتب انصار، بیانگر حرف خود او هستند و آنچه گفته شده، صددرصد درست و غیرقابل رد است. همچنین این نکته مسلم است که احمد البصری مدعی علم و عصمت است.
حال، اولین پرسش این است که اگر احمد البصری مدعی علم و عصمت است، چگونه میتواند روایتی را که اساساً از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل نشده است، به دروغ به ایشان نسبت دهد؟ شما در کتاب منتشره توسط انصار با عنوان «ادله جامعه یمانی» صفحه ۱۱، به روایتی در مورد ملک فهد استناد کرده و ادعا نمودهاید که این حدیث از رسول خدا صلی الله علیه و آله و در «مسند احمد بن حنبل» آمده است.
روایت ملک فهد چیست و پیروان یمانی چگونه از آن استفاده میکنند؟ برای کسب اطلاعات بیشتر به بخش «آیا روایت مرگ پادشاه عربستان، بشارت ظهور احمد الحسن بصری است؟» در وبسایت یمانی پژوهی مراجعه نمایید.
بنابراین احمد اسماعیل بصری کمترین اطلاعات حدیثی را نیز ندارد، چگونه ادعای علم و عصمت دارد؟!
احمد کهندل: قبل از بحثهای فرعی (مصداق یمانی و ادله ایشان) اول جایگاه یمانی را مشخص نمایید.
در خصوص شیوه ورود آقای شهبازیان، ذکر دو نکته لازم است:
۱. سایت رسمی انصار امام مهدی علیه السلام، سایت المهدیون دات او آر جی است و استناد به سایتهای دیگر و سایت فارسی که صرفاً مطالب ترجمهشده را منتشر میکنند، اشتباه است.
۲. قرآن کریم میفرماید: «… لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَٰکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَىٰ وَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا …» (بقره، 189). قرآن میفرماید نیکوکاری این نیست که از پشت وارد خانه شوید، تقوا به خرج بدهید و از درب وارد خانه شوید. اگر شیوه ورود به بحث صحیح نباشد، به نتیجه مشترکی نخواهیم رسید.
اما اصل بحث:
پیش از پرداختن به مصداق مدعی و ادله ایشان، باید مقدمه اصلی بحث روشن شود:
آیا یمانی امامی از اهل بیت یا وصی پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله است یا خیر؟ آیا قبول دارید که یمانی، صرف نظر از مصداق، اولین ایمانآورنده و اولین مقربین به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف -طبق وصیت سول خدا- است؟ آیا میپذیرید که یمانی (صرف نظر از مصداق)، وصی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و نامش حتماً احمد است؟
بحث در مورد سند یک روایتِ علامت ظهور، موضوعی فرعی است. بنابراین اول باید جایگاه یمانی را مشخص کنید.
بخش دوم
استاد شهبازیان: تاکید بر سوال اول؛ چرا به روایتی استناد میکنید که حقیقت ندارد؟
حضرتعالی در نخستین برخوردها با افراد، و همچنین در فیلمهای تبلیغاتی انصار که در سایتهای عربی و دیگر صفحات بارگذاری شده، این روایت را به عنوان نشانهای از «مسند احمد بن حنبل» ذکر کردهاید.
اینکه شما ادعای عدم استناد به سایتهای فارسی را مطرح میکنید، عجیب است. آیا الان که رسوایی شما مشخص شده، همه سایتهای خود را انکار میکنید؟ در حالی که خود شما گفتهاید به این سایتها مثل یمانی دات کام مراجعه کنیم. یا میخواهید از بحث فرار کنید؟
ضمن اینکه، من به سایت خاصی اشاره نکردم و به سایت فارسی استناد نکردم؛ بلکه نام کتاب «ادله جامع دعوت یمانی آل محمد» از انتشارات انصار امام مهدی را ذکر کردم. در اینجا، نشانههای ظهور را برشماردید.
اما بازگشت به بحث اصلی:
مسئله این است که شما به رسول خدا صلی الله علیه و آله کذب بستهاید. شما حتی آنقدر اطلاعات ندارید که بدانید این روایت در «مسند احمد بن حنبل» نیست. وقتی شما در این حد اطلاعات ندارید و به رسول خدا کذب میبندید، چگونه میتوان به بقیه حرفهای شما استناد کرد؟!
ما در جلسات آتی به بحث ادله یمانی، مصادیق یمانی و حدیث وصیت خواهیم رسید؛ اما سؤال اول بنده همچنان بیپاسخ مانده است. چرا به روایتی استناد کردید که حقیقت ندارد؟ بنده از شما میخواهم از کتب منتشرشده توسط خودتان دفاع کنید. لطفاً منشورات خود را انکار نکنید. شما سوگند یاد کردید که این روایت در «مسند احمد بن حنبل» وجود دارد؛ پاسخ دهید.
احمد کهندل: تاکید بر جواب اول؛ بجای پرسش از سند یک حدیث، باید ابتدا جایگاه یمانی و راههای شناخت او مشخص شود.
جناب عالی ظاهراً سخن بنده را متوجه نشدهاید. علامات ظهور و ادله مربوط به علامات ظهور یک بحث است؛ اسناد مربوط به علامات ظهور بحث دیگریست.
بحث ما الان جایگاه یمانی است؛ اگر به شخصیت ممتاز یمانی واقف نباشید (اسم یمانی، محل ولادت و ظهور و خروج یمانی)، چگونه میتوانید در مورد مصداق ایشان صحبت کنید؟
به عبارتی، چگونه درمورد صغرای بحث (مصداق یمانی) با ما صحبت میکنید در حالی که هنوز به کبرای بحث (شناخت جایگاه یمانی، فارغ از مصداق) معتقد نشدهاید!
راه شناخت یمانی، این نیست که به دنبال صحت سند حدیثی باشیم که در کتابی آمده که سی سال پیش از یمانی چاپ شده و انصار به آن استناد کردهاند. اینکه نویسنده کتاب مذکور، روایت را در «مسند احمد بن حنبل» دیده یا خیر، به عهده نویسنده آن کتاب است و ما نمیدانیم واقعاً در «مسند احمد» ذکر شده یا نشده است.
هدف این است که مخاطبینِ ما، به ملاک و معیاری صحیح برای شناخت یمانی حقیقی دست یابند. ورود به حواشی، پیش از بحث در مورد شناخت یمانی و علائم ظهور، صحیح نیست.
تقاضا میکنم وارد اصل موضوع شویم و بفرمایید یمانی که شما میشناسید، چگونه باید شناخته شود؟ معیار و ملاکی که اهل بیت درمورد شناخت یمانی فرمودند، چیست؟
همچنین، کتابهای رسمی دعوت، کتابهای فارسی نیست بلکه کتابهای عربی است. لذا درمورد کتابی که به آن استناد جستهاید، بفرمایید که آیا عربی بوده است؟ کدام کتاب و کدام صفحه بوده است؟
بخش سوم
استاد شهبازیان: طرح سؤال دوم؛ توضیح فرقه یمانی درمورد تقطیع روایت «من البصره احمد بن ملیح» چیست؟
الف) جواب سوال قبل را ندادهاید!
با مراجعه به سایتهای خودتان، میبینیم که سایتهای فارسیزبان و عربیزبان، توسط انتشارات انصار تأیید شده است. از آنجا که شما سایت رسمی المهدیون دات او آر جی را تأیید کردید، در همین سایت به بخش «علامات الظهور المتحققه» مراجعه کنید و بحث مربوط به همین روایتِ کتابِ مأتان و خمسون را ملاحظه نمایید.
اگر شما نمیخواهید از این استناد دفاع کنید، پس چرا آن را در فیلمهای تبلیغاتی و منشورات خود مطرح کردهاید؟!
پس تا اینجا روشن شد که شما نسبت به چیزی که در فیلمها و کتابها و سایت رسمیتان منتشر شده است، نمیتوانید دفاعی بکنید!
مشکل اصلی من این است که شما دروغی را به رسول خدا صلی الله علیه و آله نسبت داده و گفتهاید «عن النبی»! رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودهاند: «مَنْ کَذَبَ عَلَیَّ مُتَعَمِّداً فَلْیَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ اَلنَّارِ». هر کس عمدا بر من دروغ بندد، باید نشیمنگاهش را از آتش قرار دهد. (کمال الدین و تمام النعمه، ج1، ص60 / ترجمه پهلوان)
یمانی کسی است که نباید دروغگو و بیسواد باشد. ناتوانی احمد البصری در تشخیص روایت اصیل از غیر اصیل، اثبات میکند که ایشان یمانی نخواهد بود. من از دربش وارد شدهام؛ چون همان چیزی را مطرح میکنم که شما و سایر مبلغین فرمودهاید.
طبق صحبتهای آقای احمد کهندل، باید این روایت را از تمام کتب انصار و سایتهای خود جمع کنید. اولین مشکل شما و جریان شما، همین است که نمیتوانید روی اصول خودتان پایبند بمانید.
تا اینجا ما جوابی برای سوال اول (استناد دروغ به پیامبر درمورد روایت جعلی ملک فهد) نگرفتهایم.
ب) احمد بن ملیح یا احمد بن اسماعیل؟
حال به دلیل بعدی از ادله اثبات امامت احمد الحسن بصری میپردازم که در کتاب «الجواب المنیر» جلد ۱ صفحه ۶۵، و سایر کتب انصار ذکر شده است: «و من البصره احمد».
شما این روایت را تقطیع کردهاید! اصل روایت این است: «من البصره احمد بن ملیح». این شخص «احمد بن ملیح» چه ارتباطی با «احمد بن اسماعیل» دارد؟
فرقه یمانی چگونه با تقطیع روایت «احمد بن ملیح» از آن سوءاستفاده کرده است؟ جهت اطلاع آشنایی با سوءاستفاده فرقه یمانی از این حدیث، به مقاله «یاران بصره: واکاوی ادعاهای یمانی و حقیقت روایات» در وبسایت یمانی پژوهی مراجعه نمایید.
احمد کهندل: دفاع از شیوه نقل حدیث و ارائه ادله اصلی در حدیث وصیت
الف) شیوه صحیح استناد به حدیث
امام صادق علیه السلام از قول امیرالمؤمنین علیه السلام نقل فرمودهاند: «إِذَا حَدَّثْتُمْ بِحَدِیثٍ فَأَسْنِدُوهُ إِلَى اَلَّذِی حَدَّثَکُمْ فَإِنْ کَانَ حَقّاً فَلَکُمْ وَ إِنْ کَانَ کَذِباً فَعَلَیْهِ». چون حدیثى براى شما بازگویند در مقام نقل،آن را به کسى که براى شما بازگفته نسبت دهید،اگر راست باشد به سود شماست و اگر دروغ باشد به زیان اوست. (الکافی، ج1، ص52 / ترجمه آیت اللهی) ما روایتِ پیامبر را از کتاب «ما قال علی علیه السلام عن آخرالزمان» نقل کردهایم. این شیوه نقل حدیث، مطابق روایتی است که در کتاب «الکافی، ج1، ص۵۲، باب روایه الکتب و الحدیث» آمده است.
ب) بررسی شخصیت یمانی در حدیث وصیت.
جنابعالی مجدداً به اشتباه وارد بحث حواشی شدهاید و به نظر میرسد چون سخنی در مورد شخصیت یمانی ندارید، علاقهمندید مسائل فرعی را پررنگ کنید.
اصل قضیه، حدیث وصیت است که در کتاب الغیبه شیخ طوسی (در ترجمه فارسی، صفحه ۳۰۰ است) از قول امام صادق علیه السلام نقل شده است. در این حدیث آمده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند پس از من دوازده امام و سپس دوازده مهدی خواهند بود. پس از وفات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، ایشان جانشینی خود را به فرزندشان واگذار میکنند که سه نام دارد: نامی مانند نام من و نام پدرم (و اون عبدالله و احمد) و نام سوم مهدیست. این فرزند، اولینِ مقربین و اولین مؤمنین به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است.
فردی که ما به او ایمان آوردهایم، سید احمدالحسن علیه السلام، کسی است که ادعا کرده صاحب این وصیت است. وی در کتاب «الوصیه المقدسه» از مراجع و علمای اسلام دعوت کرده است که اگر معتقدند این دعوت باطل است، پاسخی برای آن بنویسند. اگر ادعای سید احمدالحسن علیه السلام دروغ باشد، بزرگترین بدعت تاریخ بشریت حاصل شده است.
جهت نقد و بررسی کتاب وصیت مقدسِ احمد الحسن یمانی، به بخش «معرفی و دانلود کتاب نقد کتاب وصیت مقدس احمد بصری» در وبسایت یمانی پژوهی مراجعه نمایید.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «إِذَا ظَهَرَتِ اَلْبِدَعُ فِی أُمَّتِی فَلْیُظْهِرِ اَلْعَالِمُ عِلْمَهُ فَإِنْ لَمْ یَفْعَلْ فَعَلَیْهِ لَعْنَهُ اَللَّهِ». (دعائم الإسلام، ج1، ص2)
(حدیثی دیگر که مضر است: «إِذَا ظَهَرَتِ اَلْبِدَعُ فَعَلَى اَلْعَالِمِ أَنْ یُظْهِرَ عِلْمَهُ فَإِنْ لَمْ یَفْعَلْ سُلِبَ مِنْهُ نُورُ اَلْإِیمَانِ»، وقتى بدعتها ظاهر شد عالم باید علمش را ظاهر کند و الاّ نور ایمان از او سلب مىشود، علل الشرایع، ج۱، ص۲۳۵ / ترجمه ذهنی تهرانی)

بخش چهارم
استاد شهبازیان: تاکید بر پرسش قبلی: توضیح شما درمورد روایت «من البصره احمد بن ملیح» چیست؟
الف) نقدِ دروغ بستن به پیغمبر اکرم درمورد سند حدیث ملک فهد.
استناد شما به حدیث «إِذَا حَدَّثْتُمْ بِحَدِیثٍ فَأَسْنِدُوهُ…» صحیح نیست؛ زیرا رسول خدا صلی الله علیه و آله در مورد دروغ بستن به ایشان هشدار داده «مَنْ کَذَبَ عَلَیَّ مُتَعَمِّداً»؛ باید مراقب باشید احادیث دروغین از ما نقل نکنید. و در کتاب الکافی تصریح شده است: «فَلَوْ عَلِمَ اَلنَّاسُ أَنَّهُ مُنَافِقٌ کَذَّابٌ لَمْ یَقْبَلُوا مِنْهُ وَ لَمْ یُصَدِّقُوهُ» اگر مردم بدانند که او منافق و دروغگوست از او نمىپذیرند و او را باور ندارند. (الکافی، ج1، ص62 / ترجمه آیت اللهی). پس اگر کسی منافق و کذاب بود، نباید از او سخنی را قبول کنیم.
سخن بنده این است که:
اولا شما ادعای دروغی را در مورد وجود یک روایت در «مسند احمد بن حنبل» مطرح کردهاید.
دوما به رسول خدا دروغ بستهاید. شما نه تنها این دروغ را پذیرفتهاید، بلکه در آن شریک جرم هستید؛ تعاون علی الاثم و العدوان.
سوما شما روایت ملک فهد را به کتاب «ما قال علی» از سید علی عاشور نسبت میدهید در حالی که این حدیث از کتاب «مأتان و خمسون» اثر علامه طباطبایی حسنی، نقل شده است که این کتاب برای سی-چهل سال پیش نیست! ایشان به اشتباه آن را به «مسند احمد بن حنبل» نسبت دادهاند و شما نیز شخصاً در جستجوی آن ناکام بودید. این نشان میدهد که شما از منبع اصلی روایات اطلاع ندارید.
ب) حدیث وصیت.
درخصوص حدیث وصیت حتما گفتگو خواهیم کرد.
آیا واقعا حدیث وصیتِ کتاب الغیبه شیخ طوسی، بشارتی به امامت احمد اسماعیل است؟ در مقاله «بررسی حدیث وصیت در کتاب الغیبه شیخ طوسی» در وبسایت یمانی پژوهی، ضمن بررسی متن کامل حدیث وصیت، به نقد و بررسی ادعای یمانی پرداخته شده است.
همچنین استاد شهبازیان در وبسایت «ولی عصر» به «نقد تفسیر حدیث وصایت از دیدگاه احمد بصری» پرداخته است که ویدیوی آن به همراه متنِ پیاده شده، قابل مشاهده است.
ج) درمورد روایت «من البصره احمد» توضیح دهید.
احمد البصری در کتب متعدد، از جمله کتاب «الجواب المنیر»، کتاب «المتشابهات» و کتاب «الوصیه المقدس الکتاب العاصم من الظلال»، ادله خویش را مطرح کرده است. یکی از اولین ادله امامتی که -بدون بحث قبلی در مورد یمانی- ذکر کردهاید، روایتِ (تقطیع شدهی) «و من البصره احمد» است.
جالب است بدانید یکی از مبلغین یمانی در ویدیویی ادعا کرده که اگر کتابهای احمد الحسن را بخوانید، متوجه میشوید از یک عقل و هوش الهی ناشی شده و تعارضی در این کتابها نخواهید دید. جهت بررسی صحت این ادعا، ویدیوی «رسوایی عبدالله هاشم یا مکتب نجف؟! قسمت 4» را مشاهده نمایید.
در آینده یک جلسه مفصل درمورد خود اینکه «یمانی کیست» گفتگو خواهیم کرد؛ حدیث وصیت هم یکی از ادله امامت احمد بصری است؛ اما الان بحث ما درمورد کذب ایشان و عدم سواد ایشان است. مورد اول، استناد دروغین یک حدیث به مسند احمد بن حنبل بود. مورد دوم همین روایت «من البصره احمد» است.
(درواقع سؤال این است: روایت «و من البصره احمد بن ملیح» چه ربطی به احمد بن اسماعیل دارد؟)
چگونه احمد الحسن، با قرار دادنِ «سه نقطه» بجای ذکر ادامه حدیث، مخاطب را فریب میدهد؟ جهت کسب اطلاع به مقاله «یاران بصره: واکاوی ادعاهای یمانی و حقیقت روایات» در وبسایت یمانی پژوهی مراجعه نمایید.
احمد کهندل: معرفی روایات صریح در نام «احمد» برای موعود.
الف) نقد اهانت در مناظره.
اولا جنابعالی در مناظره به اهانت تمایل دارید، در حالی که امام رضا علیه السلام با منکرین پیامبر صلی الله علیه و آله با احترام صحبت میکردند.
پیروان یمانی هنگام سخن گفتن درمورد مخالفینِ خود، از چه ادبیاتی استفاده میکنند؟ آیا ادب و احترام را رعایت میکنند؟ خوب است جهت آشنایی با شخصیت این افراد ویدیوی «رسوایی عبدالله هاشم یا مکتب نجف؟! قسمت 5» را مشاهده نمایید.
ب) نام احمد در روایات.
به روایات دیگری که در مورد نام احمد ذکر شده، اشاره میکنم:
۱. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «إِنَّهُ یُبَایَعُ بَیْنَ اَلرُّکْنِ وَ اَلْمَقَامِ اِسْمُهُ أَحْمَدُ وَ عَبْدُ اَللَّهِ وَ اَلْمَهْدِیُّ فَهَذِهِ أَسْمَاؤُهُ ثَلاَثَتُهَا». با او بین رکن و مقام بیعت مىشود، نام او احمد، عبداللّه، و مهدى است.اینها هرسه نامهاى اوست. (الغیبه طوسی، ج1، ص454 و 470 / ترجمه عزیزی)
2. امام باقر علیه السلام فرمودند: «إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى کَنْزاً بِالطَّالَقَانِ لَیْسَ بِذَهَبٍ وَ لاَ فِضَّهٍ اِثْنَیْ عَشَرَ أَلْفاً بِخُرَاسَانَ شِعَارُهُمْ أَحْمَدُ أَحْمَدُ یَقُودُهُمْ شَابٌّ مِنْ بَنِی هَاشِمٍ». (منتخب الأنوار المضیّه، ج1، ص۱۹۵) میفرمایند که برای خدا گنجی است در طالقان که نه طلاست و نه نقره. دوازده نفرند که در خراسان هستند. شعارشان احمد احمد است.
3. در روایتی از امام باقر علیه السلام از قول امیرالمؤمنین علیه السلام آمده است: «…لَهُ اِسْمَانِ اِسْمٌ یَخْفَى وَ اِسْمٌ یَعْلُنُ فَأَمَّا اَلَّذِی یَخْفَى فَأَحْمَدُ وَ أَمَّا اَلَّذِی یَعْلُنُ فَمُحَمَّدٌ…» …دو نام دارد، یکى نهان و دیگرى آشکار، امّا نام نهان احمد و نام آشکار محمّد است… (کمال الدین و تمام النعمه، ج2، ص653 / ترجمه پهلوان). «له» اشاره به قائم علیه السلام دارد. در این روایت اگر منظور صرفا اسم بود، که امام آن را آشکار نمیکرد!
این روایات در جاهای دیگر هم هست مثل بحار، مکیال المکارم و مستدرک سفینه البحار.
۴. در روایت دیگری از امیرالمؤمنین علیه السلام آمده:«قادهم احمد و صدق محمد». زمانی که احمد آنها را رهبری بکند و محمد او را تصدیق بکند.
۵. در روایت معروف حذفیه، از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: «فاذا کان ذلک نادى مناد من السماء ألا أیها الناس ان اللّه اقطع عنکم مده الجبارین و المنافقین و أشیاعهم و ولیکم خیر أمه محمد (ص) فالحقوا بمکه فانه المهدی و اسمه أحمد» (الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر(عج)، سید بن طاووس، ج1، ص145)
6. امیرالمومنین علیه السلام فرمودند: «وَ إِنَّ مِنْهُمُ الْغُلَامَ الْأَصْفَرَ السَّاقَیْنِ اسْمُهُ أَحْمَدُ». (مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، ج۲، ص۲۷۴). از آنها فرزندی میآید که پاهای او به صورت رنگ طلایی است و نامش احمد است.
بخش پنجم
استاد شهبازیان: ابطال استنادات روایی احمد کهندل و پافشاری بر سؤال قبل: ارتباط احمد بن ملیح با احمد الحسن چیست؟
الف) احادیث شما ارتباطی با احمد الحسن ندارد.
شما دهها روایت خواندید، در حالی که به سؤال اصلی بنده پاسخ ندادید. به فرض که این روایات نام «احمد» را به کار برده باشند، این چه ارتباطی به احمد البصری شما دارد؟ شاید منظور، فرد دیگری باشد؛ ضمن اینکه احمد بصری ظاهرا سید هم نیست!
به راستی جدّ احمد الحسن کیست؟ آیا او از فرزندان امام زمان علیه السلام است؟ در قسمت «شجرنامه احمد الحسن پسر امام زمان؟» ادعای آنها و پاسخ ما را ملاحظه نمایید.
نکته قابل توجه در روایتی که خواندید، یعنی «وَ إِنَّ مِنْهُمُ الْغُلَامَ الْأَصْفَرَ السَّاقَیْنِ اسْمُهُ أَحْمَدُ». (مناقب آل ابی طالب، ابن شهرآشوب، ج۲، ص۲۷۴)؛ این روایت درمورد خلفای عباسی است و منظور از «احمد»، یکی از خلفای بنی عباس است.
حتی یکی از علمای خود شما، آقای عبدالرزاق دیراوی در کتابش «دعوه السید احمد الحسن هی الحق المبین»، این روایت را رد کرده و گفته است که ما این روایت را قبول نداریم!
آقای کهندل؛ شما که به این روایت اشتباه استناد میکنید، جزء مبلغین باسواد نیستید!
ب) تکلیف روایت «احمد بن ملیح» چه شد؟
سؤال من واضح است: احمد البصری مردم را با روایت «و من البصره احمد» فریب میدهد. این روایت در واقع «احمد بن ملیح» است و ربطی به احمد الحسن بصری ندارد. پاسخ دهید و از بحث فرار نکنید.
احمد کهندل: مشخص کردن جایگاه یمانی، و تاکید بر حدیث وصیت.
الف) کبرای بحث را مشخص کنید.
الحمدلله مشخص شد که شما قبول دارید نام یمانی، «احمد» است. چون همواره تأکید میکنید که چرا در روایت «احمد بن ملیح» است و «احمد بن اسماعیل» نیست.
ما اول باید روشن کنیم که آیا یمانی، صرف نظر از مصداق، وصی امام مهدی علیه السلام هست یا خیر؟ برای موضوع مصداق یمانی، ابتدا باید حکم روشن شود؛ کبرای بحث باید روشن شود. کُبرای بحث این است که آیا یمانی را مطابق وصیت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله، اولین ایمانآورنده و اولین مقربین به امام مهدی علیه السلام میدانیم یا خیر؟ آیا تعداد مقربین به امام مهدی علیه السلام را ۳۱۳ نفر میدانیم یا نمیدانیم؟ اگر این را دانستیم، موضوع ساده است. در خطبه البیان امیرالمؤمنین علی علیه السلام آمده است: «الا و ان اولهم من البصره» .
منظور از روایت «اولهم من البصره» چیست؟ آیا این حدیث تقطیع شده است؟ آیا منبعش معتبر است؟ جهت آگاهی به مقاله «یاران بصره: واکاوی ادعاهای یمانی و حقیقت روایات» در وبسایت یمانی پژوهی مراجعه نمایید.
اگر فهمیدیم که نام اولین کسی که به حضرت ایمان میآورد و سپاه حضرت را جمع میکند و فرمانده لشکر حضرت است، احمد است و او وصی امام مهدی علیه السلام است، و به همین دلیل اهل بیت علیهم السلام فرمودند که «جایز نیست هیچ مسلمانی از او سرپیچی کند و هر کس این کار را بکند از اهل آتش است، برای این که یمانی شما را به سوی حق و راه راست هدایت میکند»، از همین حدیث امام باقر علیه السلام میفهمیم که یمانی باید حجتی از حجتهای الهی باشد.
آیا ائمه علیهم السلام واقعا به وجوبِ یاریِ یمانی حکم دادهاند؟ منظور از این روایت چیست؟ جهت آگاهی به مقاله «نقد ادعای وجوب یاری یمانی در فرقه احمد الحسن بصری» در وبسایت یمانی پژوهی مراجعه نمایید.
اگر فهمیدیم که نام اولین مقربین و جانشین امام مهدی علیه السلام و اولین ایمانآورنده به ایشان، احمد است، آن وقت موضوع ساده خواهد شد. امیرالمؤمنین علی علیه السلام در خطبه البیان فرمود: «الا و ان اولهم من بصره». اولین ۳۱۳ نفر از کجاست؟ از بصره. سپس خیلی ساده میشود که اگر ما در روایتی در کتاب «بشاره الاسلام» دیدیم که آمد: «و من البصره احمد»، دیگر برای ما موضوع مسجل میشود.
ب) برگردیم به حدیث وصیت.
اما راجع به وصیت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله، دوست ندارم شما مانند آن ملعون دوم باشید که نگذاشت موضوع وصیت پیغمبر خدا مطرح شود. و دائما با حاشیهسازی نگذاشت موضوع وصیت طرح شود چون میدانست موضوع وصیت پایانی بر تمام شبهات است. پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله خود فرمود: «اِیتُونِی بِدَوَاهٍ وَ کَتِفٍ أَکْتُبْ لَکُمْ کِتَاباً لَنْ تَضِلُّوا بَعْدَهُ أَبَداً» (المناقب، ج1، ص232). فرمود برای من یک کتب و دواتی بیاورید، چیزی بنویسم که شما را هرگز گمراه نکند.
امام باقر علیه السلام نگفتند دنبال کتابی مانند غایه المرام بروید. امام باقر علیه السلام میدانست که این کتاب برای شما ایجاد شبهه میکند. به خاطر همین نفرمودند دنبال آنها بروید. فرمودند دنبال وصیت بروید، نه کتاب غایه المرام.
شما بحث را از جای اشتباه وارد شدید؛ «… لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِهَا وَلَٰکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقَىٰ وَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوَابِهَا …» از پشت خانه وارد خانه نمیشوند! شما اول باید مقام یمانی را بشناسید؛ یمانی وصی حضرت است. امام صادق علیه السلام میفرمایند: «…إِنَّ مِنَّا إِمَاماً مُسْتَتِراً…» (الغیبه طوسی، ج1، ص164). ما اهل بیت خواستیم این شخص را بپوشانیم. یک امامی است که ما اراده کردیم او را پنهان نگه داریم. آن وقت متوجه میشویم چرا نام پدرش اشاره نشده است.
بخش ششم
استاد شهبازیان: تاکید بر سوال قبلی و طرح سوال سوم: «الا و ان اولهم من البصره» درمورد احمد نیست!
الف) یمانیِ واقعی انسان خوبی است.
این نکته را مد نظر داشته باشید که ما هیچ مسئلهای نداریم در مورد اینکه یمانی انسان نیکوکاری است و پرچم او، پرچم هدایت است. بنده به هیچ عنوان این مطلب را انکار نمیکنم.
ب) نام یمانی، احمد نیست!
بنده به هیچ وجه نگفتم که نام یمانی احمد است و یقیناً معتقدم نام یمانی، احمد نیست. شما چنین اعتقادی دارید، پس لطفاً از آن دفاع کنید. یکی از ادلهای که امام مطرح کرده، عبارت «و من البصره احمد» بود که شما پاسخی به آن ندادید. این نکته اول.
ج) گام به گام با خودِ احمد الحسن پیش بیایید.
نکته دوم: بنده نمیخواهم موضوع وصیت را مانند خلیفه دوم پایمال کنم و بهطور مفصل در مورد آن بحث خواهم کرد؛ زیرا قصد دارم انشاءالله بهوسیلهٔ حدیث وصیت شما را منکوب نمایم. در قضیهٔ حدیث وصیت به شما قول دادم که پا به پای من بیایید؛ البته نه پا به پای من، بلکه خودِ احمد، امام شما، ادلهای مطرح کرده است و بنده گامبهگام با ادله احمد پیش میروم. انشاءالله در جلسات آتی به حدیث وصیت خواهم پرداخت.
نکتهٔ سوم: به یاد داشته باشید روایتی که خواندید، (یعنی الْغُلَامَ الْأَصْفَرَ)، را دوستان بزرگوار خودتان زیر سؤال بردهاند. نمیدانم چرا آن را خواندید.
من پاسخی در مورد دو سؤال قبلی خود دریافت نکردم و شما دفاع نکردید.
د) روایت «اولهم من البصره» ادامه دارد!
شما خودتان مطلبی را مطرح کردید و گفتید: «الا و انّ اولهم من البصره». این سخن خود شماست، پس پای آن بمانید و اکنون از آن دفاع کنید.
در همین کتاب بشاره الاسلام که شما فرمودید، از امیرالمؤمنین علی علیه السلام در خطبهٔ البیان، بیان شده است: «الا و أن اولهم من البصره» اما شما چرا یک سطر پایینتر آن را نخواندید؟ «فاما الذین من البصره فعل و محارب» آن دو نفری که از بصره یاریگر مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند، پس علی و محارب نام دارند.
اینها فقط دو نفر در بصره به نام علی و محارب هستند. چه ارتباطی به احمد دارد؟ آیا هر جا که بصره مطرح شد، باید بگوییم که مراد احمد بن اسماعیل است؟ آیا هر جا حتی عنوان احمد پیش آمد، همین حکم را دارد؟ چه کسی چنین گفته است؟ شما باید اثبات کنید، شاید آن احمدی که در روایات ذکر شده، احمد بن ملیح باشد! شاید شخص دیگری باشد.
اگرچه ما اصولاً آن روایات را قبول نداریم. آن روایات را طبق مبانی علمی حدیثی از اهل بیت علیهم السلام نمیتوانیم بپذیریم، اما من دارم با شما مماشات میکنم؛ پله به پله حرفهای شما را پذیرفتهام. بحث سندی نکردهام و مبانی حدیثی خود را مطرح ننمودهام.
بر همین روایتی که شما از بشاره الاسلام خواندید، ثابت بمانید و پاسخ بنده را بدهید. شما به آن دو پرسش پاسخ ندادید و فقط حدیث وصیت را مطرح میکنید.
سومین دلیلی که خود احمد بصری مطرح میکند: «الا و أن اولهم من البصره»، این مطلب در کتابهای خودتان نیز ذکر شده است. یک نفری از بصره میآید، اما شما بلافاصله آن را به احمد بن اسماعیل، احمد بصری، ربط میدهند. چه ارتباطی دارد؟ خود امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرموده است: نام کسانی که در بصره هستند، علی و محارب است.
ه) سوال دوم و سوم مرا بیجواب نگذار!
لطفاً به سؤال قبلی بنده پاسخ دهید: چرا عبارت «من البصره احمد» را تقطیع کردید؟ چرا نگفتید «احمد بن مولوی»؟ چرا در تمام سخنرانیها و تبلیغاتتان، «ابن مولوی» را حذف کردهاید؟ چه مقصودی از حذف «ابن ملیح» داشتید؟
همچنین سوال سوم من: چرا ادامهٔ روایت «و اولهم من البصره» را نمیخوانید؟ «و اولهم من البصره و علی و محارب». خود کتاب بشاره الاسلام که شما به آن استناد کردید، این را گفته است.
احمد کهندل: معیار شناخت یمانی را مشخص کنید!
الف) شما معیار ندارید!
مشخص شد که حضرتعالی به عنوان یکی از مسئولین مرکز تخصصی مهدویت هنوز هیچ معیاری برای شناخت یمانی ندارید. ما از شما معیار خواستیم اما پاسخ نمیدهید. مثل اینکه:
– اسم یمانی چیست؟
– ما چگونه باید او را بشناسیم؟
– کسی که در روایات اهل بیت علیهم السلام درموردش آمده «جایز نیست مسلمانان از او سرپیچی بکنند و اگر کسی این کار را انجام دهد اهل آتش است»، کیست؟
– کسی که «مهمترین نشانه قطعی قبل از ظهور است»، کیست؟
– کسی که امام باقر علیه السلام درموردش میفرمایند «به وسیله وصیت پیغمبر صلی الله علیه و آله شناخته میشود»، کیست؟
ب) پرچم یمانی، پرچم هدایت است.
شما فرمایش امام باقر علیه السلام را تکذیب میکنید! برای این که امام باقر علیه السلام یک جا میفرماید «پرچم یمانی پرچم هدایت است»، در روایت دیگر میفرماید «برای آل محمد و علی علیه السلام یک پرچم هست» و در ادامه میفرماید «در جای خودت ثابت باش و ابداً از هیچ کسی تبعیت نکن تا مردی را ببینی از فرزندان حسین علیه السلام که با وصیت پیغمبر صلی الله علیه و آله به شما احتجاج میکند».
فرقه یمانی از روایتی که پرچم یمانی را پرچم هدایت میداند، چگونه سوءاستفاده میکنند؟ برای آگاهی بیشتر به مقاله «نقد ادعای تنها پرچم هدایت بودن یمانی در فرقه احمد الحسن بصری» در وبسایت یمانی پژوهی مراجعه نمایید.
ج) رجوع کن به نصّی که دچار «اشکال» نشوی!
شما ظاهراً آن چیزی را که امام باقر علیه السلام درموردش میفرماید که «جای شبهه و اشکال برایتان باقی نمیگذارد»، معتقدید که لازم نیست به آن چیز ورود پیدا کنیم1، بلکه باید امور دیگری را تحقیق کنیم و مطمئن بشویم!
درحالی که «شبهه» همیشه برای همه فرستادگان الهی بوده است. در مورد صاحب این امر در کتاب مختصر البصائر آمده است: «یَا مُفَضَّلُ یَظْهَرُ فِی شُبْهَهٍ لِیَسْتَبِینَ، فَیَعْلُو ذِکْرُهُ، وَ یَظْهَرُ أَمْرُهُ، وَ یُنَادَى بِاسْمِهِ وَ کُنْیَتِهِ وَ نَسَبِهِ…» (مختصر البصائر، ص435) … اما یادش بالا میرود و امرش ظاهر میشود..
در کتاب غیبت شیخ طوسی آمده با مهدی علیه السلام در بین رکن و مقام بیعت میشود و اسمش احمد و عبدالله و مهدی است. و امام باقر علیه السلام میفرماید هر چیزی که برای شما ایجاد اشکال بکند، وصیت و پرچم و سلاح جای اشکال باقی نمیگذارد. و بعد در آن جا میفرماید: پرچم حق پرچم یمانی است. و در این روایت میفرماید: هرگز از احدی تبعیت نکن، تا یک کسی بیاید که همراه او وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله باشد. وصیت وحید و تنها وصیت از رسول خدا صلی الله علیه و آله در کتاب غیبت شیخ طوسی است. و این وصیت در کتاب فریقین، شیعه و سنی، با 110 روایت توصیه شده است. و همین وصیت در نصوص تورات و انجیل و زبور هم ذکر شده که یک کسی میآید قبل از حضرت مسیح اسمش احمد است. یک کسی میآید قبل از حضرت الیاس اسمش احمد است.
امام باقر علیه السلام درمورد قائم علیه السلام فرمودند که هرچیزی برای شما اشکال و شبهه ایجاد کند، این چند مورد برای شما شبهه ایجاد نمیکند: عهد رسول خدا و… پیروان یمانی چگونه این حدیث را به وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله مرتبط میکنند و حقانیت احمد الحسن را از آن اثبات میکنند؟ برای آگاهی بیشتر، رجوع کنید به مقاله «بررسی ادعای قانون کلی شناخت حجت خدا در حدیث ما اشکل» در وبسایت یمانی پژوهی.
د) از حاشیه بپرهیز.
توصیه میکنم کتابهای ادله دعوت را بخوانید. آن چیزی که یمانی علیه السلام به آن احتجاج کرده و به علما گفته اگر کسی میتواند بر آن ردیه بنویسد، کتاب وصیت مقدس است. نه آن بحث حاشیهای و جنبی که آیا فلان روایت در کتاب ما قال علی علیه السلام آمده است؟ آیا در کتاب مأتان و خمسون آمده است؟ آیا سندش صحیح است؟ اصل موضوع برای شناخت حجت، ورود به معیاری است که اهل بیت علیهم السلام به ما دادهاند. شما معیار اهل بیت علیهم السلام را برای شناخت یمانی ابتدا مشخص بکنید، بگویید ما چگونه باید بشناسیم بعد بگویید این مدعی با این معیاری که اهل بیت فرمودند همخوانی ندارد.


بخش هفتم
استاد شهبازیان: درمورد روایت احمد بن ملیح، باید پاسخ دهید!
این نکتهای عجیب است. اولاً، جناب آقای کهندل، بنده معیارهای یمانی را کاملاً شناخته و تمام روایات شیعه و سنی آن را دیده و تحلیل کردهام و انشاءالله در یک جلسهٔ مفصل به بحث یمانی خواهیم پرداخت.
بنده خدمتتان عرض کردم، هر دلیلی را که شما در گروههای رسمیتان و خودتان فرمودید و گفتید در سایتهای رسمی و کتابهای اظهارات امثال من بوده، دارم بحث میکنم. من طبق همان ادلّهای که خود احمد بصری بر امامتش آورده، ورود پیدا کردم.
ما یک مدعا داریم و آن این است که احمد بصری امام است و شما ادعا دارید که ایشان عصمت، علم، یمانی بودن و غیره دارد. این ادعای شماست. بنده برای نقض ادعای شما دلیل میآورم و شما باید به دلیل من پاسخ دهید.
یک دلیل آوردم و گفتم که عدم سواد شما، همان روایتی است که قرائت میکنید اما اصلاً منبع ندارد.
مورد دوم را گفتم و از کتابهایتان آدرس دادم. من نیامدهام بحث حاشیهای بکنم. آقای کهندل، اگر این حاشیهای است، پس آنها را از کتابهایتان حذف کنید. اگر حاشیهای است، چرا با من بحث کردید؟ چرا همینها را مطرح کردید؟ چرا همین الآن خودتان یک روایت را خواندید و من به شما گفتم پاسخ بدهید، اما پاسخش را ندادید و دوباره به حدیث وصیت چسبیدید؟
عیبی ندارد؛ اگر حدیث وصیت تنها دلیل شماست، همینجا اعلام کنید. اما اگر موارد دیگری که خود احمد بصری بیان کرده قابل دفاع است، پس دفاع کنید.
معیارهای شناخت یمانی چیست؟ این یک بحث است. ما معتقدیم که یمانی، دروغگو و بیسواد نیست. اینها را روایات داریم و بحثی نیست.
اما یمانی کیست؟ ما میگوییم یمانی نمیتواند احمد بصری باشد، چرا که احمد بصری دروغ میگوید و روایت را تقطیع کرده است. من مثال آوردم؛ شما باید پاسخ مثال بنده را بدهید. در خصوص «و من البصره احمد»، گفتم ایشان کذب میگوید و روایت را تقطیع کرده است.
نکتهٔ بعدی، خودتان روایتی خواندید و گفتید دلیل اولم «من البصره» و «خطبه البیان» است. حال پاسخ دهید! من که سوادم از شما در معیارهای احمد بیشتر است، به شما هم اثبات کردم. به اشتباه گفتید که روایت مسند احمد را ما جایی نگفتیم، اما من از سایت خودتان به شما آدرس دادم؛ از سایت عربی و سایت فارسی که خودتان به من گفتید. از کتابهایتان به شما آدرس دادم؛ درحالیکه خود شما نمیدانستید در کدام کتابتان است.
شما به غلط «ان غلام الاسود» را برای احمد بصری خواندید. فکر میکنم رفقایتان الآن ناراحت شده باشند؛ چون رفقایتان زیرآب این روایت را زدهاند. مثال هم زدم برایتان. عبدالرزاق دیراوی، در کتاب رسمی خود میگوید اصلاً این روایت را نباید برای احمد بخوانیم و ما به آن استناد نمیکنیم. پس شما که ادعای مُبَلِّغ احمد را دارید، هنوز از کتابتان خبر ندارید!
شما پاسخی به بنده نسبت به روایات قبل ندادید. آیا اصلاً اینها جزء ادلهٔ امامت هست یا نیست؟ احمد میگوید که اسم من صریحاً در روایت آمده و «من البصره»؛ آقای احمد بصری به این استناد کرده است. در حالی که احمد بن مُلَیح ربطی به احمد بن اسماعیل ندارد! چرا پاسخ نمیدهید؟ «الا و أن اولهم من البصره وآخرهم من الابدال، فاما الذین من البصره فعل و محارب» (بشاره الاسلام، ص298)
جهت مطالعه درمورد حدیث فوق به مقاله «یاران بصره: واکاوی ادعاهای یمانی و حقیقت روایات» در وبسایت یمانی پژوهی مراجعه نمایید.
چرا پاسخ نمیدهید؟ شما که خودتان از کتاب «بشاره الاسلام» این روایات را خواندید. منهم الآن کتاب «بشاره الاسلام» را باز کردهام و دارم پاسختان را میدهم. خواهش میکنم از بحث فرار نکنید. این را پاسخ دهید.
چشم، من حدیث وصیت را با شما بحث میکنم. اول بروید از الآن برای جلسات بعدی پیگیری کنید که سند حدیث وصیت چگونه است و بحثش چطور است. آنوقت با همدیگر گفتوگو میکنیم، ولی الان اینهایی را که خودتان گفتید، جواب بدهید.
احمد کهندل: به ادله قطعی دعوت رجوع کن و از حاشیه بپرهیز؛ معیار شناخت یمانی چیست؟
الف) شما از تکذیبکنندگان هستید.
در روایات آمده بوده که افرادی نظیر شما میآیند تکذیب میکنند. امام باقر علیه السلام فرمودند: «قائم به سوی کوفه رهسپار میشود. در آنجا شانزده هزار نفر از بتریه (یعنی همانهایی که معتقدند یمانی فرزند امام مهدی علیه السلام نیست و قائم، نامش احمد نیست)، مجهز به سلاح در مقابل ایشان میایستند. آنها قاریان قرآن و فقهای دین هستند. پیشانیهای آنها از عبادت بسیار پینهبسته و چهرههای آنها بر اثر شببیداری زرد شده، اما کاملاً منافق هستند. همگی میگویند: ای فرزند فاطمه، برگرد، زیرا که ما به تو نیازی نداریم.»
به راستی آیا روایت فوق، به همین شکلی است که آقای کهندل قرائت کردند؟ یا در معنای کلمه «بتریه» دست بردهاند؟ برای آگاهی بیشتر به مقاله «بررسی روایات مذمت و علماء آخرالزمان (قسمت اول)، بخش: روایت ذامّه هفتم: 16 هزار نفر از تبریه» مراجعه نمایید.
در ادامهٔ روایت آمده که «قائم در پشت شهر نجف، از عصر روز دوشنبه تا شامگاه، بر آنان شمشیر میکشد و همهٔ آنها را بدون توقف میکشد». امیدوارم اینقدر تفقه در امر داشته باشید که بدانید منظور از شمشیر، سلاح روز است.
ب) منظور از محارب.
و اما راجع به آن موردی که اینقدر بر آن پافشاری میکنید؛ «محارب» یک صفت است. محارب یعنی جنگنده و رزمنده. کسی که جنگنده و رزمنده است، به او میگویند محارب. در همان «بشاره الاسلام» آمده: «و من البصره احمد». همانجایی که محارب آمده، «و من البصره احمد» نیز آمده است.
ج) منظور از ملیح.
و اما در مورد «مُلیح»، در «بشاره» آمده: «و من البصره احمد و ملیح»؛ یعنی «ابن» نبوده است! آن غلط چاپی بوده است.
د) تاکید بر حدیث وصیت و ادله قطعی و پرهیز از حاشیه.
امام باقر علیه السلام نفرموده که کتاب «غایه المرام» برای شما ایجاد اشکال نمیکند. فرموده وصیت پیامبر صلی الله علیه و آله جای اشکال باقی نمیگذارد، پس باید برگردیم به وصیت.
واقعاً جای تأسف ماست که شما میگویید ما یمانی را میشناسیم و برای او معیار داریم و الآن بیش از یک ساعت است با هم صحبت میکنیم، دریغ از ارائهٔ کوچکترین معیار. جای تأسف است که هیچ معیاری نمیدهید و فقط از شبهاتی که در روایات آمده «یظهر فی شبهه؛ در شبهه ظاهر میشود»، از آنها استفاده میکنید، تا بیایید آن چیزی را که با ادلهٔ کافی اثبات شده، کنار بگذارید.
ادله کافی یعنی:
– وصیت پیامبر صلی الله علیه و آله
– سلاح پیامبر،؛یعنی علم
– استخاره؛ یعنی شهادت خداوند بهوسیلهٔ قرآن
– رؤیای صادقه
– پرچم پیغمبر خدا؛ یعنی «البیعه لله» (که در روایات آمده پرچم مهدی «البیعه لله» است)
– مکاشفات
– طلب معجزات از پنج نفر از مراجع
– درخواست مناظره و مباهله
– و در همین اواخر که یمانی سلام الله علیه طبق روایات مخفی شده، فرمود: «این کتاب وصیت مقدس را نوشتم. ای علما، اگر ردّی دارید، برایم بنویسید».
باید از این ادله استفاده کنیم؛ نه اینکه یک سری مباحث را مطرح کنیم که اصلاً ربطی به دعوت ندارد.
شما وقتی راجع به این قضیه مناقشه میکنی (احمد بن ملیح یا احمد بن اسماعیل)، یعنی قبول داری که اسمش احمد است. اگر اسم دیگری است و ما بیسوادیم، شما که سواد دارید برای ما ردیه بنویسید.
پس به ما معیار بدهید که یمانی چگونه شناخته میشود.
بخش هشتم
استاد شهبازیان: شما بر مغالطات خود اصرار میکنید!
الف) شما تناقضگویی میکنید.
آقای کهندل تناقضگویی میکند و میگوید آن چیزهایی که ما داریم رد میکنیم، حاشیهای است. اگر حاشیهای است، پس احمد بصری اشتباه کرده که در کتاب خودش نوشته است. اما اگر نوشته و فکر میکنی جزو اصول است، پس چرا جواب نمیدهی؟
اما درمورد آن پاسخی که شما دادید، شما یک کلیاتی خواندید. ما اعتقاد داریم مراد از قائم و مراد آن سخنانی که بیان کردید و روایتی که خواندید، همهاش در مورد حضرت حجت بن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف است و ربطی به احمد ندارد. حالا شما بیایی؛ همین حرفها را محمد ناصر یمانی و بقیه مدعیانی که الآن خودتان ناچار شدید به آنها جواب بدهید، زدهاند. اینها هم ادعای یمانی و ادعای امامت کردهاند. آنها هم مثل شما کلیگویی و تناقضگویی میکنند.
ب) ما معیار دادهایم.
شما گفتید من یک معیار در مورد یمانی ندادم. اما من که به شما گفتم از نظر ما یمانی دروغگو نیست. یمانی باسواد است. این دو معیار. اما احمد بن اسماعیل بصری نه باسواد است و آدم دروغگویی هم هست. مثال آوردم و پاسخش را ندادید و این چیزی است که خودش در کتابش ذکر کرده است.
ج) علی و محارب، صفت و موصوف نیست!
نکتهٔ بعدی، شما روایت «فاما الذین من البصره فعل و محارب» را از «بشاره الاسلام» خواندید اما میگویید این صفت و موصوف است؟! آیا این قرائت عربی صحیح است؟! در حالی که خود «بشاره الاسلام» بین «علی» و «محارب» واو گذاشته است!
نکته: در کتاب «إلزام الناصب، ج2، ص165» نام این دو نفر «علی» و «محارب» ذکر شده است: «فالذین من أهل البصره رجلان اسم أحدهما علی و الآخر محارب». احتمالا «فعل» در نقل کتاب «بشاره الإسلام»، همان «علی» است که به دلیل اشتباه چاپی یا نسخهبرداری نادرست، به صورت «فعل» نوشته شده است.
در بشاره الاسلام گفته شده: «الذین». اگر «علی و محارب» را بخواهیم صفت و موصوف بگیریم، اصلاً هیچوقت واوی بین صفت و موصوف قرار داده نمیشود.
دوباره صفحهای را که به آن استناد کردید، نگاه کنید. چرا دروغ میگویید؟ واضح است که این صفت و موصوف نیست! اثباتش هم این است که در «الزام الناصب» آمده: «فالذین من أهل البصره رجلان اسم أحدهما علی و الآخر محارب» (إلزام الناصب، ج2، ص165) اسم یکیشان علی است و اسم دومیشان محارب است. این را چگونه صفت و موصوفی گرفتید؟
الان شما بیان کردی که کنار علی و محارب، نام احمد را آورده! اما ولله در این صفحهٔ «بشاره الاسلام»، احمدی در کنار «و من البصره» نیست! شما انقدر واضح دروغ میگویید؟!
د) «احمد و ملیح» یا «احمد ابن ملیح»؟!
اما درمورد آن روایتی که خواندید از «بشاره الاسلام» که آمده: «احمد و ملیح»؛ اولاً بله، بشاره گفته «احمد و ملیح»؛ اما «بشاره» از «غایه المرام» گفته است، و «غایه المرام» هم خودش این اسم را ندارد. این اسم از مرحوم سید هاشم بحرانی است. سید هاشم بحرانی هم در کتاب «غایه المرام» نگفته است، بلکه پایان کتاب «غایه المرام» یک اضافهای نوشته به نام «المحجه»، که مرحوم بحرانی در آنجا آمده بحث کرده است؛ نه در خود کتاب «غایه المرام». اما در کتاب «المحجه» هم چگونه آورده است؟ در کتاب «المحجه»، سید هاشم بحرانی صراحتاً گفته: «احمد ابن ملیح». تصریح کرده هاشم بحرانی در کتاب خود «المحجه» که پایان «غایه المرام» سید هاشم چاپ شده؛ تصریح کرده «احمد ابن ملیح».
پس بشاره الاسلامی که از «غایه المرام» هم به فرض گرفته باشد، اشتباه چاپی شده و اصل این روایت هم در کتاب «دلائل الامامه» است. مراجعه کنید. سید هاشم بحرانی در کتاب «المحجه» میگوید من این روایت را از کتاب «دلائل الامامه» محمد بن جریر طبری ذکر میکنم. در کتاب محمد بن جریر طبری تصریح شده به «احمد بن ملیح» و واو وجود ندارد.
پس در مصادر اصلی و حتی آن مصدری که «بشاره الاسلام» گرفته، تصریح به «ابن ملیح» شده است.
و عجیب است که شما میآیید این «علی و محارب» را هم صفت و موصوف میگیرید!
احمد کهندل: احمد همان قائم است. همان «مولی الذی یلی امره» است.
الف) من نگفتم صفت و موصوف.
بنده نگفتم «علی و محارب» صفت و موصوف است. صدای بنده را بعداً گوش کنید که گفتم محارب صفت است، یعنی جنگنده. نگفتم صفت و موصوفاند.
ب) احمد و ملیح درست است!
در کتاب «بشاره الاسلام» آمده: «و من البصره احمد و ملیح» و گفته که غلطهای املایی را تصحیح کرده و در کتاب «بشاره الاسلام» آمده: «و من البصره احمد».
ج) راه شناخت یمانی را جعل نکن!
اما امام باقر علیه السلام نفرمودند که اگر یک کسی راستگو بود، پس او همان «یمانی» است! امام باقر علیه السلام درمورد راه شناخت یمانی فرمودند: در جای خود ثابت باش و ابداً از هیچکس تبعیت نکن تا مردی را از فرزندان حسین علیه السلام ببینی که همراه او وصیت پیغمبر خدا صلی الله علیه و آله و پرچم او و سلاح او باشد. این روش، روشی است که جای هیچ اشکال باقی نمیگذارد، نه آنکه شما یک روشی را از خودتان جعل بکنید! این روش، روش صحیحی نیست برای شناخت حجت خدا.
د) قائم همان احمد است!
در کتاب الغیبه شیخ طوسی در دو جا تصریح کرده که قائم، همان احمد است. یک جا در «غیبت طوسی» از امام صادق علیه السلام است: «یَا أَبَا حَمْزَهَ إِنَّ مِنَّا بَعْدَ الْقَائِمِ أَحَدَ عَشَرَ مَهْدِیّاً مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ» (الغیبه شیخ طوسی، ص478) فرمود: «ای ابا حمزه، از ما اهل بیت بعد از قائم، یازده مهدی از فرزندان حسین علیه السلام خواهد بود». درصورتیکه طبق وصیت، اگر این قائم، امام مهدی علیه السلام بود، باید بعد از ایشان دوازده مهدی میآمد، اما اینجا فرموده فقط یازده مهدی میآید. یعنی این قائم همان مهدی اول مذکور در وصیت است که نامش احمد است.
در روایت دیگری که در حدیث لوح است، فرمود: «دَخَلْتُ عَلَى فَاطِمَهَ سلام الله علیها وَ بَیْنَ یَدَیْهَا لَوْحٌ فِیهِ أَسْمَاءُ الْأَوْصِیَاءِ مِنْ وُلْدِهَا فَعَدَدْتُ اثْنَیْ عَشَرَ اسْماً آخِرُهُمْ الْقَائِمُ ثَلَاثَهٌ مِنْهُمْ مُحَمَّدٌ وَ ثَلَاثَهٌ مِنْهُمْ عَلِیٌ» (الغیبه شیخ طوسی، ص139) بر حضرت زهرا سلام الله علیها وارد شدم و دیدم در آنجا دوازده تا اسم از فرزندان حضرت زهرا سلام الله علیها است. در صورتی که حضرت حجت علیه السلام یازدهمی است. سپس میفرماید سه تایشان محمد بودند و سه تایشان علی. در صورتی که در نام اوصیاء بعد از پیامبر صلی الله علیه و آله چهار تا علی داریم، اما اینجا میگوید اوصیایی که فرزند امیرالمؤمنین علیه السلام و فرزند حضرت زهرا سلام الله علیها باشند! سپس میفرماید که آخرینشان قائم است، یعنی دوازدهمین وصی از فرزند حضرت زهرا سلام الله علیها.
پس واضح است که قائم در این دو روایت در کتاب غیبت شیخ طوسی، احمد است.
و احمد همان مولایی است که امام صادق علیه السلام درموردش فرمود: «لاَ یَطَّلِعُ أَحَدٌ عَلَى مَوْضِعِهِ وَ أَمْرِهِ وَ لاَ غَیْرِهِ إِلاَّ اَلْمَوْلَى اَلَّذِی یَلِی أَمْرَهُ» (الغیبه شیخ طوسی، ص61) یعنی هیچکسی در زمان غیبت کبری از مکان امام مهدی علیه السلام اطلاع ندارد که بخواهد ما را به صاحبمان دعوت بکند، مگر آن مولایی که امرش را بر عهده میگیرد. آن مولایی که امرش را بر عهده میگیرد، در روایات آمده: «ما این را مخفی کردیم و کسی که بیاید و رموز این شخص را باز بکند، صاحبش است.» این عین نص روایت است.
به راستی منظور از «مولی» در این حدیث چیست؟ فرقه یمانی چگونه از این روایت سوءاستفاده میکند؟ در مقاله «بررسی تحریف حدیثِ الا المولی الذی یلی امره» در وبسایت یمانی پژوهی، به بررسی این شبهه و آشکار کردن معنای صحیح «مولی» پرداخته شده است.
بخش نهم: جمع بندی نهایی
استاد شهبازیان: پاسخ به شبهه «محارب» و «ابن ملیح».
الف) منظور از محارب کیست؟
آقای کهندل عزیز، شما درسها را از اساتید، خوب یاد نگرفتید و اشتباه توجیه کردید. استاد شما، شیخ حیدر زیادی، در مقدمه کتاب شیخ ناظم عقیلی -دست راست احمد بصری- کتاب را تأیید کرده و انتشارات انصار چاپ کرده، به نام «الیمانی الموعود حجه الله»؛ او وقتی به این روایت میرسد، توجیهی میکند که شما باید این توجیه را یاد بگیرید. استادت، شیخ حیدر زیادی، اینگونه توجیه کرده: گفت این «فَعَلیّ مُحارِب» بوده، واو آن اضافه است و صفت و موصوف بوده. مراجعه کن کتاب الیمانی الموعود حجه الله صفحه 148.
خندهدار است حضرتعالی درمورد «فعل و محارب»، محارب را به احمد بزنید. این محارب چه ربطی به احمد دارد؟ تا حالا که احمد مخفی بوده. نه تو نه آن اساتید تو هیچکدام تا حالا عکسی هم از او ندیدید. ما فعلاً جنگی از ایشان ندیدیم به جز ترس و واهمه و مخفی شدن و پناه بردن به استعمار. ما هنوز از این آقا ثمرهای ندیدیم. پس جنگنده بودن هم برای ایشان قابل اثبات نیست. محارب را نمیتوانی به احمد بزنی.
پس اگر به فرض حرف شما را هم بگیریم، این محارب ربطی به احمد پیدا نکرد. الحمدلله حضرتعالی قبول کردید در بصره دو نفر میآیند. اسم یکیشان علی، اسم یکیشان محارب.
ب) احمد بن ملیح، نه احمد و ملیح!
نکته بعدی این که شما میگویی «در کتاب بشاره الاسلام، احمد و ملیح درست است چون که خودش گفته تصحیح کردم»؛ لطفا مراجعه کن: ایشان در کتاب میگوید: «هَذِهِ النُسخَه کَثیرَهُ الغَلَطِ». این خطبه البیانی را که من برداشت کردم، کثیره الغلط بود. از آن بعضی از حروف سقط شده بود، افتاده بود. سپس میگوید: «قَد صَحَّحتُ بَعضها بِنَظَری القاصِر» من فقط توانستم بعضی از این خطبه را تصحیحش بکنم. آن هم توسط اخبار اصلی.
ما وقتی به اخبار اصلی مراجعه میکنیم، چه غایه المرام سید هاشم بحرانی، در پایان کتاب، المحجه، چه خود دلائل الامامه که اصل و اولین منبعی است که ذکر میکند، حتی سید هاشم بحرانی از محمد بن جریر طبری ذکر میکند. نسخهای هم که از کتاب المحجه الان موجود است و بنده از روی آن میگویم، نسخهای است که به دست خط خود مرحوم سید هاشم بحرانی بوده و جزء اصح النسخ است. تماماً میگویند احمد ابن ملیح. واو وجود ندارد!
پس در بشاره الاسلام، مرحوم کاظمی خودش میگوید: من فقط توانستم بعضیها را درست کنم، اما بعضیهای دیگرش را نتوانستم درست بکنم.
تمام روایاتی که در تمام این کتبی که این روایت را نقل کردند، به اتفاق میگویند ابن ملیح.
ج) راستگو بودن.
من درمورد معیار، نگفتم «هر کسی راستگو باشد، یمانی است»، بلکه گفتم «معیارِ یمانی، راستگو بودن است».
ما امشب راستگویی را نه از شما دیدیم نه از امام احمد و نتوانستید از ادله امامت دفاع بکنی.
احمد کهندل: توضیحی درمورد محارب، و مخفی شدن
الف) تبیین معنای محارب.
تهمت زدن و اهانت کردن سیره و روش انسانهای مؤدب نیست. این که یک کسی روایاتی را از کتاب چاپشدهای که قبل از خودش آمده ذکر بکند، طبق نص روایتی که از امام صادق علیه السلام آوردم، تکلیف شیعیان است. و اگر کسی تهمت بزند، نعوذ بالله دارد به امام صادق علیه السلام تهمت میزند.
و اما راجع به محارب، در کتاب الیمانی حجه الله صفحه ۱۵۶ در نکته چهارم دقیقا ذکر میکند که محارب، رهبر سپاه امام مهدی علیه السلام است. «و محارب ای مقاتل، لکونه یقود معارک جیش امام علیه السلام العقائدیه و العسکریه» چه جنگ عقایدی و چه جنگ نظامی، برای محارب صفت صحیحی است.
ب) مخفی شدن دلیل بر ترس نیست.
و اما این که یک انسان نادانی مخفی شدن را دلیل بر ترس بداند، یعنی نه قرآن خوانده و نه روایت. در قرآن راجع به حضرت موسی علیه السلام میفرماید: «فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا یَتَرَقَّبُ» (آیه 21 سوره قصص). از روی ترس فرار کرد.
در کتاب غیبت شیخ طوسی در مورد وجود مقدس پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در آن سیزده سالی که در مکه بودند، امام صادق علیه السلام میفرماید: «اِکْتَتَمَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ بِمَکَّهَ مُسْتَخْفِیاً خَائِفاً خَمْسَ سِنِینَ لَیْسَ یَظْهَرُ وَ عَلِیٌّ عَلَیْهِ السَّلاَمُ مَعَهُ وَ خَدِیجَهُ…» (الغیبه شیخ طوسی، ج1، ص332). پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله در مکه پنج سال از روی ترس خودش را پنهان کرد. و امیرالمؤمنین علی علیه السلام و خدیجه سلام الله علیها هم همراه او مخفی شده بودند.
اگر یک انسان نادانی خیال بکند معنای شجاعت این است که جان خودش را هدر بدهد، او باید بداند که حجت خدا یک رسالتی بر عهدهاش است. و لازم نیست افراد نادان را قانع بکند.
ج) مخاطب حجت خدا کیست؟
مخاطب حجت خدا افرادی هستند که به غیب ایمان دارند، نه افرادی که غیب را منکر هستند. مخاطب حجت خدا کسی است که قانون شناخت معرفت حجت را بداند. بداند که حجت الهی به نص شناخته میشود. بداند فرق وصیت و سایر کتابها در چه اندازه است. این حداقلها را بداند.
منظور از «قانون شناخت معرفت حجت خدا» چیست؟ فرقه یمانی بر اساس کدام روایت، قانون معرفت وضع کردهاند؟ آیا به راستی «حدیث ما اشکل»، قانونی کلی برای شناخت حجت خدا ارائه میدهد، یا این فرقه از این حدیث سوء استفاده کرده است؟ در مقاله «بررسی ادعای قانون کلی شناخت حجت خدا در حدیث ما اشکل» در وبسایت یمانی پژوهی، به این سوالات پاسخ داده شده است.
و اما ما آماده هستیم که در خدمت شما باشیم برای ادامه این بحث، منتها به ما معیار بدهید.
پرسشهای متداول (FAQ)
پرسشهای اصلی استاد شهبازیان از احمد کهندل که بیجواب ماند، چه بود؟
استاد شهبازیان در طول مناظره بر دو یا سه پرسش اساسی اصرار ورزیدند که احمد کهندل (نماینده یمانی) یا از پاسخ مستقیم به آنها طفره رفت و آنها را «حواشی» و «مسائل فرعی» خواند، یا پاسخهای او با دلایل استاد شهبازیان ابطال شد و مناظره بدون جواب روشن ادامه یافت. آن سه پرسش اساسی عبارتند از: 1. استناد حدیث دروغین «ملک فهد»، به پیامبر 2. تقطیع حدیث «احمد بن ملیح» 3. سوءاستفاده از روایت «اولهم من البصره».
چکیده کلام استاد شهبازیان درمورد روایت «ملک فهد» چیست؟
اگر احمد بصری مدعی علم و عصمت است، پس چگونه به روایتی استناد میکند که اساساً از رسول خدا صلی الله علیه و آله نقل نشده و به دروغ ادعا میکند که روایت «ملک فهد» در مسند احمد بن حنبل آمده است؟ پس احمد الحسن کمترین اطلاعات حدیثی را ندارد و با نسبت دادن دروغ به پیامبر صلی الله علیه و آله، یمانی موعود نیست، زیرا یمانی نباید دروغگو و بیسواد باشد.
جریان یمانی چگونه از روایت «من البصره احمد بن ملیح» استفاده میکند؟
روایت «و من البصره احمد بن ملیح» توسط احمد الحسن بصری تقطیع شده و عبارت «ابن ملیح» حذف گردیده و تنها به «و من البصره احمد» استناد شده است! همچنین احمد بن ملیح ارتباطی با احمد بن اسماعیل بصری ندارد. احمد کهندل مدعی شد که «ابن»، غلط چاپی بوده و اصل عبارت «احمد و ملیح» است اما استاد شهبازیان با ارائه سندهای معتبر، این ادعا را رد کرد.
منظور از «محارب» در روایت «اولهم من البصره» کیست؟
در استناد به روایت «الا و انّ اولهم من البصره»، ادامه روایت که نام یاران بصره را «علی و محارب» ذکر میکند، توسط جریان یمانی خوانده نمیشود. همچنین ارتباطی میان «علی و محارب» با احمد بصری وجود ندارد. احمد کهندل ادعا کرد که «محارب» یک صفت است (و منظور، احمد الحسن است)، اما استاد شهبازیان با دلایلی، این توجیه را رد کرد و تأکید نمود که «علی و محارب» نام دو شخص هستند و محارب، نمیتواند احمد الحسن باشد.
چرا استاد شهبازیان، بحث از «حدیث وصیت» را به جلسه بعد موکول نمود؟
استاد شهبازیان معتقد است برای شناخت یمانی، باید از همان ادلهای استفاده کنیم که خودش ادعا کرده است؛ لذا او مناظره را با روایاتی شروع کرد که خود جریان یمانی در اثبات احمد الحسن، از آن استفاده میکنند. ایشان در جای دیگر (که لینکش در متن مناظره قرار داده شده است) به تفصیل درمورد حدیث وصیت صحبت کرده است. در اینجا معیار اصلی استاد شهبازیان برای ابطال یمانی، این بود که احمد بصری نه باسواد است و نه راستگو، و این ادعا را با مثالهای مشخص از کتب و ادله خودِ احمد البصری ثابت کرد.
مهمترین روایاتی که احمد کهندل از آن سوء استفاده و سوء برداشت کرد، چه بود؟
احمد کهندل در مقام دفاع از احمد بصری، از چندین روایت برای اثبات مشروعیت و جایگاه مدعی سوءاستفاده کرده است. مهمترین آنها عبارتند از:
حدیث وصیت: این حدیث مهمترین مستند کهندل است و او تأکید میکند که وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله جای هیچ شبههای را باقی نمیگذارد.
روایات حاوی نام «احمد»: کهندل تمام روایاتی که نام «احمد» را برای قائم یا موعود ذکر میکنند (مانند «اسم او احمد، عبدالله و مهدی است» یا «شعارشان احمد احمد است» یا «الْغُلَامَ الْأَصْفَرَ السَّاقَیْنِ اسْمُهُ أَحْمَدُ»)، بدون هیچ دلیل و مدرکی به طور صریح به احمد بن اسماعیل بصری نسبت میدهد. استاد شهبازیان این ارتباط را رد میکند و تأکید میکند که این روایات ممکن است درباره افراد دیگر یا خلفای عباسی باشند.
همچنین روایت تقطیع شدهی «من البصره احمد» که اصلش «احمد بن ملیح» است، و روایت «اولهم من البصره» و نسبت دادن محارب به احمد الحسن.
- منظور حدیث وصیت است ↩︎







با سلام
شما مطمئنا جز یاران امام زمان نیستید حتی در عنوان بندی رعایت ادب و امانت را ندارید و خائن میباشد مثلا مناظره دکتر فلانی با فلانی
اگر واقعا طرف مقابل سواد نداره و میایید با دکترهای شما مناظره میکنه نشان دهنده حقانیت آنها است چون یک آدم بی سواد چنین در مقابل دکترهای شما مناظره میکنه والسسسسسسسسلام
با سلام
فرمودید: (شما مطمئنا جز یاران امام زمان نیستید حتی در عنوان بندی رعایت ادب و امانت را ندارید و خائن میباشید). در پاسخ به این مدل استدلال شما میگوییم: (رهبر فرقه شما نیز قطعا جزو یاران امام زمان ع نیست زیرا رعایت ادب را نسبت به ایت الله سیستانی ندارد و در نوشتجات خود از ایشان با عنوان “ایت الله” یاد نمیکند).
در ادامه فرمودید: (اگر واقعا طرف مقابل سواد نداره و میاید با دکترهای شما مناظره میکنه نشان دهنده حقانیت آنها است…). در پاسخ به این سخن شما میگوییم: ( هر غیر متخصصی میتواند چنین سخنی بر زبان براند و خود را حق و صاحب علم معرفی کند زیرا با فلان دکتر و متخصص گفتگو کرده است).
ای کاش به جای بیان مسائل حاشیه ای، بحثی علمی را مطرح می کردید.
🔻اگر توان علمی داشته و تمایل به گفتگو پیرامون ادعاهای احمد بصری را دارید، لطفا به گروههای زیر تشریف بیاورید:
✳️ گروه انصار امام مهدی (عج)
🆔 https://t.me/ansar_almahdi_1
✳️ گروه موعود
🆔https://t.me/Moud_12
✅ ضمنا کانال تلگرامی زیر رو هم ببینید:
🆔 https://t.me/PayehayePooshaly