مقالات

بررسی ادعای قانون کلی شناخت حجت خدا در حدیث ما اشکل

فهرست محتوا

مقدمه

یکی از مهم‌ترین مباحث اعتقادی برای شیعیان، یافتن راه شناخت حجت خدا و تشخیص مدعیان راستین از دروغین است.

در سال‌های اخیر، فرقه یمانی یا همان پیروان احمد الحسن یمانی (مشهور به احمد اسماعیل بصری) با استناد به حدیث مشهور «ما اشکل»، مدعی شده‌اند که این حدیث یک «قانون کلی شناخت» با سه رکن «وصیت، سلاح و پرچم» ارائه کرده است.

ما در مقاله‌ای دیگر با عنوان «نقد ادعای یکی بودن مهدی و یمانی در حدیث ما اشکل»، بخشی از ادعای فرقه یمانی را بررسی نموده، ثابت کردیم که یمانی نمی‌تواند مصداق قائم و مهدی در حدیث «ما اشکل» باشد.

حال این مقاله، به بررسی و نقد دقیق استدلال‌های فرقه یمانی در مورد حدیث «ما اشکل» می‌پردازد تا روشن سازد که آیا این حدیث واقعاً در مقام بیان قانون کلی شناخت حجج الهی است یا صرفاً به بیان برخی از علائم ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اختصاص دارد.

ما در این نقد، دلایل متعددی را از متن خود روایت و دیگر احادیث برای ابطال کلیت این قانون ادعایی و شبهه‌پذیر بودن «وصیت» ارائه خواهیم داد.

ادعای کلیت قانون شناخت حجت های خدا

همان‌طور که در مقاله اول درمورد حدیث ما اشکل (مقاله‌ی نقد ادعای یکی بودن مهدی و یمانی در حدیث ما اشکل) ملاحظه فرمودید، حدیث «ما اشکل» هیچ ارتباطی به شخصیت یمانی نداشته و ادعای همبوشیان مبنی بر ارتباط فرازهایی از این حدیث با شخصیت یمانی، چیزی جز گزافه‌گویی نبود. جهت مشاهده کامل حدیث ما اشکل، به مقاله اول مراجعه نمایید.

یکی دیگر از ادعاهای گزاف همبوشیان در مورد حدیث «ما اشکل» این است که می‌گویند:

«وصیت و سلاح و پرچم، قانون کلی شناخت حجج الهی است زیرا امام (علیه السلام) در حدیث فرموده‌اند: مَا أَشْکَلَ‏ عَلَیْکُمْ فَلَمْ ‏یُشْکِلْ عَلَیْکُمْ عَهْدُ نَبِیِّ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ رَایَتُهُ وَ سِلَاحُه‏: هر آنچه که برای شما اشکال [و شبهه] ایجاد کند، عهد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) ‏و پرچم و سلاح او اشکال [و شبهه] نمی‌کند».

بر این اساس، آن‌ها مدعی هستند که حدیث «ما اشکل» در مقام بیان قانون کلی شناخت حجج الهی بوده و همین سه راه است که بی‌شبهه بوده و می‌توان به‌وسیله آن‌ها مدعیان دروغین را از راستین جدا نمود.

پیش از مشاهده پاسخ این اشکال، جهت مطالعه بیشتر درمورد «وصیت و سلاح و پرچم» که مورد استناد فرقه مدعی یمانی است، به هریک از مقالات ذیل در وبسایت یمانی پژوهی رجوع نمایید:

بررسی حدیث وصیت در کتاب الغیبه شیخ طوسی

بررسی معنای اصلی سلاح امام و راه های تشخیص حجت واقعی از دروغین

بررسی مادی بودن یا معنوی بودن پرچم حضرت قائم که نزد ایشان است

و اما پاسخ به این ادعای گزاف:

۱. حدیث «ما اشکل» در مورد قانون کلی شناخت حجج الهی نیست

امام باقر علیه السلام در حدیث «ما اشکل»، هیچ صحبتی از «قانون کلی شناخت حجت‌های خدا» به میان نیاورده‌اند، بلکه نهایت چیزی که بتوان از کلام ایشان برداشت نمود این است که حضرتش در مقام بیان راه شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده که در این جهت به بیان برخی از علائم پرداخته‌اند.

۲. عدم شمولیت وصیت، سلاح و پرچم بر همه حجج الهی

مضافاً اینکه در این حدیث صحبت از عهد و سلاح و پرچم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می‌باشد و پرواضح است که در نزد حجّت‌ها و پیامبران پیشین، این سه موجود نبوده است؛ لذا این حدیث در مقام بیان قانون کلی معرفت حجت‌های الهی نمی‌باشد، بلکه فقط در مقام بیان برخی از علائم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و ظهور ایشان می‌باشد.

۳. نقد توجیهات همبوشیان درباره «علم» و «حاکمیت خدا»

اگر گفته شود که «مراد از سلاح، علم است و مراد از پرچم، یعنی حاکمیت خدا و… لذا حضرتش در مقام بیان قانون کلی شناخت حجج الهی بوده‌اند»، در جواب می‌گوییم:

این معانی برخلاف ظهور روایت و روایات فراوان دیگر است؛ اما بر اساس همین معانی اشتباه هم، این سه، قانون کلی نمی‌باشد؛ زیرا آنچه که به‌عنوان قانون در این حدیث مطرح می‌شود، علم پیامبر صلی الله علیه و آله است و مسلماً علم پیامبر صلی الله علیه و آله در نزد بسیاری از پیامبران و حجج الهی نبوده است، بلکه گاهی، بخشی از علم پیامبر صلی الله علیه و آله در نزد آنان بوده است.

مگر اینکه همبوشیان قائل شوند که «مراد از علم پیامبر صلی الله علیه و آله، بخشی از علم ایشان می‌باشد»، اما این مطلب خلاف ظاهر روایت «ما اشکل» می‌باشد؛ زیرا بر اساس روایت، باید علم پیامبر صلی الله علیه و آله در نزد حجج الهی باشد تا یک پایه قانون شناخت کامل گردد، نه بخشی از علم پیامبر صلی الله علیه و آله.

به ‌عبارت دیگر، اگر بپذیریم این حدیث در مقام بیان قانون کلی شناخت می‌باشد، آنچه به‌عنوان قانون مطرح گشته علم پیامبر صلی الله علیه و آله بوده، نه علم مطلق و بدون قید. اگر علم مطلق جزو قانون شناخت باشد، دکتر و مهندس و… را هم شامل می‌شود؛ زیرا این افراد هم علم دارند. اما همان‌طور که در حدیث مشاهده فرمودید، علم پیامبر صلی الله علیه و آله در کلام امام باقر علیه السلام مطرح است، نه علم مطلق و بدون قید.

نکته: حتی اگر این معنای غلط را ــ که سلاح به معنای علم است ــ از سوی آنان بپذیریم، باز هم اشکال دیگری به کلیت قانون شناخت فرقه یمانی کاذب، وارد می‌باشد و آن اینکه:

شخصی که از نظر علمی ضعیف می‌باشد ــ که در جامعه، این افراد فراوان‌اند ــ چگونه می‌تواند علمیت فرد مدعی را تشخیص دهد؟ اگر فرد مدعی از آسمان و زمین و بهشت و جهنم و احکام الهی و… خبر دهد، آن شخص ضعیف‌العلم چگونه می‌تواند علمیت او را تصدیق نموده و به او ایمان بیاورد؟

در همین عصر حاضر، افراد فراوانی هستند که قدرت تشخیص سخنان غیرعلمی احمد اسماعیل همبوشی در کتبش ــ مثلاً کتاب وهم الالحاد ــ را ندارند و در دام او گرفتار می‌شوند!

حتی افراد بسیاری زبان عربی بلد نبوده و یا قادر به تشخیص روایت از غیر روایت نیستند؛ لذا در فضای فرقه همبوشی ترجمه اشتباه عمدی احادیث دیده می‌شود و یا عباراتی عربی به‌عنوان حدیث تحویل مخاطبین می‌شود و مخاطبین هم آن‌ها را می‌پذیرند، درحالی‌که اصلاً آن ترجمه صحیح نبوده و آن عبارات عربی، روایت نمی‌باشد.

برای دیدن چند نمونه از این شیادی‌ها به مقالات ذیل در وبسایت یمانی پژوهی مراجعه فرمایید:

بررسی جنگ‌ها و میزان کشتار و خونریزی پس از ظهور

بررسی محل خروج یمانی و نقد توجیهات فرقه احمد اسماعیل

۴. نقد استدلال به وصیت پیامبر خدا

آیا وصیت پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در نزد حجج الهی قبل بوده است؟! مسلماً هیچ‌یک از همبوشیان چنین چیزی قائل نیست؛ لذا بالاجبار در معنای حدیث دست‌برده و می‌گویند: «منظور از وصیت، یعنی نص الهی، وصیت پیامبران قبل و…».

پرواضح است که این معنا برخلاف ظاهر روایت بوده؛ زیرا امام علیه السلام در حدیث «ما اشکل» فرمودند: «عَهْدُ نَبِیِّ اللَّهِ صلی الله علیه و آله: عهد پیامبر ‏خدا صلی الله علیه و آله».

جالب اینجاست که بر اساس همین معنای غلط هم، ادعای همبوشیان پیرامون قانون کلی شناخت/وصیت باطل می‌شود. زیرا در بسیاری از احادیث، ائمه علیهم السلام برای اثبات حقانیت خود به وصیت احتجاج نکرده‌اند.

من باب نمونه به حدیث زیر دقت فرمایید:

«مُهَلَّبُ بْنُ قَیْسٍ، قَالَ: قُلْتُ لِلصَّادِقِ (عَلَیْهِ السَّلَامُ): بِأَیِّ شَیْ‏ءٍ یَعْرِفُ الْعَبْدُ إِمَامَهُ؟ قَالَ: أَنْ یَفْعَلَ کَذَا. وَ وَضَعَ یَدَهُ عَلَى حَائِطٍ، فَإِذَا الْحَائِطُ ذَهَبَ، ثُمَّ وَضَعَ یَدَه‏ عَلَى أُسْطُوَانَهٍ فَأَوْرَقَتْ مِنْ سَاعَتِهَا، ثُمَّ قَالَ: بِهَذَا یَعْرِفُ الْإِمَام‏».

ترجمه: مهلب بن قیس به امام صادق علیه السلام می‌گوید: به چه چیزی عبد امامش را می‌شناسد؟ حضرتش فرمودند: به اینکه اینچنین ‏انجام دهد و [سپس] دست مبارکش را بر دیوار قرار داد و ناگهان دیوار طلا شد، سپس دستش را بر ستونی قرار داد و در همان ‏لحظه آن ستون سبز [و تبدیل به درخت] شد، سپس حضرتش فرمودند: به وسیله این [قدرت الهی] امام را می‌شناسد. ‏

این در حالی است که طبق اعتقاد همبوشیان، امام در جواب مهلب بن قیس باید به وصیت و سلاح و پرچم استدلال می‌نمودند. اما حضرتش هیچ نامی از این سه به میان نمی‌آورند، بلکه معجزه را به‌عنوان راه شناخت معرفی می‌نمایند.

پیروان احمد الحسن بصری از پذیرش معجزه بعنوان یکی از راه‌های تشخیص حجت خدا امتناع می‌ورزند. جهت مشاهده نظریات فرقه یمانی درمورد معجزه، به مقاله «معجزه؛ یکی از طرق تشخیص حجت خدا» منتشر شده در وبسایت یمانی پژوهی مراجعه نمایید.

همچنین به این نمونه دیگر نیز توجه نمایید:

از ابو بصیر روایت شده که گفت: من به حضور امام کاظم علیه السّلام مشرف شدم و گفتم: فداى تو شوم، امام را چگونه می‌توان شناخت؟

فرمودند: به چند خصلت:

الف) اینکه پدر امام او را در بین مردم براى امامت معرفى و نصب کند تا براى مردم حجت باشد، زیرا رسول خدا صلى اللّه علیه و آله امیر المؤمنین‏ علیه السّلام را براى مقام امامت به جهت مردم معرّفى و منصوب کردند.

ب) هر امامى باید امام بعد از خود را براى مردم معرفى نماید.

ج) هر سؤالى که می‌کنى جواب گوید.

د) تو ساکت باشى و امام به سخن ابتدا کند (و منظور تو را بگوید).

ه) مردم را از جریان فردا خبر دهد.

و) با هر یک از مردم به زبان خودشان تکلم نماید.

به امام کاظم علیه السّلام گفتم: فداى تو شوم! امام باید به هر زبانى تکلم کند؟

فرمودند: آرى، امام منطق پرنده را هم می‌داند.

این حدیث مهم که راه شناخت حجت خدا علیه‌السلام را معرفی می‌کند به خاطر بسپارید، و بطلان ادعای تمام مدعیان دروغین را ثابت کنید!

7 - بررسی ادعای قانون کلی شناخت حجت خدا در حدیث ما اشکل

نکته: اساساً اگر شخصی به علت دور بودن از جامعه و اخبار و… از وجود حجّت الهی بی‌خبر باشد، آمدن حجت جدید با وصیت حجت قبل، در جهت شناخت حجت جدید کارگشا نخواهد بود؛ زیرا آن شخص، حجّت قبل را شناخت نداشته تا بخواهد به وصیت او عمل نماید و معتقد شود. بر این اساس، وصیت نمی‌تواند به‌عنوان قانون کلی شناخت مطرح گردد.

۵. نقد استدلال به پرچم پیامبر خدا

آیا پرچم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در نزد حجج الهی قبل بوده است؟! مسلماً هیچ‌یک از همبوشیان چنین چیزی قائل نیست. لذا بالاجبار در معنای حدیث دست‌برده و می‌گویند: «پرچم یعنی حاکمیت الله»

جالب اینجاست که بر اساس همین معنای غلط هم، ادعای همبوشیان پیرامون قانون کلی شناخت/پرچم باطل می‌شود. زیرا در بسیاری از احادیث، ائمه علیهم السلام برای اثبات حقانیت خود به آن احتجاج نکرده‌اند.

۶. تقطیع حدیث و حذف علائم دیگر

همبوشیان سعی بر این دارند که قانون کلی شناخت حجج الهی را در سه چیز ــ وصیت، سلاح و پرچم ــ خلاصه کنند و غالباً از ذکر ادامه حدیث «ما اشکل» در فضای مجازی خودداری می‌نمایند.

به عبارات زیر که توسط همبوشیان نقل می‌شود دقت کنید:

«مَا أَشْکَلَ‏ عَلَیْکُمْ فَلَمْ ‏یُشْکِلْ عَلَیْکُمْ عَهْدُ نَبِیِّ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ رَایَتُهُ وَ سِلَاحُه…»

ترجمه:‏ هر آنچه که برای شما اشکال [و شبهه] ایجاد کند، عهد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) ‏و پرچم و سلاح او اشکال [و شبهه] نمی‌کند…

اما با مراجعه به ادامه حدیث در کتب روایی شاهد هستیم که امام باقر علیه السلام در مقام بیان قانونی کلی در جهت شناخت حجج الهی نبوده، بلکه نهایت چیزی که بتوان از کلام ایشان برداشت نمود این است که حضرتش در مقام بیان راه شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند که در این جهت به بیان برخی از علائم پرداخته‌اند.

حال به ادامه حدیث دقت کنید:

«مَا أَشْکَلَ عَلَیْکُمْ فَلَمْ یُشْکِلْ عَلَیْکُمْ عَهْدُ نَبِیِ‏ اللَّهِ‏ صلی الله علیه و آله وَ رَایَتُهُ وَ سِلَاحُهُ وَ النَّفْسُ الزَّکِیَّهُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ فَإِنْ أَشْکَلَ عَلَیْکُمْ ‏هَذَا فَلَا یُشْکِلُ عَلَیْکُمُ الصَّوْت‏ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِهِ وَ أَمْرِه‏…»

ترجمه:‏ هر‌‌‎ ‎آنچه که‎ ‎برای‎ ‎شما‎ ‎اشکال [و شبهه] ایجاد کند ‌‎

  • ‏عهد‎ ‎پیامبر خدا صلی الله علیه و آله
  • و‎ ‎پرچم‎ ‎
  • و‎ ‎سلاح‎ ‎او ‏
  • و‎ ‎نفس زکیه از‎ ‎اولاد‎ ‎حسین (علیه السلام)‌‌‎ ‎اشکال [و شبهه]‌‌‎ ‎نمی‌کند.
  • پس‎ ‎اگر‎ ‎این‌‏ ‌‏[موارد] بر شما اشکال [و شبهه] ایجاد کند صدای‎ ‎آسمانی‎ ‎به‎ ‎اسم او‎ ‎و‎ ‎امر او بر شما ‏اشکال [و شبهه] ‏نمی‌کند.‏

حال علت عدم ذکر ادامه حدیث توسط همبوشیان را فهمیدید؟

جهت مشاهده متن کامل حدیث به مقاله اول یعنی مقاله «نقد ادعای یکی بودن مهدی و یمانی در حدیث ما اشکل» منتشر شده در وبسایت یمانی پژوهی مراجعه نمایید.

آری… امام باقر علیه السلام در مقام بیان برخی علائم شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند زیرا بر اساس روایات، نفس زکیه و صیحه آسمانی از علائم شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد. اما همبوشیان با تقطیع روایت به مخاطبین خود القا می‌کنند که در حدیث «ما اشکل» سخن از قانون کلی شناخت حجت‌های خدا در میان است.

جهت دیدن نمونه کوچکی از تقطیع‌های همبوشیان پیرامون حدیث «ما اشکل»، تصویر زیر را ملاحظه نمایید:

تقطیع حدیث ما اشکل در فرقه یمانی
مواردی از تقطیع حدیث «ما اشکل» در فرقه مدعی یمانی

۷. نقد توجیهات در مورد نفس زکیه و صیحه آسمانی

برخی از همبوشیان در پی این رسوایی و خیانت، توجیهاتی بیان می‌کنند تا فضاحت این رسوایی را تحت‌الشعاع قرار داده و همچنان مریدان خود را در دام این فرقه نگه دارند اما نمی‌دانند که در منجلاب و باتلاق، هرچه دست‌وپا بزنند بیشتر فرومی‌روند.

می‌گویند: «مراد از نفس زکیه، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده که نفسی تزکیه شده دارند و مراد از صیحه آسمانی، رویای در خواب می‌باشد».

اما پاسخ به این توجیهات سست:

جواب اول) دلیل عقلی بر ردّ تفسیر «نفس زکیه» به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

با توجه به اینکه در روایات فراوان، نفس زکیه و صوت آسمانی جزو علائم ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف مطرح شده است، مراد از نفس زکیه نمی‌تواند امام زمان علیه السلام باشد زیرا در غیر این صورت، امام زمان علیه السلام جزو علائم امام زمان علیه السلام خواهد شد که این مطلب امری غیرمعقول است.

جواب دوم) شواهد روایی بر نادرستی تفسیر «صیحه آسمانی» به رؤیا

مراد از صیحه آسمانی هم نمی‌تواند رؤیای در خواب باشد زیرا در احادیث داریم:

‏« … یُنَادِی مُنَادٍ مِنَ السَّمَاءِ بِاسْمِ الْقَائِمِ علیه السلام فَیَسْمَعُ مَنْ بِالْمَشْرِقِ وَ مَنْ بِالْمَغْرِبِ لَا یَبْقَى رَاقِدٌ إِلَّا اسْتَیْقَظَ وَ لَا قَائِمٌ‏ إِلَّا قَعَدَ وَ لَا ‏قَاعِدٌ إِلَّا قَامَ عَلَى رِجْلَیْهِ فَزَعاً مِنْ ذَلِکَ الصَّوْتِ فَرَحِمَ اللَّهُ مَنِ اعْتَبَرَ بِذَلِکَ الصَّوْتِ فَأَجَابَ فَإِنَّ الصَّوْتَ الْأَوَّلَ هُوَ صَوْتُ ‏جَبْرَئِیلَ الرُّوحِ الْأَمِین‏…»

ترجمه:‏ ندا دهنده‌ای از آسمان به اسم قائم ندا می‌دهد پس هر آن کس که در شرق و غرب است می‌شنود. هیچ انسان خوابی ‏نیست مگر بیدار می‌شود و هیچ ایستاده‌ای نیست مگر اینکه می‌نشیند و هیچ نشسته‌ای نیست مگر اینکه بر دو پایش ‏می‌ایستد به خاطر وحشت از آن صوت، پس خدا رحم کند بر کسی که بوسیله آن صوت پند پذیرد و جواب دهد، پس ‏همانا صوت اول صوت جبرئیل روح الامین است.‏

(بحارالانوار، ج52، ص230)‏

در این حدیث شریف کاملاً مشخص می‌گردد که مراد از صیحه آسمانی، شنیده‌شدن صدایی از سمت آسمان می‌باشد که همگان می‌شنوند و از وحشت آن، حالت خود را عوض می‌کنند. ایستاده از وحشت آن صدا می‌نشیند و نشسته، می‌ایستد و خفتگان از خواب بیدار می‌شوند.

مضافاً اینکه امامان شیعه علیهم السلام احادیث فراوانی در مورد خواب و رؤیا بیان فرموده‌اند و این بحث جزو اسرار آل محمد علیهم السلام نبوده تا بخواهند در لفافه سخن بگویند. و اساساً در هیچ حدیثی، از خواب تعبیر به «صیحه آسمانی» آن‌هم با اوصاف مذکور در بالا نشده است.

جواب سوم) تبعات نادرست پذیرفتن این توجیهات بر قانون شناخت حجج خدا

علی فرض پذیرش این معانی غلط، باز هم امام باقر علیه السلام در مقام بیان قانون کلی شناخت حجج الهی نمی‌باشند.

آیا قانون شناخت حجج الهی این است که همراه حجج الهی نفس زکیه ــ یعنی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ــ بوده و مردم در عالم خواب، رؤیای حجج الهی را می‌دیده‌اند؟!

مضافاً اینکه در صورت پذیرش این معانی غلط، قانون شناخت حجج الهی سه تا نمی‌شود، بلکه پنج تا می‌شود.

جمع بندی ادعای کلیت قانون شناخت

متأسفانه فراوان دیده شده که فرقه یمانی کاذب برای اثبات ادعاهای خود به احادیثی استناد می‌کنند که مدعای آنان را ثابت نمی‌کند.

در این بخش با بررسی حدیث «ما اشکل» و ذکر برخی شواهد، ادعای همبوشیان مبنی بر قانون کلی شناخت را باطل نمودیم. همان‌طور که شاهد بودید، همبوشیان برای اثبات ادعای خود دست به توجیهات سستی زدند؛ اما بر اساس همان توجیهات سست هم قادر به اثبات کلیت قانون شناخت خود نبودند.

بنابراین قانون شناخت ادعایی همبوشیان، هیچ‌گونه کلیتی نداشته و با دقت در فرازهای حدیث «ما اشکل» بطلان ادعای آنان ثابت می‌گردد.

ادعای شبهه‌ناپذیری وصیت

در مقاله اول (نقد ادعای یکی بودن مهدی و یمانی در حدیث ما اشکل) و در بخش‌ قبلی ثابت نمودیم که حدیث «ما اشکل» مربوط به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده و هیچ ارتباطی با یمانی ندارد. مضافاً اینکه امام باقر علیه السلام در مقام بیان قانونی کلی جهت تشخیص حجج الهی نبوده‌اند، بلکه نهایت چیزی که بتوان از کلام ایشان برداشت نمود این است که حضرتش در مقام بیان راه شناخت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده که در این جهت به بیان برخی از علائم پرداخته‌اند.

بر اساس آنچه تاکنون پیرامون حدیث «ما اشکل» بیان نمودیم، به‌خوبی بطلان این فرقه پوشالی ثابت می‌شود اما به همین مقدار اکتفا ننموده و ادعاهای دیگر همبوشیان پیرامون این حدیث را مورد بررسی قرار داده تا رسوایی هرچه‌بیشتری ــ با مدد از امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف ــ برای این فرقه منحرف رقم بخورد.

یکی دیگر از ادعاهای فرقه همبوشی پیرامون حدیث «ما اشکل»، شبهه ناپذیری وصیت می‌باشد.

وصیت در نزد همبوشیان، از اهمیت و جایگاه ویژه‌ای برخوردار است. آنان بر این باورند که: «وصیت، به تنهایی می‌تواند حقانیت صاحبش را به اثبات برساند زیرا فقط صاحب ‏وصیت است که می‌تواند مدعی وصیت شده و به آن احتجاج نماید».

با صرف‌نظر از ادله مضحک همبوشیان پیرامون این باور غلط ــ که سابقاً در مقاله «بررسی حدیث وصیت در کتاب الغیبه شیخ طوسی» به آن پرداختیم ــ به ادعای شبهه‌ناپذیری وصیت پرداخته و حدیث «ما اشکل» را از این منظر مورد دقت قرار می‌دهیم.

اینک دوباره همان فراز مربوطه از حدیث «ما اشکل» را از نظر می‌گذرانیم:

«مَا أَشْکَلَ عَلَیْکُمْ فَلَمْ یُشْکِلْ عَلَیْکُمْ عَهْدُ نَبِیِ‏ اللَّهِ‏ صلی الله علیه و آله وَ رَایَتُهُ وَ سِلَاحُهُ وَ النَّفْسُ ‏الزَّکِیَّهُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ فَإِنْ أَشْکَلَ عَلَیْکُمْ ‏هَذَا فَلَا یُشْکِلُ عَلَیْکُمُ الصَّوْت‏ مِنَ السَّمَاءِ ‏بِاسْمِهِ وَ أَمْرِه‏…»

ترجمه:‏ هر‌‌‌‎ ‎آنچه که‎ ‎برای‎ ‎شما‎ ‎اشکال [و شبهه] ایجاد کند ‌‎

  • ‏عهد‎ ‎پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) ‏
  • و‎ ‎پرچم‎ ‎
  • و‎ ‎سلاح‎ ‎او ‏
  • و‎ ‎نفس زکیه از‎ ‎اولاد‎ ‎حسین (علیه السلام)‌‌‌‎ ‎اشکال [و شبهه]‌‌‌‎ ‎نمی‌کند.
  • پس‎ ‎اگر‎ ‎این‌‏ ‌‏[موارد] بر شما اشکال [و شبهه] ایجاد کند ‏صدای‎ ‎آسمانی‎ ‎به‎ ‎اسم او‎ ‎و‎ ‎امر او بر شما ‏اشکال [و شبهه] ‏نمی‌کند.‏

و اما نکاتی پیرامون این فراز:

۱. نقد تفسیر سه مؤلفه

همان‌طور که در مقاله اول و در این مقاله گذشت، همبوشیان عهد و پرچم و سلاح را به «وصیت و حاکمیت خدا و علم» تفسیر می‌کنند اما باز هم قانون شناخت ادعایی آنان از ۳ عدد فراتر می‌رود که سابقاً پیرامون این مطلب گفت‌وگو نمودیم.

۲. محل نزاع در نحوه ترجمه «هذا»

محور بحث ما در این بخش پیرامون شبهه‌ناپذیری یا شبهه‌پذیری وصیت می‌باشد. محل نزاع و اختلاف در این جهت، برگشت به نحوه ترجمه دارد. به عبارت زیر دقت فرمایید:

«مَا أَشْکَلَ عَلَیْکُمْ فَلَمْ یُشْکِلْ عَلَیْکُمْ عَهْدُ نَبِیِ‏ اللَّهِ‏ صلی الله علیه و آله وَ رَایَتُهُ وَ سِلَاحُهُ وَ النَّفْسُ ‏الزَّکِیَّهُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ فَإِنْ أَشْکَلَ عَلَیْکُمْ ‏هَذَا فَلَا یُشْکِلُ عَلَیْکُمُ الصَّوْت…»

ترجمه اول:

اگر کلمه «هذا» در عبارت فوق را، اشاره به نفس زکیه بگیریم ترجمه اینگونه ‏می‌شود:‏

«هر‌‌‌‎ ‎آنچه که‎ ‎برای‎ ‎شما‎ ‎اشکال [و شبهه] ایجاد کند، عهد‎ ‎پیامبر خدا ‌‏( صلی الله علیه و آله) ‏و‎ ‎پرچم‎ ‎و‎ ‎سلاح‎ ‎او ‏و‎ ‎نفس زکیه از‎ ‎اولاد‎ ‎حسین (علیه السلام)‌‌‌‎ ‎اشکال ‌‏[و شبهه]‌‌‌‎ ‎نمی‌کند ‏پس‎ ‎اگر‎ ‎این‌‏ ‌‏[یعنی نفس زکیه] بر شما اشکال [و شبهه] ایجاد ‏کند‏ صدای‎ ‎آسمانی‎ ‎به‎ ‎اسم او‎ ‎و‎ ‎امر او بر شما ‏اشکال [و شبهه] ‏نمی‌کند».

بر اساس این ترجمه، عهد و پرچم و سلاح و صدای آسمانی جای شک و شبهه‌ای برای کسی باقی نمی‌گذارد ولی جالب اینجاست که بر اساس این ترجمه، قانون شناخت همبوشیان ۴ تا می‌شود، نه ۳ تا لذا بطلان این فرقه و غرض‌ورزی آنان ثابت می‌گردد.

آری دوستان! مبلغین همبوشی هیچ‌گاه صیحه آسمانی را جزو قانون شناخت خود مطرح نمی‌کنند، با وجود اینکه امام باقر علیه السلام در حدیث «ما اشکل» به شبهه ناپذیری آن تصریح می‌نمایند. طبق آماری بیش از ۹۷ درصد همبوشیان از ادامه حدیث «ما اشکل» که سخن از نفس زکیه و صدای آسمانی در میان است، هیچ اطلاعی نداشته و در جهل کامل به سر می‌برند.

ترجمه دوم:

اما اگر کلمه «هذا» در عبارت فوق را، اشاره به موارد قبل ــ یعنی عهد و پرچم و سلاح و نفس زکیه ــ بگیریم، ترجمه این‌گونه می‌شود:

«هر‌‌‌‎ ‎آنچه که‎ ‎برای‎ ‎شما‎ ‎اشکال [و شبهه] ایجاد کند، عهد‎ ‎پیامبر خدا ‌‏(صلی الله علیه و آله) ‏و‎ ‎پرچم‎ ‎و‎ ‎سلاح‎ ‎او ‏و‎ ‎نفس زکیه از‎ ‎اولاد‎ ‎حسین (علیه السلام)‌‌‌‎ ‎اشکال ‌‏[و شبهه]‌‌‌‎ ‎نمی‌کند پس‎ ‎اگر‎ ‎این‌‏ ‌‏[موارد] بر شما اشکال [و شبهه] ایجاد کند ‏صدای‎ ‎آسمانی‎ ‎به‎ ‎اسم او‎ ‎و‎ ‎امر او بر شما ‏اشکال [و شبهه] ‏نمی‌کند».

بر اساس این ترجمه، در همه موارد قبل امکان شبهه وجود دارد و فقط صیحه آسمانی است که شبهه‌ناپذیر معرفی شده است.

بر اساس این ترجمه هم، بطلان فرقه همبوشی و غرض‌ورزی آنان بر همگان آشکار می‌گردد زیرا آنان همواره شبهه‌ناپذیری عهد و سلاح و پرچم را برای مخاطبین خود بیان می‌نمایند، درحالی‌که فقط صدای آسمانی، شبهه‌ناپذیر می‌باشد.

خلاصه اینکه «هذا» هرگونه تفسیر شود، در نهایت بطلان این فرقه و عوام‌فریبی و غرض‌ورزی همبوشیان مشخص می‌گردد.

۳. شواهد بر شبهه‌پذیری وصیت (عهد)

اما قراین و شواهدی موجود است که «هذا» به همه موارد قبلی اشاره دارد ــ یعنی ترجمه دوم ــ و بر این اساس وصیت از شبهه‌ناپذیری خارج شده و امکان شبهه در آن وجود دارد.

شاهد اول:

در نقل دیگر از حدیث «ما اشکل» عبارت این‌گونه می‌باشد:

« … فَیُبَایِعُونَهُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ وَ مَعَهُ عَهْدٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَدْ تَوَارَثَتْهُ الْأَبْنَاءُ ‏عَنِ الْآبَاءِ وَ الْقَائِمُ رَجُلٌ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ یُصْلِحُ اللَّهُ لَهُ أَمْرَهُ فِی لَیْلَهٍ فَمَا أَشْکَلَ‏ عَلَى ‏النَّاسِ مِنْ ذَلِکَ یَا جَابِرُ فَلَا یُشْکِلُ عَلَیْهِمْ وِلَادَتُهُ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ وِرَاثَتُهُ الْعُلَمَاءُ ‏عَالِماً بَعْدَ عَالِمٍ فإِنْ أَشْکَلَ‏ هَذَا کُلُّهُ عَلَیْهِمْ فإِنَّ الصَّوْتَ مِنَ السَّمَاءِ لَا یُشْکِلُ عَلَیْهِمْ ‏إِذَا نُودِیَ بِاسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِیهِ وَ أُمِّه‏».

ترجمه: پس با او بین رکن و مقام بیعت می‌کنند و همراه او عهدی از رسول خداست که ‏فرزندان از پدران ارث برده‌اند و قائم مردی از فرزندان حسین است که خدا امر ‏او را در شبی اصلاح می‌کند، پس آنچه که اشکال [و شبهه] کند بر مردم از آن ای ‏جابر، ولادتش از رسول خدا و وراثتش از علماء یکی پس از دیگری بر آنان ‏اشکال نمی‌کند پس اگر همه این‌ها اشکال و شبهه کند بر آن‌ها همانا صوت از ‏آسمان بر آنان اشکال [و شبهه] نمی‌کند زمانی که به اسم او و اسم پدر و مادرش ‏ندا داده می‌شود. ‏

(بحارالانوار، ج52، ص239)‏

در این نقل به عهد رسول خدا صلی الله علیه و آله و تولد از ایشان و علم اشاره شده است اما به تصریح امام باقر علیه السلام شک و شبهه در همه آن‌ها راه دارد، ولی در صدای آسمانی هیچ‌گونه شک و شبهه‌ای وجود ندارد.

شاهد دوم:

و در نقل دیگری از حدیث «ما اشکل» این‌گونه آمده است:

« … فَیُبَایِعُونَهُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ وَ مَعَهُ عَهْدُ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله قَدْ تَوَاتَرَتْ عَلَیْهِ الْآبَاءُ فإِنْ أَشْکَلَ‏ عَلَیْهِمْ مِنْ ذَلِکَ شَیْ‏ءٌ فإِنَّ الصَّوْتَ مِنَ السَّمَاءِ لَا یُشْکِلُ عَلَیْهِمْ إِذَا نُودِیَ ‏بِاسْمِهِ وَ اسْمِ أَبِیهِ».

ترجمه: پس با او بین رکن و مقام بیعت می‌کنند و همراه او عهد رسول خداست که پدران ‌‏[او] بر آن [عهد] اتفاق داشته‌اند پس اگر چیزی اشکال [و شبهه] کند بر آن‌ها از ‏آن پس همانا صوت از آسمان بر آنان اشکال [و شبهه] نمی‌کند زمانی که به اسم ‏او و اسم پدرش ندا داده می‌شود. ‏

بنا به تصریح این نقل هم احتمال اشکال و شبهه در عهد وجود دارد و فقط صدای آسمانی شبهه‌ناپذیر و غیرقابل اشکال معرفی شده است.

نکته: لازم به ذکر است امام باقر علیه السلام در این احادیث بیان می‌دارند که صیحه آسمانی در بین موارد مذکور ــ یعنی عهد و سلاح و پرچم و ولادت از رسول خدا صلی الله علیه و آله ــ غیرقابل اشکال و شبهه می‌باشد، نه اینکه حضرتش در مقام بیان شبهه‌ناپذیری صیحه در بین همه موارد مذکور و غیرمذکور در روایت باشند.

۴. تعدد مدعیان وصیت (عهد) به‌عنوان دلیل عقلی

در زمان ما هرکسی می‌تواند مدعی وصیت شود و بگوید: «من همان احمد مذکور در وصیت کتاب شیخ طوسی هستم». لذا شبهه‌پذیری وصیت، امری ملموس و وجدانی بوده و هیچ نیازی به ارائه دلیل نقلی برای اثبات شبهه‌پذیری نمی‌باشد.

آری دوستان! افراد بسیاری تاکنون ادعای احمد بودن داشته و همگی هم در قید حیات بوده و رگ گردنشان زده نشده است. احمدالحسن شاخه رایات سود، احلاس، جیش الغضب، احمد فیسبوکی، احمدی در تلگرام، احمدی در سروش و ایتا و… حتی خود شما هم می‌توانید ادعای وصیت کنید بدون اینکه رگ گردنتان زده شود.

جالب اینجاست که همه این احمدها، به وصیت و سلاح و پرچم استناد نموده و پیروانشان در حقانیت آن‌ها خواب‌های فراوان دیده‌اند.

جمع بندی ادعای شبهه‌ناپذیری وصیت

با توجه به روایات، وصیت شبهه پذیر بوده و شبهه‌ناپذیری وصیت، ادعای دروغ و گزافی بیش نیست. تعدد مدعیان، دلیلی دیگر و بلکه بهترین دلیل بر شبهه‌پذیری وصیت می‌باشد.

بطلان ادعای شبهه‌ناپذیری وصیت
شبهه‌ناپذیری وصیت! بطلان ادعای گزاف همبوشیان با دلیل نقلی و عقلی

ادعای همراهی وصیت

همان‌طور که می‌دانید، مبلغین فرقه یمانی به هر ترفندی سعی دارند تا با استناد به حدیث «ما اشکل»، قانون من‌درآوردی کلی راه شناخت حجج الهی خود را به خورد مخاطبین داده و اعتقادات این فرقه را برگرفته از روایات جلوه دهند.

در مقاله اول (نقد ادعای یکی بودن مهدی و یمانی در حدیث ما اشکل) و در بخش‌های قبلی همین مقاله، به‌لطف امام زمان، پرده از غرض‌ورزی مبلغین فرقه همبوشی پیرامون حدیث «ما اشکل» برداشته و انحراف و بطلان این فرقه را بر همگان آشکار نمودیم. در بخش حاضر، حول فراز دیگری از حدیث «ما اشکل» گفت‌وگو می‌کنیم و بر رسوایی‌های این فرقه پوشالی می‌افزاییم.

به عبارات زیر از حدیث «ما اشکل» دقت فرمایید:

« … ثُمَّ یَخْرُجُ مِنْ مَکَّهَ هُوَ وَ مَنْ مَعَهُ الثَّلَاثُمِائَهٍ وَ بِضْعَهَ عَشَرَ یُبَایِعُونَهُ بَیْنَ الرُّکْنِ وَ الْمَقَامِ مَعَهُ عَهْدُ نَبِیِّ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وَ رَایَتُهُ وَ سِلَاحُه‏… فَالْزَمِ الْأَرْضَ وَ لَا تَتَبَّعْ مِنْهُمْ رَجُلًا أَبَداً حَتَّى تَرَى رَجُلًا مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ مَعَهُ ‏عَهْدُ نَبِیِّ اللَّهِ وَ رَایَتُهُ وَ سِلَاحُه‏…»

ترجمه:‏ سپس او [مهدی] به همراه‎ ‎آن‎ ‎سی‌صد‎ ‎و‎ ‎چند‎ ‎نفر ‏ــ که با وی بین رکن و مقام بیعت کردند ــ از مکه خارج می‌شوند همراه او عهد پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) و پرچم و سلاح ‏پیامبر (صلی الله علیه و آله) می‌باشد… پس بر زمین بنشین و هرگز از احدی از آنان پیروی نکن تا‎ ‎آنکه‏ ‏مردی‎ ‎از‎ ‎اولاد‎ ‎حسین‌‏ ‌‏(علیه السلام) را‎ ‎ببینی‎ ‎که عهد‎ ‎پیامبر خدا ‌‏(صلی الله علیه و آله)‌‌‎ ‎و‎ ‎پرچم‎ ‎و‎ ‎سلاح‎ ‎وی‎ ‎همراه‎ ‎اوست.‏

(بحارالانوار، ج52، ص224)‏

نکاتی پیرامون حدیث:

۱. حدیث مربوط به امام زمان است

سابقاً بیان نمودیم که این حدیث مربوط به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بوده و ادعای ارتباط این فقرات با یمانی چیزی جز گزافه‌گویی نمی‌باشد. (توضیح بیشتر در مقاله نقد ادعای یکی بودن مهدی و یمانی در حدیث ما اشکل)

۲. نفی کلیت قانون شناخت

وقتی ثابت شد که این حدیث مربوط به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می‌باشد، کلیت قانون شناخت همبوشیان زیر سؤال رفته و عوام‌فریبی آنان آشکار می‌گردد. (توضیح بیشتر در بخش ابتدای همین مقاله)

۳. مادی بودن عهد (وصیت)

با صرف‌نظر از دو نکته قبل، به تصریح کلام امام باقر علیه السلام باید ببینی همراه آن شخص از فرزندان امام حسین علیه السلام، عهد نبی خدا و پرچم و سلاح ایشان باشد.

‏« … حَتَّى ترَى رَجُلًا مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ مَعَهُ عَهْدُ نَبِیِّ اللَّهِ وَ رَایَتُهُ وَ سِلَاحُه…»

با توجه به عبارت «حَتَّى ترَى رَجُلًا مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ مَعَهُ ‏عَهْدُ نَبِیِّ اللَّهِ وَ رَایَتُهُ وَ سِلَاحُه: تا ببینی مردی از فرزندان حسین را که همراه او عهد پیامبر خدا و سلاح و پرچم اوست»، عهد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله شیئی مادی می‌باشد که آن شخص به همراه دارد و اگر مادیت این عهد و پیمان را منکر شویم، هر شخصی می‌تواند ادعا کند که همراهش عهد پیامبر خدا صلی الله علیه و آله است.

در احادیث دیگر هم اشاره به مادی بودن عهد شده است. به حدیث زیر دقت فرمایید:

«قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام‏ کَأَنِّی أَنْظُرُ إِلَى الْقَائِمِ علیه السلام عَلَى مِنْبَرِ الْکُوفَهِ وَ حَوْلَهُ أَصْحَابُهُ ‏ثَلَاثُمِائَهٍ وَ ثَلَاثَهَ عَشَرَ رَجُلًا عِدَّه أَهْلِ بَدْرٍ وَ هُمْ أَصْحَابُ الْأَلْوِیَهِ وَ هُمْ حُکَّامُ اللَّهِ ‏فِی أَرْضِهِ عَلَى خَلْقِهِ حَتَّى یَسْتَخْرِجَ مِنْ قَبَائِهِ کِتَاباً مَخْتُوماً بِخَاتَمٍ مِنْ ذَهَبٍ عَهْدٌ ‏مَعْهُودٌ مِنْ رَسُولِ اللَّهِ صلی الله علیه و آله فَیُجْفِلُونَ عَنْهُ إِجْفَالَ الْغَنَمِ الْبُکْمِ فَلَا یَبْقَى مِنْهُمْ إِلَّا الْوَزِیرُ وَ ‏أَحَدَ عَشَرَ نَقِیباً کَمَا بَقَوْا مَعَ مُوسَى بْنِ عِمْرَانَ علیه السلام فَیَجُولُونَ فِی الْأَرْضِ وَ لَا یَجِدُونَ ‏عَنْهُ مَذْهَباً فَیَرْجِعُونَ إِلَیْهِ وَ اللَّهِ إِنِّی لَأَعْرِفُ الْکَلَامَ الَّذِی یَقُولُهُ لَهُمْ فَیَکْفُرُونَ بِهِ».

ترجمه: امام صادق علیه السلام فرمودند: گویا به قائم علیه السلام نگاه می‌کنم بالاى منبر کوفه است و سی‌صد و سیزده مرد یارانش ــ ‏به تعداد اهل جنگ بدر ــ اطرافش هستند و آنان پرچمداران و حکام خدا بر ‏خلق هستند در روى زمین تا آن که [قائم] از قباى خود یک نوشته‌ای با مهر ‏طلائى خارج می‌کند که عهدی است پیمان گرفته شده از طرف رسول خدا صلی الله علیه و آله ‌‏[و چون آن را اعلام می‌دارد] پس مانند گوسفند گنگ [و وحشت زده] با سرعت از دورش می‌رمند ‏و جز یک وزیر و یازده نقیب [و فرمانده] کسى نمی‌ماند همان تعداد که با حضرت ‏موسى ماندند. آن‌ها در سراسر زمین می‌گردند و جز او راهی بدست نمى‏آورند پس ‏به سوى او برمی‌گردند. به خدا قسم! آن کلامی که [قائم] به آن‌ها می‌گوید و آن‌ها ‏نمی‌پذیرند را می‌دانم.‏

در این حدیث، تصریح شده است که قائم علیه السلام آن نوشته و عهدنامه با مهر طلایی را از قبای خود بیرون می‌آورد و این مطلب دلالت صریح بر مادیت عهد دارد.

۴. نقد استدلال همبوشیان بر شیادی

ممکن است همبوشیان بگویند: «اگر عهد شیئی مادی باشد، هر شیادی می‌تواند آن را برای خود درست ‏کند و مردم را گول بزند».

در جواب می‌گوییم: اتفاقاً اگر عهد امری غیرمادی باشد، هر شیادی می‌تواند آن را ادعا کند! اما اگر مادی باشد، به‌راحتی می‌توان قدمت کاغذ و نوشته روی آن را به‌وسیله آزمایشگاه‌های تخصصی مربوطه فهمید و به صدق و کذب مدعی آن پی برد.

۵. عدم همراهی وصیت با احمد الحسن یمانی

همبوشیان، عهد و پرچم و سلاح را به «وصیت و حاکمیت خدا و علم» تفسیر و معنا می‌کنند اما بر اساس پذیرش این معانی، تیشه به ریشه فرقه خود زده و بطلان خویش را ثابت نموده‌اند زیرا احمد اسماعیل همبوشی هیچ‌گونه عهد/وصیتی همراه خود نداشته و از علم پیامبر صلی الله علیه و آله هم بهره‌ای نبرده است.

۶. نقد تفسیر «همراهی وصیت»

ممکن است گفته شود: ‏«منظور از به همراه داشتن عهد/وصیت یعنی اسم آن مرد از فرزندان امام حسین علیه السلام ــ ‏احمد ــ در وصیت پیامبر صلی الله علیه و آله مذکور است».

در جواب خواهیم گفت: اگر بخواهیم عبارت «معه عهد نبی الله» را این‌گونه تفسیر کنیم که «اسم احمد در عهد/وصیت پیامبر مذکور است» ــ علاوه بر اینکه این تفسیر با ظاهر روایت مخالف می‌باشد ــ باید فرازهای بعدی را هم به همان معنا تفسیر نموده و بگوییم: «اسم احمد در وصیت و در حاکمیت خدا و در علم پیامبر خدا وجود دارد».

اما حتی همبوشیان هم چنین معنای مضحکی را قبول نمی‌کنند و نسبت به سلاح، قائل به «معیّت/همراه بودن» هستند یعنی آنان قائل‌اند که همراه آن فرزند امام حسین علیه السلام، سلاح/علم پیامبر صلی الله علیه و آله است.

مضافاً اینکه این ترجمه و تفسیر غلط، سبب می‌گردد شیادان فراوانی ادعای احمد بودن کرده و بگویند: «اسم ما در وصیت پیامبر صلی الله علیه و آله ذکر شده است».

خلاصه اینکه فرازهای مختلف حدیث «ما اشکل» و تفسیرهای من‌درآوردی همبوشیان، بلای جان آنان شده و بطلان این فرقه پوشالین را رقم زده است.

نتیجه‌گیری

با بررسی دقیق حدیث «ما اشکل» در کتب معتبر شیعه، بطلان ادعای فرقه یمانی مبنی بر ارائه «قانون کلی شناخت» با سه رکن «وصیت، سلاح، پرچم» به اثبات می‌رسد:

الف) حدیث «ما اشکل» مربوط به علائم ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف است، نه یک «راه شناخت کلی حجت خدا» برای تمام دوران‌ها و پیامبران.

ب) فرقه یمانی با تقطیع روایت، «نفس زکیه» و «صیحه آسمانی» را حذف کرده‌اند. با این حذف، قانون ادعایی آن‌ها از پنج رکن به سه رکن کاهش یافته و غرض‌ورزی آنان آشکار شده است.

ج) وصیت (عهد) مطابق نصوص و شواهد روایی، یک معیار شبهه‌پذیر است. ادعای احمد الحسن یمانی مبنی بر شبهه‌ناپذیری وصیت، خلاف صریح کلام امام باقر علیه السلام است.

د) عهد/وصیت یک حقیقت مادی (کتاب با مهر) است که باید همراه مدعی باشد. احمد اسماعیل بصری هیچ وصیت مادی‌ای به همراه ندارد.

در نهایت، قانون شناخت ادعایی فرقه یمانی هیچ‌گونه کلیتی نداشته و دروغی بیش نیست. راه شناخت حجت خدا از طریق معجزات، نصّ امام پیشین و دیگر علائم متواتر ممکن است، نه صرفاً سه معیار تقطیع شده و شبهه‌پذیر.

پرسش‌های متداول (FAQ)

۱. ادعای فرقه یمانی در مورد حدیث «ما اشکل» چیست؟

فرقه یمانی (پیروان احمد الحسن یمانی) مدعی هستند که حدیث «ما اشکل»، قانون کلی راه شناخت حجت خدا را در سه مؤلفه «وصیت، سلاح و پرچم» خلاصه می‌کند و این سه، تنها معیارهای بی‌شبهه هستند.

۲. چرا حدیث «ما اشکل» نمی‌تواند یک قانون کلی شناخت باشد؟

زیرا امام باقر علیه السلام در این حدیث از «عهد، سلاح و پرچم پیامبر خدا صلی الله علیه و آله» صحبت می‌کنند؛ درحالی‌که این موارد در نزد حجج الهی پیش از پیامبر صلی الله علیه و آله وجود نداشته است. همچنین، ادامه حدیث به «نفس زکیه» و «صیحه آسمانی» اشاره دارد که جزو علائم ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هستند.

۳. چرا گفته می‌شود فرقه یمانی حدیث «ما اشکل» را تقطیع کرده است؟

همبوشیان از عمد یا جهل، ادامه حدیث شامل «نفس زکیه» و «صیحه آسمانی» را حذف می‌کنند تا قانون شناخت ادعایی خود را در سه مورد خلاصه کرده و آن را کلی جلوه دهند.

۴. آیا وصیت (عهد) مطابق روایات شبهه‌ناپذیر است؟

خیر. مطابق دو نقل دیگر از حدیث «ما اشکل»، امام باقر علیه السلام تصریح می‌کنند که در عهد (وصیت)، شک و شبهه راه دارد و تنها صیحه آسمانی است که شبهه‌ناپذیر معرفی شده است. تعدد مدعیان «وصیت» نیز دلیلی عقلی بر شبهه‌پذیری آن است.

۵. آیا «عهد» مذکور در حدیث، یک امر مادی است؟

بله، با توجه به عبارت «…حَتَّى تَرَى رَجُلًا مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ مَعَهُ ‏عَهْدُ نَبِیِّ اللَّهِ…» (…تا ببینی مردی از فرزندان حسین را که همراه اوست عهد پیامبر خدا…) و حدیث امام صادق علیه السلام که قائم «کتابی» با مهر طلایی (عهد) را از قبای خود خارج می‌کند، عهد شیئی مادی است. احمد اسماعیل بصری هیچ عهد مادی‌ای به همراه ندارد.

مطالب مشابه برای مطالعه بیشتر:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا